دانشمندان موسسه تحقیقاتی اسکریپس در فلوریدا در دو تحقیق مرتبط دریافته‌اند، چند نمونه داروی جدید می‌توانند گذرگاه‌های زیستی دخیل در نابودی سلول‌های مغزی را در بیماران پارکینسون هدف قرار دهند. این نتایج نشان می‌دهد، امکان طراحی داروهای بسیار کارآمد و گزینشی وجود دارد که می‌توانند از عملکرد میتوکندری حمایت کنند؛ میتوکندری انرژی سلول را تامین کرده و در نهایت از مرگ آن جلوگیری می‌کند. 
 
داروهای جدید مورد بررسی در این تحقیق، بر روی آنزیم‌های JNK1 ،JNK2 و JNK3 عمل می‌کنند که هر یک از این مولفه‌ها، آنزیمی با عملکرد زیستی منحصر‌به‌فرد هستند. این آنزیم‌ها به بسیاری از اجزای مشخص بیماری پارکینسون از جمله استرس اکسیداتیو و مرگ سلول برنامه‌ریزی‌شده مرتبط‌ هستند. استرس اکسیداتیو (عامل اکسیدشدن) همان پیروزی رادیکال‌های آزاد بر دفاع آنتی اکسیدانی بدن است و به نوعی به حمله‌های زیستی به بدن تعبیر می‌شود؛ به بیان دیگر، استرس اکسیداتیو به عنوان عامل برهم‌زننده تعادل میان تولید رادیکال‌های آزاد و دفاع‌های آنتی اکسیدانی بدن تعریف می‌شود.
 
یافته‌های جدید نویددهنده این موضوع هستند که داروهای جدید می‌توانند مانع نابودی تدریجی سلول‌های مغزی در بیماری پارکینسون و متوقف‌کردن زوال بیماران شوند. مطالعات اخیر همچنین نشان داده‌اند، آنزیم JNK3 نه تنها نقشی محوری را در مرگ سلول مغزی ایفا می‌کند، بلکه در بروز بیماری آلزایمر نیز دخیل‌ است. جزئیات این دو تحقیق در مجله‌های Scientific Reports و Journal of Medicinal Chemistry منتشر شده‌اند. 


برچسب‌ها: پارکینسون, داروی جدید
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


محققان آمریکایی در حال کار بر روی ماده‌ای به نام Vasalgel هستند که برای پیشگیری از بارداری مورد استفاده قرار گرفته و برخلاف روش وازکتومی برگشت‌پذیر است.  ژل تزریقی Vasalgel در اصل یک سد دفاعی است که لوله کوچک حامل اسپرم موسوم به مجرای دفران را مسدود می‌کند؛ این ژل مانند فیلتر عمل می‌کند، در این شرایط مایعات دیگر از این سد عبور کرده و تنها اسپرم در پشت آن متوقف می‌شود.
 
برای پیشگیری از بارداری طولانی‌مدت و غیر هورمونی باید از روش‌هایی مانند وازکتومی استفاده کرد که این روش تقریبا برگشت‌ناپذیر است؛ اما این ژل براحتی بدرون مجرای دفران تزریق شده و تنها مسیر حرکت اسپرم مسدود می‌شود. برای باز کردن مجدد مسیر حرکت اسپرم در مجرای دفران، یک پلیمر به این مجرا تزریق می‌شود.
 آزمایش بالینی ژل بر روی انسان هنوز انجام نشده است، اما آزمایشات صورت گرفته بر روی خرگوش و بابون، اثربخشی این ماده را برای پیشگیری از بارداری نشان می‌دهد؛ با تزریق دوم، مجرا باز شده و حیوان قدرت باروری مجدد خود را بدست می‌آورد. اثربخشی این ژل در مردان مانند اثربخشی وسیله پیشگیری از بارداری داخل رحمی آیودی (IUD) در زنان عنوان شده است؛ همچنین ژل Vasalgel با عوارض جانبی مانند درد، عفونت و خونریزی ناشی از عمل وازکتومی همراه نیست. این ژل توسط محققان بنیاد Parsemus Foundation در دست تولید است. 


برچسب‌ها: داروی جدید, وازال ژل, بارداری, ضد بارداری, اسپرم
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


داروسازي کريکس، يک شرکت فعال در زمينه توليد داروهاي جديد براي بيماري‌هاي کليوي، طي روزهاي گذشته اعلام کرد که سازمان غذا و داروي آمريکا نام تجاري اورکسيا (Auryxia) را براي فريک سيترات مورد تاييد اين سازمان پذيرفته است. اورکسيايک حامل فسفات با پايه آهن است که از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا براي کنترل سطوح فسفات سرمي در بيماران مبتلا به بيمارهاي مزمن کليوي نيازمند دياليز در سپتامبر 2014 مورد تاييد قرار گرفت.
 
هم‌اکنون در کشور آمريکا بيش از 400 هزار بيمار مزمن کليوي نيازمند دياليز زندگي مي‌کنند و انتظار مي‌رود که اين رقم روز به روز افزايش‌يابد. مديريت بيماري مزمن کليوي به‌دليل قابل کنترل نبودن فاکتورهاي متابوليکي نظير آهن و فسفات، دشوار و پيچيده است. احتباس فسفات و در نتيجه هايپرفسفاتمي در بيماران دياليزي به‌طور معمول با افزايش خطر بيماري‌هاي قلبي و استخواني و در نهايت مرگ همراه است. اغلب بيماران مزمن کليوي نيازمند درمان‌هاي مزمن با داروهاي متصل شونده به فسفات هستند. اين داروها فسفات سرمي را کاهش داده و آن را در سطح مطلوب حفظ مي‌کنند. به علاوه، سطح آهن در بيماران دياليزي به شدت افت پيدا مي‌کند و اغلب آنها نيازمند تزريق داخل وريدي آهن هستند. 
 
اورکسيا (فريک سيترات) از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا در سپتامبر 2014 مورد تاييد قرار گرفت و اين دارو براي کنترل سطح سرمي فسفات در مبتلايان به بيماري مزمن کليوي نيازمند دياليز تجويز مي‌شود. تاييد اورکسيا از سوي سازمان غذا و دارو، براساس يافته‌هاي به‌دست آمده از مطالعه فاز3 روي اثربخشي آن و رساندن سطح فسفر به محدوده 5/3 تا 5/5 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر است. آهن فريک موجود در اورکسيا در لوله گوارشي به فسفات مصرفي در غذاي روزانه متصل شده و فريک فسفات را شکل مي‌دهد. آهن فريک غيرمتصل در اورکسيا باعث افزايش آهن سرم (شامل فريتين و ترنسفرين اشباع شده) مي‌شود. جذب آهن اورکسيا ممکن است به افزايش سطح ذخاير آهن منتهي شود. بنابراين کنترل سطح آهن قبل و طي درمان با اورکسيا ضروري است. در اغلب اين بيماران، کاهش يا قطع تجويز داخل وريدي آهن اجتناب‌ناپذير است. شايع‌ترين عوارض گزارش شده در مطالعات در بيماران تحت درمان با اورکسيا عبارت بودند از عوارض گوارشي نظير اسهال، تهوع، استفراغ و يبوست. بيماران با سندرم اورلود آهن مانند هموکروماتوز، نبايد تحت درمان با اورکسيا (فريک سيترات) قرار گيرند. 


برچسب‌ها: داروی جدید, اورکسيا, فریک سیترات, دیالیز
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


نتايج به‌دست آمده از بخش اول مطالعه فاز3 با نام آنکسا (ANNEXA-A) روي آندکسانت آلفا (Andexanet Alfa) قابل‌توجه بوده است. آندکسانت آلفا، يک آنتي دوت براي مقابله با اثرات آنتي کوآگولانت مهارکننده‌هاي fXA، نظير آپيکسابان است. آندکسانت آلفا، اثر معکوسي سريع و کامل(بازگشت نزديک به 94 درصد اثرات ضدانعقادي آپيکسابان) در داوطلبان سالم 50 تا 75 سال ايجاد کرده است. گزارش کامل اين مطالعه به‌طور شفاهي در بخش گزارش ويژه نشست امسال انجمن قلب آمريکا در شيکاگو ارائه خواهد شد. بخش نخست مطالعه فاز3 آنکسا، به تمام اهداف اوليه و ثانويه درماني رسيد. در مطالعه مذکور 33 نفر شرکت داشتند که 24 نفرشان به‌طور کاملا تصادفي تحت درمان با آندکسانت آلفا قرار‌گرفته و 9 نفر دارونما دريافت کردند. در مطالعه 2 تا 5 دقيقه پس از کامل شدن دوز بولوس آندکسانت آلفا، فعاليت ضدانعقادي اليکوئيز تا 94 درصد معکوس شد. در تمام افراد تحت درمان با آندکسانت آلفا بين 90 تا 96 درصد فعاليت ضدانعقادي اليکوئيز معکوس شد. معکوس شدن فعاليت ضدفاکتور Xa با کاهش قابل‌توجه سطح اليکوئيز آزاد موجود در پلاسما مرتبط است، به‌علاوه آندکسانت آلفا توليد ترومبين را به سطح طبيعي و پايه آن (قبل از شروع درمان با اليکوئيز) باز مي‌گرداند. در اين مطالعه، هيچ عارضه ناخواسته جدي گزارش نشد و فقط واکنش‌هاي مختصر محل تزريق از سوي بيماران ذکر شدند.
 
دکتر جان تي کورنوت، سرپرست بخش تحقيق و توسعه پورتولا گفت: «معکوس شدن قابل‌توجه اثرات آنتي کوآگولانت اليکوئيز در تمام افراد دريافت کننده آندکسانت آلفا مشهود است. اين دارو طبق قانون حمايت از داروهاي خاص سازمان غذا و داروي آمريکا بررسي خواهد شد و چنين روندي کمک خواهد کرد که اين آنتي دوت هر چه سريع‌تر در اختيار بيماران نيازمند قرار گيرد. آندکسانت آلفا يک محصول منحصر به فرد است. اين دارو به سرعت فعاليت ضد Xa را با مکانيسم اثري شناخته شده معکوس مي‌کند. ما معتقديم که آندکسانت آلفا مي‌تواند اولين آنتي‌دوت مهارکننده فاکتور Xa موجود براي بيماران در حال مصرف داروهاي ضدانعقاد باشد که دچار خونريزي ناگهاني شده يا نياز به جراحي اورژانس دارند.» 


برچسب‌ها: داروی جدید, آندکسانت آلفا, مهارکننده فاکتور Xa
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


شرکت بريستول-ماير اخيرا اعلام کرده است که نتايج به دست آمده از مطالعه فاز3 تصادفي دوسوکور مقايسه اين با نام چک‌مت066(066-CheckMate) براي مقايسه اپديوو(Opdivo)، يک مهارکننده تحقيقاتي کنترل ايمني PD-L1 با شيمي درماني با داکاربازين(Dacarbazine) در بيماران بدون سابقه درمان مبتلا به ملانوماي پيشرفته نوع لجام گسيخته BRAF،موفقيت‌آميز‌ بوده است. در اين مطالعه، 418 بيمار شرکت داشتند. شانس بقاي يک ساله در بيماران در گروه تحت درمان با اپديوو، 73درصد و در گروه دريافت‌کننده شيمي‌درماني با داکاربازين، 42درصد بود. همچنينکاهش 58درصدي در خطر مرگ و مير در بيماران تحت درمان با اپديوو مشاهده‌شد. افزايش شانس بقا در هر گروه بيماران تحت درمان با اپديوو PD-L1 مثبت و PD-L1 منفي گزارش‌شد. يافته‌هاي حاصل از مطالعه چک‌مت066، در نشريه پزشکي نيوانگلند به چاپ رسيد و به طور شفاهي در کنگره بين‌المللي تحقيقات روي ملانوما سال 2014 در زوريخ مطرح شد.
 
دکتر کرولين روبرت، پروفسور درماتولوژي و سرپرست بخش درماتولوژي انستيتو گوستاو روزي گفت: «نتايج حاصل از مطالعه فاز3 چک مت براي اولين بار نشان دادند که مهارکننده کنترل ايمني PD-1،تاثيرات مثبتي بر شانس بقاي مبتلايان به اين بدخيمي کشنده دارد.» در هيچ کدام از دو گروه بيماران تحت درمان با اپديوو و داکابازين، عارضه کشنده‌اي گزارش نشد. قطع مصرف دارو در گروه دريافت‌کننده اپديوو در مقايسه با گروه تحت درمان با داکابازين به مراتب کمتر بود(8/6 درصد در برابر 7/11درصد).همچنين ميزان عوارض گزارش‌شده طي مطالعات در گروه دريافت‌کننده اپديوو به ميزان قابل‌توجهي کمتر از گروه ديگر بود. شايع‌ترين عوارض گزارش‌شده در گروه تحت درمان با اپديوو عبارت بودند از ضعف و بي‌حالي در 20درصد و تهوع در5/16درصد. اما شايع‌ترين عوارض مشاهده شده در دريافت‌کنندگان داکابازين عبارت بودند از تهوع در 5/41درصد، استفراغ در 21درصد، ضعف در 15درصد، اسهال در15درصد و مسوميت‌هاي خوني. در هيچ کدام از دو گروه هيچ موردي از مرگ و مير گزارش نشد. دکتر جورجينا لانگ، سرپرست انستيتو ملانوم استراليا و دانشگاه سيدني گفت: «مبتلايان به ملانوما که تاکنون تحت هيچ درماني قرار نگرفته‌اند و در اين مطالعه درمان با نيوولوماب (Nivolumab) را تجربه کرده‌اند، بهبود قابل توجهي را در شانس بقا و ميزان پاسخ‌دهي درماني نشان داده‌اند. همچنين، اين مطالعه پيش فرضيه نقش PD-L1 در بروز بدخيمي پيشرفته ملانوما را اثبات مي‌کند. در مطالعه چک مت066، هم بيماران PD-L1 مثبت و هم بيماران PD-L1 منفي تحت درمان با نيوولوماب واضحا از فوايد آن بهره برده‌اند.» خبر خوب آنکه مطالعات روي ترکيبات دارويي ايمنوانکولوژي در درمان ملانوما و ساير بدخيمي‌ها، به شکل درمان تک دارويي يا رژيم‌هاي ترکيبي همچنان ادامه خواهد داشت.» در مطالعه چک مت066، 418 بيمار به طور کاملا تصادفي تحت درمان با 3ميلي‌گرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن اپديوو براي 2 هفته يکبار(210 نفر) يا 1000 ميلي‌گرم به ازاي هر مترمربع از سطح بدن داکاربازين هر3 هفته يکبار(208نفر) قرار گرفتند.  


برچسب‌ها: داروی جدید, اپديوو, ملانوم
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


مطالعات جديد روي مولکول دارويي LCZ696 در مبتلايان به نارسايي قلبي همراه با افت برون‌ده قلبي، نشان داده است که اين دارو قابليت تغيير مرحله بيماري را دارد. در آگوست2014 ميلادي داروسازي نوارتيس نتايج به‌دست آمده از مطالعه پاراديگم (PARADIGM-HF) را منتشر کرد. در اين مطالعه اثبات شد که LCZ696 در رسيدن به اهداف اوليه مطالعه از مهارکننده آنزيم مبدل آنزيوتانسين با نام انالاپريل به مراتب اثربخش‌تر است.
 
هدف اوليه مطالعه، کاهش خطر مرگ‌هاي قلبي-عروقي يا بستري بيمارستاني ناشي از نارسايي قلبي است. نتايج اين مطالعه براي اولين بار در جلسه علمي انجمن قلب آمريکا در سال 2014 منتشر شد. ميزان کاهش خطر مرگ و مير در گروه دريافت‌کننده LCZ696، 20درصد (براي مبتلايان به نارسايي قلبي)، 45درصد در مرگ‌هاي قلبي-عروقي و 36درصد در تمام موارد مرگ‌هاي ناگهاني بود. ميزان بستري هاي بيمارستاني اورژانس به دلايل قلبي-عروقي نيز تا 16درصد کاهش يافت. به دليل خطر وخيم‌تر شدن علائم، هر 2گروه تحت درمان با LCZ696 و انالاپريل، به ميزان يکسان تحت نظر قرار گرفته شدند. مصرف‌کنندگان LCZ696 به ميزان 18درصد کمتر نياز به بستري در بخش مراقبت‌هاي ويژه را داشتند و 31درصد کمتر براي بهبود عملکرد قلبي به تزريق داخل وريدي دارو نياز داشتند. گزارش بيماران تحت درمان در هر دو گروه در مورد حال عمومي و برداشت پزشک درمانگر از شدت بيماري بررسي شد و وضعيت بيماران دريافت‌کننده LCZ696 به مراتب بهتر از مصرف‌کنندگان انالاپريل بود.
 
ديويد اپشتين، گفت: «اين نتايج قويا مطرح مي کنند که انتظار ما از LCZ696 بايد بيش از کاهش خطر مرگ و مير و ميزان بستري بيمارستاني باشد. اين درمان اميد تازه‌اي براي ميليون‌ها نفر مبتلا به نارسايي قلبي است که دچار افت عملکرد قلبي شده‌اند.» آناليز بيومارکرهاي قلبي(نظير تروپونين) که ميزان خطر و پيشرفت بيماري‌هاي قلبي را مشخص مي‌کنند، نشان داده که سطوح اين بيومارکرها در بيماران دريافت‌کننده LCZ696 به مراتب کمتر از دريافت‌کنندگان انالاپريل است، يعني در گروه تحت درمان با LCZ696 ميزان آسيب قلبي به مراتب کمتر از گروهي است که انالاپريل دريافت کرده است.
 
LCZ696 يک داروي تحقيقاتي جديد با الگوي مصرف 2 بار در روز براي درمان نارسايي قلبي است که باعث بهبود سيستم‌هاي نوروهورمونال حفاظتي از قلب مي‌شود (سيستم NP). اخيرا داروهاي موجود براي درمان نارسايي قلبي، فقط اثرات زيان بار را بلوک کرده و هنوز در اين گروه از بيماران ميزان مرگ و مير بالاست. آنچنان که 50درصد از بيماران تا 5 سال اول پس از تشخيص نارسايي قلبي جان خود را از دست مي‌دهند. نوارتيس قرار بوده که درخواست ثبت داروي جديد مربوط به LCZ696 را تا پايان سال2014 ميلادي به سازمان غذا و داروي آمريکا ارائه کند. 


برچسب‌ها: نارسایی قلبی, داروی جدید, LCZ696
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


دانشمندان انگلیسی با همکاری «موسسه تحقیقات سرطان» در منچستر انگلستان، داروهایی ارائه داده‌اند که سرطان پوست مقاوم به داروهای کنونی را درمان می‌کنند. داروهای کنونی، نسخه‌های مشکل‌دار پروتئینی به نام BRAF را هدف قرار می‌دهند که عامل نیمی از سرطان‌های ملانوم (نوعی سرطان پوست) است. اما با این که چنین داروهایی در ابتدا کارآمد هستند، سرطان‌ تقریبا همیشه ظرف یک سال در مقابل درمان مقاوم می‌شود.
 
داروهای جدید محققان انگلیسی می‌توانند در بیماران مبتلا به اشکالی از سرطان ملانوم کارآمد باشند که در مقابل مهارکننده‌های کنونی BRAF مقاومت می‌کنند. محققان حاضر نشان دادند داروهای جدید به نام‌های CCT196969 و CCT241161 رشد ملانوم ناشی از پروتئین BRAF را متوقف کردند. علاوه بر این، داروهای مزبور رشد تومور را در سرطان‌هایی متوقف کردند که در آن‌ها، داروهای هدف‌قراردهنده BRAF هرگز کارآمد نبودند.
 
محققان نشان دادند داروهای جدید پروتئین BRAF و گذرگاه‌های رشدی را که سلول‌های سرطانی برای مقاوم‌شدن به آن‌ها متکی‌اند، هدف قرار می‌دهند. نتایج بررسی‌ها حاکی از آن است دوز 20 میلی‌گرمی این داروها در هر روز، رشد تومورها را بدون ایجاد عوارض جانبی سرکوب کرد.
 
ملانوم بدخیم، پنجمین سرطان شایع در انگلستان است و در سال 2011، 13 هزار نفر در این کشور به این بیماری مبتلا شدند. دانشمندان پیش‌تر داروهایی را برای درمان این بیماری ارائه داده‌اند اما بدن بسیاری از بیماران به تدریج در مقابل این داروها از خود مقاومت نشان می‌دهد، این در حالی است که چنین افرادی اغلب انتخاب‌های درمانی دیگری ندارند. داروهای جدید امید زیادی را در بیماران مبتلا به ملانوم ایجاد می‌کنند و آزمایش‌های بالینی بر روی آن‌ها اوایل سال 2015 آغاز می‌شوند. جزئیات این دستاورد علمی در نشریه Cancer Cell قابل‌مشاهده است.  


برچسب‌ها: سرطان, سرطان پوست, داروی جدید, CCT196969, CCT241161
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


شرکت آمژن پايان تمام مطالعات باليني را که تحت حمايت مالي اين شرکت روي داروي ريلوتوموماب (Rilotumumab) در درمان بدخيمي پيشرفته معده انجام شده، اعلام کرد. از جمله اين مطالعات، 2 مطالعه فاز 3 با نام‌هاي ريلومت 1 و 2 (RILOMET) بوده‌اند. تصميم‌گيري امژن در اين زمينه، براساس به نتيجه رسيدن کميته نظارتي بر افزايش موارد مرگ و مير در گروه تحت درمان با ريلوتوموماب و شيمي درماني در مقايسه با شيمي‌درماني بدون اين داروست. دستيابي به تحليل‌هاي مورد انتظار اين مطالعات طبق برنامه امکان‌پذير خواهد بود. جزئيات مطالعه ريلومت 1 براي انتشار به زودي ارائه خواهد شد. دکتر هارپر از بخش تحقيق و توسعه امژن مي‌گويد: «ما از اين نتايج رضايت نداريم، اما با محققان براي بررسي بيشتر يافته‌ها در جهت تحقيقات آتي در اين حوزه درماني همکاري خواهيم داشت. همانطور که مي‌دانيم، نيازهاي درماني متعددي در مبتلايان به بدخيمي پيشرفته معده وجود دارد و اين بدخيمي هنوز شايع‌ترين علت مرگ ناشي از سرطان در سراسر دنياست
 
ريلوتوموماب، يک مونوکلونال آنتي‌بادي انساني تحقيقاتي است که براي مهار فاکتور رشد هپاتوسيت (HGF) که پتانسيل کاهش پروليفراسيون سلولي و پيشگيري از مهاجرت و تهاجم سلول‌هاي سرطاني را داراست، تجويز مي‌شود. در يک مطالعه روي مبتلايان به آدنوکارسينوم معده يا آدنوکارسينوم محل اتصال مري به معده MET مثبت که قبلا هيچ درماني را دريافت نکرده‌اند، اضافه‌کردن ريلوتوموماب هر 3 هفته به رژيم اپيروبيسين (epirubicin)، سيس پلاتين (cisplatin) و کاپسيتابين (capecitabine) باعث افزايش قابل توجه شانس بقاي بيماران و طول عمر بدون پيشرفت بيماري در مقايسه با دريافت‌کنندگان رژيم شيمي‌درماني بدون ريلوتوموماب شده است


برچسب‌ها: داروی جدید, ريلوتوموماب, سرطان, سرطان معده
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا ريفاپنتين(Rifapentine) با نام تجاري پريفتين(Priftin) را براي تجويز در عفونت پنهان توبرکلوزيس مورد تاييد قرار داده است. ريفاپنتين در ترکيب با ايزونيازيد براي درمان عفونت پنهان توبرکلوزيس در بيماران بالاي 2 سالي که در معرض خطر بروز بيماري توبرکلوزيس هستند، تجويز خواهد شد. پريفتين، يک داروي آنتي‌مايکوباکتريال است که در سال 1998 در ترکيب درماني با يک يا تعداد بيشتري از داروهاي ضدسل براي درمان عفونت فعال سل ريوي ناشي از مايکوباکتريوم توبرکلوزيس تاييد شده است. در فرد با عفونت پنهان سل، آلودگي به باکتري وجود دارد، اما وي احساس بيماري نمي‌کند و نمي‌تواند بيماري را به ديگران انتقال دهد. بيش از 11ميليون نفر در آمريکا به عفونت پنهان توبرکلوزيس مبتلايند که 5 الي 10 درصد از آنان در صورت عدم درمان، بيماري فعال سل را نشان خواهند داد. درمان سل پنهان در افراد در معرض خطر به ميزان قابل‌توجهي احتمال پيشرفت آن به بيماري فعال سل را کاهش مي‌دهد. دکتر رابرت بلکنپ، محقق مرکز ملي مطالعات سل آمريکا مي‌گويد: «در مورد افرادي که در معرض خطر ابتلا به سل فعال هستند، درمان آلودگي پنهان سل، يک اقدام مهم و بهداشتي در کنترل سل در جوامع است. مطالعه‌اي که در نشريه پزشکي نيوانگلند به چاپ رسيده است، نشان داده که تعداد بيشتري از بيماران رژيم 12 دوز يک‌بار در هفته ريفاپنتين و ايزونيازيد را در مقايسه با مصرف 9 ماه ايزونيازيد به پايان برده‌اند.» تاييد پريفتين براساس بخشي از مطالعه PREVENT TB انجام شد. اين مطالعه 12 هفته مصرف هفتگي پريفتين و ايزونيازيد را با نه ماه مصرف روزانه ايزونيازيد مقايسه کرده است. بيماري سل در 5 نفر از 3074 بيمار گروه مصرف‌کننده پريفتين و ايزونيازيد و 10 از 3074 نفر گروه مصرف‌کننده مونوتراپي ايزونيازيد فعال شد. 81درصد از بيماران در گروه درمان ترکيبي پريفتين و ايزونيازيد و 63 درصد از بيماران گروه مونوتراپي ايزونيازيد دوره درماني مقرر را کامل کردند. در دستورالعمل منتشر شده در اکتبر 2014 ميلادي سازمان جهاني بهداشت، رژيم 12 هفته‌اي اخير برابر با رژيم 9 ماهه ايزونيازيد ذکر شده است


برچسب‌ها: داروی جدید, ريفاپنتين, پريفتين, توبرکلوزیس, سل
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


داروسازي آوانير (Avanir Pharma) اخيرا اعلام کرده که سازمان غذا و داروي آمريکا پاسخ قطعي خود را به درخواست ثبت داروي جديد اين شرکت مربوط به داروي-AVP-825 ارائه کرده است. AVP-825 يک ابزار، داروي جديد شامل دوز اندک پودر سوماتريپتان (22 ميلي‌گرم) است که توسط يک تکنولوژي جديد انتقال پودر از راه بيني، سريعا وارد بدن فرد مي‌شود. در پاسخ اين سازمان ذکر شده که هنوز اطمينان در مورد امکان استفاده موثر و در عين حال ايمن از اين سيستم انتقال دارو وجود ندارد و بايد مطالعه جديدي براي بررسي عوامل انساني انجام شود. شرکت توليدکننده اين ابزار، دارو در صدد است که هر‌چه سريع‌تر مطالعات بررسي عوامل انساني خود را تکرار کند و نتايج آن را براي بررسي مجدد در پايان نيمه اول سال 2015 ميلادي به سازمان غذا و داروي آمريکا ارائه دهد. در صورت تاييد 825-AVP اولين و تنها شکل سريع‌الاثر و نازال پودر خشک سوماتريپتان خواهد بود که براي درمان ميگرن به بازار آمده است. سوماتريپتان پرمصرف‌ترين داروي نسخه‌اي براي درمان ميگرن است. تجويز اين دارو در گروهي از بيماران، نظير افرادي که سابقه بيماري عروق کرونر يا اسپاسم عروق کرونر دارند ممنوع است. با استفاده از تکنولوژي جديد انتقال نازال پودر، بيمار مي‌تواند دارو را به اعماق حفره بيني خود وارد کند تا دارو جذب بهتر، سريع تر و پايدارتري داشته باشد. بسته شدن کام نرم از بلعيده شدن يا وارد شدن پودر سوماتريپتان به ريه‌ها ممانعت مي‌کند.
 
طبق آمار رسمي منتشر شده از سوي مرکز پيشگيري و کنترل بيماري‌هاي آمريکا، بيش از 37 ميليون نفر در اين کشور از سردردهاي ميگرني رنج مي‌برند و هنوز کمبودهاي زيادي در درمان اين بيماران وجود دارد. داروهاي خانواده تريپتان به عنوان استاندارد درمان ميگرن درنظر گرفته مي‌شود. سوماتريپتان پرمصرف‌ترين داروي اين خانواده است و قرص‌هاي 100 ميلي‌گرمي آن بيش از ساير اشکال تجويز مي‌شود. طبق مطالعه‌اي که اخيرا به چاپ رسيده، بيش از 40 درصد از بيماران از درمان ضدميگرن دريافتي رضايت نداشته‌اند و 80 درصد آنان ذکر کرده‌اند که نياز به مصرف دارويي ديگر دارند


برچسب‌ها: داروی جدید, میگرن
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا بليناتوموماب (Blinatumomab) با نام تجاري بلينسيتو(Blincyto) را براي درمان لوسمي لنفوبلاستيک حاد سلول B مورد تاييد قرار داده است. لوسمي لنفوبلاستيک حاد سلول B، يک نوع به سرعت پيشرونده بدخيمي است که طي آن مغز استخوان تعداد زيادي لنفوبلاست سلول B (نوعي گلبول سفيد نابالغ)توليد مي‌کند. کروموزوم فيلادلفيا، يک ناهنجاري است که گاه در سلول‌هاي مغزاستخوان مبتلايان به لوسمي رخ مي‌دهد. انستيتوي ملي سرطان آمريکا تخمين زده است که بيش از 6 هزار نفر از مردم اين کشور تا پايان سال 2014 با تشخيص ALL روبرو خواهند شد و بيش از 1400 نفر در اثر اين بيماري جان خود را از دست خواهند داد. بلينسيتو، نمونه‌اي از ايميونوتراپي است. درماني که طي آن از سيستم ايمني فرد براي مبارزه با بيماري کمک گرفته مي‌شود.
 
بلينسيتو، اولين داروي مورد تاييد است که سلول‌هاي T را براي منهدم کردن سلول‌هاي لوسميک در درمان دخيل مي‌کند. دارو به عنوان يک رابط ميان پروتئيني با نام CD19 که روي سطح بيشتر لنفوبلاست‌هاي سلولB وجود دارند و CD3 پروتئيني که روي لنفوسيت‌هاي سلولT قرار دارد، عمل مي‌کند. اين دارو براي بيماراني که بدخيمي در آنها پس از درمان اوليه عود کرده است يا به درمان قبلي پاسخي نداده‌اند تجويز مي‌شود. ريچارد پازدور، سرپرست اداره داروهاي هماتولوژي و انکولوژي مرکز بررسي و ارزيابي داروهاي سازمان غذا و داروي آمريکا مي‌گويد: «ايميونوتراپي، به ويژه بلينسيتو با مکانيسم اثر منحصر‌به‌فردش، اميد تازه‌اي براي مبتلايان به اين بدخيمي خوني است. اطلاع از قابليت‌هاي درماني ايميونوتراپي باعث شد که سازمان غذا و داروي آمريکا اين دارو را تحت پوشش قانون تسهيل تاييد مورد بررسي قرار دهد.» اعلام راي سازمان غذا و داروي آمريکا در مورد بلينسيتو، 5 ماه زودتر از زمان تعيين شده اوليه (يعني 19 مي 2015 ميلادي) انجام شد. ايمني و اثربخشي بلينسيتو در يک مطالعه باليني با شرکت 185 نفر مبتلا به ALL سلول B کروموزوم فيلادلفيا منفي عود کرده يا بدون پاسخ‌دهي درماني بررسي شد. همه شرکت‌کنندگان حداقل 4 هفته تحت درمان با اينفيوژن بلينسيتو قرار گرفتند.
 
نتايج نشان داد که 32 درصد از شرکت‌کنندگان براي مدت زمان 6 ماه هيچ نشانه‌اي از بيماري نداشتند. در برگه اطلاعات دارويي بلينسيتو در مورد خطر بروز سندرم آزادسازي سايتوکين (افت فشارخون و تنگي نفس) در ابتداي درمان و نيز انسفالوپاتي هشدار داده شده است. شايع‌ترين عوارض گزارش شده به دنبال استفاده از اين دارو عبارت بودند از تب، سردرد، ادم محيطي، نوتروپني تب‌دار، تهوع، هايپوکالمي، ضعف، يبوست، اسهال و ترمور. بنابر مقررات تعيين شده، مطالعات روي ايمني اين دارو، به ويژه در موارد ذکر شده، پس از تاييد آن همچنان ادامه خواهد داشت


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, بلينسيتو, بليناتوموماب, لوسمی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


محققان بیمارستان تحقیقاتی اطفال سنت‌جود در ممفیس امریکا نوعی ترکیب دارویی را با موفقیت آزمایش کرده‌اند که سیستم ایمنی بدن با استفاده از آن، سلول‌های آلوده به مالاریا را درمان کرده و موجب می‌شود این انگل ظرف 48 ساعت در بدن موش‌ها دیگر وجود نداشته باشد. دانشمندان دریافتند با هدف‌قراردادن پروتئینی خاص در انگل مالاریا موسوم به ATP4، می‌توانند بر تغییرات گلبول‌های قرمز خون آلوده اثر بگذارند چون ATP4 نقش مهمی در تنظیم‌کردن تعادل سدیم انگل ایفا می‌کند.
 
با استفاده از ترکیبی به نام (+)-SJ733 تیم علمی توانست از فعالیت ATP4 جلوگیری کند. این موضوع منجر به کوچک‌شدن، سخت‌ترشدن و تغییر شکل سلول‌های آلوده به انگل مالاریا شد و تمامی این تغییرات مشخصه‌های گلبول‌های قرمز در حال پیرشدن هستند. این علائم موجب شد سیستم ایمنی بدن، سلول‌ها را جهت نابودکردنشان شناسایی کرده و سلول‌های سالم را دست‌نخورده رها کند. در موش‌های تحت بررسی، ترکیب (+)-SJ733 هشتاد درصد انگل‌های مالاریا را ظرف 24 ساعت از بین برد و پس از 48 ساعت این انگل‌ها دیگر در خون وجود نداشتند.
 
نتایج حاصله نشان می‌دهد SJ733 و ترکیبات دیگر آن که به شیوه‌ای مشابه عمل می‌کنند، در مبارزه جهانی علیه مالاریا بسیار کارآمد خواهند بود. دانشمندان اکنون به دنبال آزمودن (+)-SJ733 در آزمایش‌های بالینی بر روی انسان هستند. جزئیات این دستاورد علمی در مجله مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شد.  


برچسب‌ها: داروی جدید, مالاریا
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


دانشمندان آمریکایی دارویی تولید کرده‌اند که امید جدیدی برای درمان بیماران مبتلا به سرطان خون به شمار می‌آید. محققان «مرکز سرطان Memorial Sloan Kettering» در نیویورک معتقدند تقریبا 15 درصد بیماران مبتلا به «سرطان لوسمی حاد میلوئیدی» (AML) دارای شکل جهش‌یافته‌ای از ژن IDH2 هستند. این ژن، پروتئینی تولید می‌کند که در متابولیسم سلولی نقش کلیدی دارد. با این حال، زمانی که IDH2 جهش می‌یابد، به افزایش نوعی آنزیم 2-hydroxyglutarate منجر شده و این آنزیم مانع از تبدیل‌شدن گلبول‌های سفید نابالغ خون به گلبول‌های سالم و مبارزه‌کننده با عفونت می‌شود. در این جا، سلول‌های نابالغ انباشت می‌شوند تا این که تعداد آن‌ها بیش از سلول‌های عادی می‌شود و چنین موضوعی ابتلا به سرطان خون حاد را به دنبال دارد.
 
با این حال، داروی جدید دانشمندان به نام AG-221 فعالیت پروتئین جهش‌یافته‌ IDH2 را مسدود کرده و به گلبول‌های سفید نابالغ خون امکان می‌دهد به طور عادی رشد کنند. به گفته تیم علمی، در حال حاضر، روش‌های سنتی درمان سرطان مانند جراحی، شیمی‌درمانی و پرتودرمانی برای نابودکردن سلول‌های سرطانی به کار می‌روند، اما این شیوه‌ها، سلول‌های سالم را تحت تاثیر قرار داده و بنابراین، عوارض جانبی دارند. این در حالی است که داروی AG-221 پروتئین IDH2 را هدف قرار می‌دهد و این موضوع سلول‌ها را دوباره به وضعیت سالمشان بازمی‌گرداند.
 
در پژوهش انجام‌شده، 45 بیمار مبتلا به سرطان خون IDH2 مثبت یا بدخیمی‌های خونی توانستند چرخه درمان را تکمیل کنند و واکنش مثبت آن‌ها به داروی جدید 56 درصد اعلام شد. 15 تن از این بیماران (33 درصد) بهبودی کامل حاصل کردند و 10 نفر (22 درصد) نیز بهبودی نسبی یافتند. افزون بر این، واکنش‌های بیماران به درمان مداوم بودند و در این میان، تا به امروز بهبودی‌های کامل هشت ماه دوام آورده‌اند و هیچ نوع مرگ مرتبط با درمان نیز گزارش نشده است. دکتر «ایتان ام. اشتاین»، رهبر ارشد این تحقیق، مدعی است داروی جدید، پتانسیل متحول‌کردن درمان سرطان خون و بدخیمی‌های خونی را دارد، با این حال به تحقیقات بیشتری در این زمینه نیاز است. وی امیدوار است این دارو در نهایت تاریخ سرطان خون و دیگر سرطان‌های بدخیم را متحول کند. 


برچسب‌ها: داروی جدید, لوسمی, سرطان
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


هيات نظارت اداره کل غذا و داروي ايالات متحده اعلام کرد، اوپيوئيدي را مورد تاييد خود قرار داده که خصوصيات آن به‌گونه‌اي است که استفاده نامناسب از آن را با مشکل مواجه مي‌کند. اين اوپيوئيد جديد که Hysingla ER يا hydrocodone bitartrate ناميده مي‌شود، يک آنالژزيک اوپيوئيدي گسترده‌رهش است و براي درمان دردهاي شديدي تجويز مي‌شود که نياز به تجويز مکرر و در طولاني‌مدت اوپيوئيد دارند. درواقع، خصوصيتي که باعث مي‌شود اين دارو را نتوان مورد سوء‌استفاده قرار داد، نوع آن است که خرد کردن، شکستن يا حل کردن آن را با مشکل مواجه کرده است. همچنين، شکل آن که به‌صورت ژل ضخيمي است، آماده‌کردن آن را براي تزريق با مشکل مواجه مي‌کند. 


برچسب‌ها: داروی جدید, هیسینگلا, هیدروکودون, هیدروکودون بیتارترات, اپیوئید
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه ششم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


اداره کل غذا و داروي ايالات متحده اعلام کرد، Obizur را که نوعي فاکتور آنتي‌هموفيليک نوترکيب است، براي درمان اپيزودهاي خونريزي در بزرگسالان مبتلا به هموفيلي A اکتسابي (کمبود اکتسابي فاکتور 8) مورد تاييد خود قرار داده است. هموفيلي A اکتسابي، نوع نادر و کشنده هموفيلي است که سيستم دفاعي بدن با ساخت آنتي‌بادي، عليه فاکتور 8 خود واکنش نشان مي‌دهد، بنابراين خونريزي بيمار بند نمي‌آيد که نتيجه آن مي‌تواند خونريزي‌هاي شديد و تهديدکننده حيات باشد. برخلاف هموفيلي ارثي، هموفيلي A اکتسابي يک اختلال ژنتيکي نيست و هر دو جنس زن و مرد را مبتلا مي‌کند. اين وضعيت مي‌تواند در اثر شرايط ديگري مانند بارداري، سرطان، يا استفاده از داروهاي خاص ايجاد شود. در نيمي از موارد نيز هيچ دليل زمينه‌اي براي آن پيدا نمي‌شود. تشخيص اين بيماري مشکل است و شدت خونريزي مي‌تواند درمان را با چالش مواجه کند. تاييد اين محصول جايگزين درماني مهمي را براي استفاده در بالين و نجات جان اين بيماران فراهم مي‌کند.
 
Obizur، حاوي يک آنالوگ نوترکيب از porcine (pig) FVIII است. دليل استفاده از اين نوع از FVIII، شباهت کافي آن به فاکتور 8 انساني است که براي لخته کردن خون مورد استفاده قرار مي‌گيرد، اما توسط آنتي‌بادي‌هاي ساخته شده در بدن فرد تحت تاثير قرار نمي‌گيرد. ايمني و کارآيي Obizur در يک کارآزمايي باليني با شرکت 29 بيمار بزرگسال مبتلا به هموفيلي A اکتسابي مورد تاييد قرار گرفته و عارضه جانبي خاصي نيز از آن مشاهده نشده است. Obizur ساخت شرکت داروسازي Baxter Healthcare Corporation, Westlake Village, California است. 


برچسب‌ها: داروی جدید, ابیزور, هموفیلی, هموفیلی آ, هموفیلی اکتسابی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه ششم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


شرکت دارويي جانسن اعلام کرده که سازمان غذا و داروي آمريکا درخواست ثبت داروي جديد (sNDA) آنتي سايکوتيک طولاني اثر آتيپيک با الگوي مصرف يک‌بار در ماه با نام ژنريک پاليپريدون پالميتات و نام تجاري اينوگا سوستنا (Invega Sustenna) را در درمان اختلال اسکيزوافکتيو به‌عنوان مونوتراپي يا درمان همراه پذيرفته است. علائم اختلال اسکيزوافکتيو پيچيده‌اند و در صورت عدم درمان، ناتوان‌کننده خواهند بود. سازمان غذا و داروي آمريکا اين درخواست را طبق شرايط ويژه بررسي خواهد کرد. اين شرايط ويژه براي داروهايي درنظر گرفته مي‌شود که درصورت تاييد پيشرفت قابل‌توجهي در درمان يک بيماري کشنده و جدي ايجاد خواهند کرد.  
 
اينوگا سوستنا اولين و تنها داروي با الگوي مصرف يک‌بار در ماه مورد تاييد سازمان غذا و داروي آمريکا براي درمان مونوتراپي اختلال اسکيزوافکتيو است. دکتر ديويد والينگ، سرپرست تحقيق مي‌گويد: «پزشکان درمانگر اغلب ناچارند براي درمان علائم اختلال اسکيزوافکتيو از داروهاي متعددي استفاده کنند، زيرا دستورالعمل‌هايي که از سوي کليه محافل اصلي مورد تاييد باشد براي اين بيماري وجود ندارد. تاييد دارويي با الگوي مصرف يک‌بار در ماه که بتواند به صورت مونوتراپي يا درمان همراه براي کنترل علائم مرتبط با اختلال اسکيزوافکتيو تجويز شود، تغييري اساسي در درمان اين بيماري ايجاد خواهد کرد.»
 
تاييد اين درخواست براساس اطلاعات به دست آمده از يک مطالعه طولاني‌مدت به‌مدت 15 ماه براي ارزيابي توانايي به تاخير انداختن عود اختلال اسکيزوافکتيو صورت گرفت. مطالعه نشان داد که درمان با اينوگا سوستنا در مقايسه با دارونما باعث تاخير قابل‌توجهي در وقوع اپيزودهاي تغيير خلق (افسردگي يا شيدايي) و علائم سايکوتيک اختلال اسکيزوافکتيو مي‌شود. نتايج اين مطالعه در يک‌صدوشصت‌وهفتمين نشست سالانه انجمن روان‌پزشکي آمريکا ارائه شد.
 
اختلال اسکيزوافکتيو، يک بيماري مقاوم به درمان است. تاييد اينوگا سوسنتا براي درمان علائم خلقي و نيز سايکوز تحول اساسي در زندگي اين گروه از بيماران ايجاد خواهد کرد. مطالعات سيستماتيک اندکي روي درمان طولاني‌مدت اختلال اسکيزوافکتيو انجام شده است. مطالعه اخير که شامل دوره درماني 6 ماهه با اطلاع بيمار و کادر درماني از مصرف دارو و يک دوره 15 ماهه دوسوکور است، اولين مطالعه ثبت شده براي بررسي درمان نگهدارنده با يک داروي تزريقي طولاني اثر در اين بيماري است. علاوه بر تاييد اينوگرا سوستنا به‌عنوان مونوتراپي اختلال اسکيزوافکتيو، اين دارو به‌عنوان درمان همراه با تثبيت‌کننده‌هاي خلقي يا ضدافسردگي‌ها نيز مورد تاييد است. شايع‌ترين عوارض گزارش شده در مطالعات روي اينوگا سوسنتا که با شيوع حداقل 5 درصدي و دوبرابر دارونما همراه بوده‌اند، عبارتند از واکنش‌هاي محل تزريق، بي‌خوابي/خواب‌آلودگي، گيجي، آکاتازي و اختلال اکستراپيراميدال. در 2009 ميلادي اينوگا (فرآورده دارويي ديگر توليد شده توسط جانسن)، اولين آنتي‌سايکوتيک آتيپيکي بود که براي درمان اختلال اسکيزوافکتيو مورد تاييد قرار گرفت.‌‌ 


برچسب‌ها: داروی جدید, اينوگا سوستنا, اختلال اسکیزوافکتیو, آنتی سایکوتیک
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه ششم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


محققان آمریکایی موفق به کشف دو ترکیب جدید شدند که به کاهش التهاب مرتبط با بیماری‌هایی مانند ام‌اس، آرتروز و کولیت اولسراتیو کمک می‌کند. دو ترکیب OD36 و OD38 بطور خاص برای محدود کردن سیگنال‌های تحریک‌کننده التهاب از ‌آنزیم RIPK2 ظاهر می‌شوند. آنزیم RIPK2 (سرین/ ترئونین/ تیروزین کیناز) آنزیمی است که مولکول‌های با انرژی زیاد را برای تحریک سیستم ایمنی بدن در پاسخ به التهاب فعال می‌کند.
 
محققان دانشکده پزشکی دانشگاه کیس‌وسترن رزرو در این پروژه تحقیقاتی، با تعیین توالی ژنتیکی موفق به شناسایی مجموعه منحصربفردی از ژن‌ها شدند که بطور خاص توسط پروتئین‌های NOD2 هدایت می‌شوند. در نهایت سه ژن خاص التهابی که توسط NOD2 هدایت می‌شوند، شامل SLC26a، MARCKSL1 و RASGRP1 شناسایی شدند که به کشف ترکیبات موثر در بروز التهاب منجر شد. بر اساس طرح دو ترکیب OD36 و OD38، محققان ترکیبات نسل پنجم Oncodesign را توسعه دادند که بسیار موثرتر از نسل اول OD36 و OD38 است. گام بعدی، یافتن یک شرکت بزرگ داروسازی برای استفاده از این ترکیبات جهت شروع فاز نخست آزمایش بالینی بر روی انسان است. نتایج این پژوهش در مجله Biological Chemistry منتشر شده است.  


برچسب‌ها: داروی جدید, التهاب
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


اخيرا سازمان غذا و داروي آمريکا داروي آلمتوزوماب(Alemtuzumab) با نام علمي لمترادا(Lemtrada) را براي درمان مبتلايان به اشکال عودکننده بيماري مولتيپل اسکلروز مورد تاييد قرار داده است. البته به دليل نگراني‌هايي که در مورد ايمني اين دارو وجود دارد، استفاده از لمترادا بايد به بيماراني محدود شود که به 2 يا تعداد بيشتري از داروهاي مورد استفاده در درمان مولتيپل اسکلروز پاسخ‌دهي کافي نداشته‌اند. ديويد ميکر، مدير شرکت دارويي جنزايم (Genzyme)،درباره اين تاييد مي‌گويد: «تاييد اين دارو از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا، به ثمر رسيدن بيش از يک دهه فعاليت اين شرکت براي توليد لمتراد است. طي 2 مطالعه‌اي که مبناي تاييد لمترادا از سوي اين سازمان بوده‌اند، داروي مذکور در مقايسه با ربيف اثربخشي به مراتب بهتري در کاهش دفعات عود بيماري داشته است.»
 
طي 2 مطالعه فاز 3 مقايسه‌اي ميان لمترادا و ربيف (تزريق زيرجلدي دوز بالاي اينترفرون بتا-1a)، بيماران جديدي که بيماري آنها الگوي شعله‌وري و فروکش مکرر داشت (CARE-MS I) يا بيماراني که طي درمان‌هاي قبلي بيماري آنها عود کرده بود (CARE-MS II) مورد بررسي قرار گرفتند. در مطالعه اول، لمترادا در کاهش دفعات عود بيماري به ميزان قابل‌توجهي از اينترفرون بتا-1a اثربخش‌تر بود، اما تفاوت مشاهده شده در کند کردن سير ناتوان‌کننده بيماري، از لحاظ آماري ارزشمند نبود. در مطالعه دوم، لمترادا به ميزان قابل‌توجهي در مقايسه با اينترفرون بتا-1a در کاهش ميزان عود موثرتر و سير ناتواني در بيماران تحت درمان با لمترادا کندتر بود. در مطالعات باليني انجام شده براي بررسي لمترادا، بيش از 1500 بيمار شرکت داشتند. به گفته دکتر ادوارد فوکس، سرپرست کلينيک ام‌اس تگزاس، نيازهاي پاسخ داده نشده در بيماران ام‌اس فراوان است و تاييد لمترادا کمک مهمي به مبتلايان به ام‌اس خواهد کرد.
 
در برگه اطلاعات دارويي لمترادا، نسبت به خطر بيماري‌هاي اتوايميون کشنده و واکنش‌هاي خطرناک و شديد ناشي از اينفيوژن دارو هشدار داده شده و درج شده که لمترادا ممکن است باعث افزايش خطر ابتلا به بدخيمي‌هايي از جمله سرطان تيروييد، ملانوما و اختلالات لنفوپروليفراتيو شود. مصرف‌کنندگان لمترادا در آمريکا فقط به بيماران شرکت‌کننده در برنامه ارزيابي و کاهش خطرات محدود شده است. اين برنامه با اين هدف تنظيم شده که اطمينان حاصل شود، لمترادا فقط توسط متخصصان و کادر درماني تخصصي براي بيمار تجويز مي‌شود و همه بيماران دريافت‌کننده اين دارو در برنامه REMS گنجانده شده‌اند. هدف ديگر از طراحي چنين برنامه‌اي، آموزش کادر درماني و بيماران در مورد عوارض شديد لمترادا و لزوم مانيتورينگ متناوب بيماران براي غربالگري عوارض شديد طي 48 ماه بعد از آخرين اينفيوژن است. دکتر تيموتي کوئتزي، رييس انجمن ام‌اس آمريکا مي‌گويد: «بي‌ترديد تاييد لمترادا از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا، پيشرفت قابل‌توجهي در کمک به مبتلايان به اشکال عودکننده ام اس است.»
 
لمترادا جدول ويژه‌اي براي تجويز و تنظيم دوز دارد. درمان با اين دارو شامل سالانه 2 دوره است. دوره درماني اول، شامل اينفيوژن داخل وريدي دارو طي 5 روز متوالي و دوره دوم، 12 ماه بعد و براي 3 روز متوالي انجام مي‌شود. شايع‌ترين عوارض گزارش شده به دنبال مصرف لمترادا عبارت بودند از بثورات جلدي، سردرد، تب، نازوفارنژيت، تهوع، عفونت مجاري ادراري، ضعف، بي‌خوابي، عفونت مجاري تنفسي فوقاني، عفونت ويروسي هرپس، کهير، خارش، اختلال‌هاي تيروييدي، عفونت قارچي، آرترالژي، درد در اندام‌ها، کمردرد، اسهال، سينوزيت، درد اوروفارنژيال، گزگز و مورمور اندام‌ها، خواب‌آلودگي، دردشکمي، گرگرفتگي و استفراغ. ساير عوارض مرتبط با لمترادا عبارت بودند از بيماري اتوايميون تيروييد، سايتوپني، عفونت‌ها و پنوموني. لمترادا اولين بار در سپتامبر2013 در اتحاديه اروپا مورد تاييد قرار گرفت. هم‌اکنون اين دارو در 40 کشور مورد تاييد است. به علاوه، اطلاعات پس از ورود به بازار اين دارو توسط مراکز نظارتي متعدد در سراسر دنيا در دست بررسي است. لمترادا دومين محصول شرکت جنزايم است که براي درمان ام‌اس از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا مورد تاييد قرار مي‌گيرد. جنزايم تاييديه براي تري‌فلونومايد (Teriflunomide) خوراکي و يک بار در روز خود را براي درمان اشکال عودکننده ام‌اس در سپتامبر 2012 دريافت کرده بود. تري‌فلونومايد با نام تجاري اوباجيو(Aubagio)، در بيش از 50 کشور مورد تاييد است. در مجموع بيش از 30 هزار بيمار طي مطالعات باليني و مصارف تجاري با اوباجيو درمان شده‌اند. تخمين زده‌اند که بيش از 3/2 ميليون نفر در سراسر دنيا به بيماري ام‌اس مبتلايند و در حال حاضر 400هزار نفر فقط در کشور آمريکا از اين بيماري رنج مي‌برند.
 
بروز بيماري‌هاي اتوايميون کشنده نظير ترومبوسيتوپني ايميون و بيماري آنتي‌گلومرولار غشاي پايه ممکن است در دريافت‌کنندگان لمترادا رخ دهد. مانيتورينگ کامل شاخص‌هاي خوني، اندازه‌گيري سطوح کراتينين سرم و آناليز ادرار در بيماران دريافت‌کننده لمترادا الزامي است. مصرف لمترادا با خطر بروز واکنش‌هاي شديد و کشنده مرتبط با اينفيوژن همراه است بنابراين اين دارو بايد فقط در مراکز مجهز درماني و زير نظر متخصصان آموزش‌ديده براي مواجهه با آنافيلاکسي و واکنش‌هاي شديد دارويي انجام شود. تجويز لمترادا در مبتلايان به عفونت ويروسي نقص سيستم ايمني انساني ممنوع است.
 
آلمتوزوماب، يک مونوکلونال آنتي‌بادي هدف گيرنده CD52 است (پروتئيني که به وفور روي سطح سلول‌هاي B وT وجود دارد). چنين به نظر مي‌رسد که سلول‌هاي B و T مسبب روند التهابي تخريب در مبتلايان به ام‌اس هستند. آلمتوزوماب پس از هر دوره درمان لنفوسيت‌هاي B وT موجود در گردش را کاهش مي‌دهد. سپس، تعداد لنفوسيت‌ها به مرور با ساخت مجدد انواع مختلف لنفوسيت‌ها افزايش مي‌يابد.
 
در مطالعه CARE-MS I، لمترادا به ميزان قابل‌توجهي در مقايسه با اينترفرون بتا-1a در کاهش ميزان عود موفق‌تر بود. (18/0 براي لمترادا و 39/0 براي اينترفرون بتا-1a) اما تفاوت ميان 2 گروه در وخامت و ناتواني در سال دوم مطالعه، از لحاظ آماري قابل‌توجه نبود. (8 درصد براي لمترادا و 11 درصد براي گروه دريافت‌کننده اينترفرون بتا-1a) درصد بيماراني که طي سال دوم درمان با لمترادا هيچ اپيزودي از عود بيماري را تجربه نکردند، 78 درصد و در گروه دريافت‌کننده اينترفرون بتا 59 درصد بود. درصد تغيير در ضايعات T2 در مقايسه با ميزان پايه، از نظر آماري معني‌دار نبود.
 
در مطالعه CARE-MS II، لمترادا در کاهش ميزان عود بيماري در مقايسه با اينترفرون بتا-1a به مراتب موثرتر بود. (26/0 براي گروه دريافت‌کننده لمترادا و 52/0 براي گروه دريافت‌کننده اينترفرون). ميزان پيشرفت ناتواني بيماران طي 6 ماه در گروه دريافت‌کننده لمترادا 13درصد و در گروه دريافت‌کننده اينترفرون بتا 21 درصد گزارش شد (کاهش 42 درصدي خطر). درصدي از بيماران که در سال دوم درمان با لمترادا هيچ اپيزودي از عود بيماري را تجربه نکردند، 65 درصد در برابر 47 درصد در گروه دريافت‌کننده اينترفرون‌بتا بود. تغيير در حجم ضايعات T2 در مقايسه با ميزان پايه و قبل از شروع درمان، از نظر آماري معنادار نبود. 


برچسب‌ها: داروی جدید, آلمتوزوماب, لمترادا, ام اس, مولتیپل اسکلروزیس
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


نانوویریسیدیز ایده جدیدی برای ساخت داروی ضد ابولا ارائه کرده است. این شرکت موفق به ساخت لیگندهایی شده که به راحتی ویروس را به دام می‌اندازد. براساس این راهبرد، داروی nanoviricide® که توسط این شرکت ساخته شده در حال طی مراحل آزمایشی خود است. نانوویریسیدیز یک شرکت نانودارویی است که روی توسعه نانوداروهای ضدویروسی فعالیت می‌کند. این شرکت اخیراً پیشرفت‌هایی در برنامه تولید داروی ضد ابولا داشته است به طوری که موفق به تولید چندین داروی پیشنهادی برای مبارزه با این بیماری شده است که باید مورد آزمایش قرار گیرند. ایوژن سیمور مدیرعامل این شرکت، اطلاعات جدیدی درباره برنامه تولید دارو ضد ابولا منتشر کرده است. این اطلاعات در کنفرانسی در نیویورک و در راستای شیوع ابولا در آفریقا منتشر شده است. سیمورد مشکلات موجود در مسیر کنترل بیماری ابولا را تشریح کرد. او تجربیات متعددی از حضور در مناطقی که این بیماری شیوع یافته دارد. سیمور پیش از این روی بیماری ایدز در آفریقا، شرق اروپا و آسیا کار کرده بود.   این شرکت اخیراً داروهای منتخبی برای مبارزه با ابولا ارائه کرده که آزمایش‌های حیوانی آن زیر نظر مؤسسه تحقیقات پزشکی ارتش آمریکا انجام شده است. نانوویریسیدیز اعلام کرد که برنامه ساخت داروی ضد ایبولای خود را با توجه به گسترش این بیماری در جهان تسریع کرده است. یکی از این داروها، نانوویریسیدیز، nanoviricide® است که از دو بخش مختلف تشکیل شده که به یکدیگر متصل هستند: بخش اول یک لیگند متصل شونده به دارو بوده که از روی گیرنده‌های سلول میزبان که ویروس به آنها متصل می‌شود تقلید شده است. بخش دوم نیز یک زنجیره پلیمری بوده که شباهت زیادی به سطح سلول‌های میزبان دارد که ویروس به آن‌ها متصل می‌شود.  اخیراً پیشرفت‌های زیادی در نمایان شدن اهمیت گیرنده‌های سطح سلول و فاکتورهایی که ویروس از آن‌ها برای اتصال به سلول استفاده می‌کند، انجام شده است. با درک این مکانیسم‌ها، این شرکت موفق به طراحی مجدد لیگندهای ضدابولا شده است. دانیل دیوان از مدیران شرکت نانوویریسیدیز می‌گوید: «ما معتقدیم که لیگندهای ضدابولا باید روی داروهای قدیمی منتخب ضدابولا قرار گیرند. با این راهبرد، ویروس ابولا قادر به فرار کردن نخواهد بود حتی اگر از جهش‌های سریع برای این کار استفاده کند زیرا ما از لیگندهایی برای به دام انداختن آن‌ها استفاده می‌کنیم که این ویروس به آن‌ها برای اتصال به سلول نیاز دارد.»  


برچسب‌ها: نانو, نانودارو, ابولا, داروی جدید
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا شکل ميکروسفر سولفور هگزافلورايد با نام تجاري لومازون (Lumason) را براي بيماراني که مشاهده اکوکارديوگرام آنها دشوار بوده توصيه کرده است. لومازون يک ماده حاجب متشکل از حباب‌هاي ريز پرشده از گاز (ميکروسفرها) است که با انعکاس امواج صوتي باعث بهبود کيفيت تصوير مي‌شود. لومازون باعث مي‌شود که قلب واضح‌تر رويت شود و بطن چپ و حاشيه داخلي آن (اندوکارد) بهتر مشاهده شود. دکتر ليبرو مارزلا، سرپرست بخش فراورده‌هاي تصويربرداري سازمان غذا و داروي آمريکا، معتقد است؛ تاييد ماده حاجب جديد، کمک قابل‌توجهي به بهبود کيفيت تصاوير سونوگرافي خواهد کرد.
اثربخشي و ايمني لومازون در 3 مطالعه باليني با مشاركت 191 بيمار مشکوک به اختلال قلبي که اکوکارديوگرام آنها واضح نبود، بررسي شد. در هر 3 مطالعه، لومازون به شفاف‌تر ديده شدن حاشيه داخلي بطن چپ کمک کرد. ميزان لومازون استفاده شده در اين بيماران 2 ميلي‌ليتر بود. لومازون مشابه تمام مواد حاجبي که به شکل حباب‌هاي ريز هستند، در برگه اطلاعات دارويي همراهش با خطر واکنش‌هاي شديد قلبي- ريوي نظير ايست قلبي يا ايست تنفسي توصيف شده است. اين خطر در مورد بيماراني که بيماري قلبي زمينه‌اي دارند باز هم بيشتر مي‌شود. لازم به ذکر است که در 30 دقيقه اوليه پس از تزريق، احتمال بروز عوارض کشنده در حداکثر است. در مطالعات ذکر شده شايع‌ترين عوارض جانبي لومازون عبارت بودند از سردرد و تهوع.


برچسب‌ها: داروی جدید, ماده حاجب, لومازون, اکوکاردیوگرافی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | جمعه نهم آبان ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


شرکت دارويي کاتاليست که در زمينه بيوفارما و توليد داروهاي جديد در عرصه بيماري‌هاي نادر فعاليت دارد اعلام کرده؛ نتايج مطالعه باليني فاز3 روي فيرداپس(Firdapse) در درمان علامتي سندرم مياستني لامبرت- اتون (LEMS) موفقيت‌آميز بوده است. هر دو اهداف مطالعه روي فيرداپس، شامل درجه‌بندي کميتي مياستني گراويس (QMG) و معيار (SGI)، حاصل شد و فيرداپس نسبت به دارونما برتري داشت. در مطالعه باليني تصادفي دوسوکور تصادفي با نام ويت دروال (withdrawal trial)، همه بيماران در ابتدا براي يک دوره 19 روزه تحت درمان با فيرداپس قرار گرفتند و سپس پيگيري درماني با فيرداپس يا دارونما (به نسبت 1 به 1 و به طور کاملا تصادفي) براي مدت 2 هفته ادامه يافت. در مجموع، 38 بيمار توانستند دوره 19 روزه درماني و 2 هفته زمان پيگيري را کامل کنند. در اين مطالعه، علايم در گروه دريافت کننده دارونما وخامت يافتند.
در مطالعات انجام شده، فيرداپس از سوي بيماران به خوبي تحمل شد و عارضه خاصي در گروه مصرف‌کننده آن گزارش نشد. پاتريک مک اناني، مدير شرکت دارويي کاتاليست گفت: «موفقيت‌آميز بودن نتايج مطالعه مذکور خبر بسيار خوبي براي مبتلايان به سندرم مياستني لامبرت- اتون و خانواده اين بيماران است.» شرکت دارويي کاتاليست در صدد است که در آينده‌اي نزديک درخواست تاييد فيرداپس را ثبت کند و در نتيجه اين دارو در آينده‌اي نزديک در اختيار مبتلايان به اين بيماري نادر تحليل برنده عضلات قرار خواهد گرفت.
فيرداپس، آميفامپريدين فسفات يا 3 و 4 دي آمينوپيريدين فسفات، يک مهارکننده کانال پتاسيم است. فيرداپس با بلوک اين کانال يوني، زمان رپولاريزاسيون عصبي را افزايش مي‌دهد. از سويي ديگر، باعث افزايش آزادسازي استيل کولين و در نتيجه برطرف کردن ضعف عضلاني ايجاد شده در سندرم مياستني لامبرت- اتون مي‌شود. عــلاوه بــر سنـــدرم مياستنـــي لامبرت- اتون، انديکاسيون‌هاي ديگري شامل انواع ديگر مياستني گراويس و سندرم مياستنيک مادرزادي، براي فيرداپس در نظر گرفته شده است.
فيرداپس از امتياز داروهاي اورفان سازمان غذا و داروي آمريکا براي طي مسير تاييد استفاده خواهد کرد. کاتاليست قصد دارد که در اوايل 2015 ميلادي درخواست ثبت داروي جديد خود را به اين سازمان ارائه دهد. در پايان فاز مربوط به اثربخشي فيرداپس، گروهي از بيماران با آگاهي از مصرف دارو، 2 هفته بيشتر آن را براي بررسي دقيق‌تر عوارض احتمالي ادامه دادند.
در مجموع اهداف اوليه و ثانويه تعيين شده براي مطالعه روي فيرداپس حاصل شدند و هيچ‌گونه عارضه جدي و کشنده‌اي در شرکت کنندگان در هر 2 فاز تصادفي و غيرتصادفي آن گزارش نشده است.


برچسب‌ها: داروی جدید, فيرداپس, میاستنی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | جمعه نهم آبان ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا از تاييد نهايي فوم رکتال بودزونيد (Budesonide) با نام تجاري اوسريس (Uceris) در مبتلايان به کوليت اولسراتيو فعال با شدت خفيف تا متوسط ديستال که ضايعات آن تا 40 سانتيمتري مقعد گسترش يافته، خبر داده است. اين فوم يک کورتيکواستروئيد رکتال است که براي غلبه بر محدوديت‌هاي درمان‌هاي قبلي که اغلب در توزيع مناسب داروي فعال به بخش‌هاي دور روده بزرگ ناتوان بودند توليد شده است.
در 15 سپتامبر 2014، سازمان غذا و داروي آمريکا در پايان دوره 45 روزه مهلت بررسي، تاريخ اظهارنظر نهايي در مورد فوم رکتال بودزونيد را 7 اکتبر 2014 اعلام کرده بود. کوليت اولسراتيو يک بيماري مزمن روده بزرگ است که در آن ديواره روده ملتهب شده و زخم‌هاي کوچک باز يا زخم‌هايي چرکين در آن ظاهر مي‌شوند. ترکيبي از التهاب و زخم باعث درد شکم و تخليه مکرر روده بزرگ مي‌شود. کوليت اولسراتيو ديستال، به صورت پروکتيت اولسراتيو (التهاب موضعي راست روده) يا پروکتوسيگموئيديت اولسراتيو (التهاب موضعي ديستال روده بزرگ و راست روده) مشخص مي‌شود. انجمن کرون و کوليت اولسراتيو آمريکا (CCFA)، تخمين زده است؛ کوليت اولسراتيو در حدود 700 هزار آمريکايي را مبتلا کرده است. در اغلب موارد اين بيماري در اواسط دهه 30 تشخيص داده مي‌شود، اما مي‌تواند در هر سني رخ مي‌دهد و مردان و زنان را به يک اندازه گرفتار مي‌کند. نزديک به 46درصد از مبتلايان به اين بيماري، به نوع با درگيري ناحيه دور آن مبتلايند. در حدود نيمي از بيماران مبتلا به کوليت اولسراتيو، علايم خفيف آن شامل اسهال مداوم همراه با درد شکم و وجود خون در مدفوع و حرکات سريع روده را تجربه مي‌کنند. انجمن کرون و کوليت اولسراتيو آمريکا همچنين اشاره مي‌کند، که افراد مبتلا به کوليت اولسراتيو اغلب اشتهاي خود را از دست مي‌دهند و ممکن است دچار کاهش وزن شوند.همچنين، احساس افت انرژي و خستگي نيز شايع است. درمان‌هاي موضعي براي القاي بهبودي در بيماران مبتلا به پروکتيت اولسراتيو خفيف تا متوسط رايج هستند و به تنهايي يا در ترکيب با اسيد آمينوساليسيليک دهاني، براي انواع خفيف تا متوسط کوليت اولسراتيو ديستال توصيه مي‌شود. با اين حال، درمان رکتال تاکنون محدود بوده است.
استفاده از فوم رکتال بودزونيد در بيماران با سابقه حساسيت شناخته شده به بودزونيد يا هر يک از مواد تشکيل دهنده آن، منع مصرف دارد. درصورت استفاده طولاني مدت از کورتيکواستروئيدها، اثرات سيستميکي نظير سرکوب آدرنال ممکن است رخ دهد. در مورد علايم ناشي از قطع ناگهاني استروئيدها، از جمله سرکوب حاد آدرنال و فشار خون بالاي خوش خيم داخل جمجمه هشدار داده شده است. در بيماراني که از فرم خوراکي کورتيکواستروئيدها به فوم رکتال اين دارو تغيير رژيم درماني مي‌يابند، مانيتورينگ بيمار ضروري است. در مطالعات باليني، شايع ترين عوارض جانبي با درصد بروز بيش از 2 درصد عبارت بودند از کاهش کورتيزول خون، نارسايي آدرنال، و حالت تهوع.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, اوسريس, بودزونيد, کولیت اولسراتیو
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه هشتم آبان ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


دانشمندان انگلیسی و آلمانی نخستین داروی دیابت جهان را که با نور فعال می‌شود، ارائه دادند. محققان امپریال کالج لندن و دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ دارویی به نام JB253 را برای درمان دیابت نوع 2 تولید کرده‌اند که با نور آبی فعال می‌شود. آن‌ها امیدوارند با دستاورد جدید درمان این بیماری را ارتقا داده و عوارض ناشی از مصرف داروها را کاهش دهند. نمونه اولیه این دارو هنگامی که در آزمایشگاه در معرض نور آبی قرار گرفت، ترشح انسولین توسط سلول‌های لوزالمعده را تحریک کرد.
داروهای دیابتی که ترشح انسولین لوزالمعده را تحریک می‌کنند، در تعدادی از حالت‌ها به خاطر عملکردشان روی اندام‌هایی مانند مغز و قلب، دارای عوارض جانبی هستند. تعدادی از این داروها موجب ترشح انسولین بیش از اندازه می‌شوند، که این موضوع خود باعث افت بیش از حد قند خون می‌شود. محققان آلمانی و انگلیسی برای ساخت دارویی بهتر، نوعی داروی موجود موسوم به «سولفونیل اوره» را اصلاح کردند به طوری که با قرارگرفتن در معرض نور، تغییر شکل می‌دهد.
داروی جدید تحت شرایط عادی غیرفعال می‌شود اما بیمار با استفاده از ال‌ای‌دی‌های آبی که به پوستش متصل هستند، می‌تواند آن را فعال کند. فقط میزان کوچکی از نور لازم است تا برای تغییردادن شکل و فعال‌کردن دارو، به داخل پوست نفوذ کند. این تغییر قابل‌معکوس است به طوری که با خاموش‌شدن نور، دارو دوباره غیرفعال می‌شود. این نوع درمان، کنترل بهتر بر سطوح قند خون را ممکن می‌سازد زیرا برای مدت کوتاهی پس از صرف وعده غذایی و در صورت نیاز می‌توان آن را فعال کرد. دیابت نوع 2 بر حدود 350 میلیون نفر در سراسر جهان اثر گذاشته و در این بیماری کنترل بدن بر سطوح قند خون معیوب می‌شود. چنین موضوعی منجر به بروز بیماری قلبی و سکته مغزی شده و به کلیه‌ها، اعصاب و شبکیه آسیب می‌رساند.


برچسب‌ها: دیابت, داروی جدید, JB253
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


يک قرص جديد ضدچاقي، توانست مجوز سازمان غذا و داروي آمريکا را بگيرد و سومين داروي ضدچاقي شود که در بيش از يک دهه اخير تاييد اين سازمان را به دست آورده است. اين قرص با نام کنتريو (Contrave) که شرکت Orexigen Therapeutics آن را ساخته است، ترکيبي از داروي ضدافسردگي بوپروپيون و فرمولاسيون اين شرکت از داروي نالتروکسون است که براي جلوگيري از وابستگي به بوپروپيون طراحي شده است. فعلا شرکت سازنده درباره اينکه اين دارو چه زماني وارد بازار مي‌شود و قيمت آن چقدر است خبري منتشر نکرده است.
سازمان غذا و داروي آمريکا در ماه ژوئن تصميم‌گيري درباره اين دارو را به علت نگراني‌ درباره وجود هشدارهاي کافي روي بسته‌هاي آن 3 ماه به تاخير انداخته بود. از آنجايي که کنتريو حاوي داروي ضدافسردگي است بر روي بسته آن درباره احتمال افزايش خطر افکار و رفتارهاي خودکشي هشدار داده خواهد شد. به اين ترتيب کنتريو به داروهاي ويووس(Vivus) ساخت شرکت کسيميا و بلويک (Belviq) ساخت شرکت داروساز آرنا که هر 2 دارو در سال 2012 تاييد شدند به عنوان درمان‌هاي انتخابي چاقي مي‌پيوندد و برخي از تحليلگران مي‌گويند فروش اين داروي جديد ممکن است تا سال 2016 از رقبايش پيشي بگيرد.
2 داروي موجود ضدچاقي که انتظار مي‌رفت به داروهاي پرفروشي بدل شوند، انتظارها را براورده نکردند که علت آن راهبردهاي نادرست بازاريابي و نيز اثرات جانبي آنها از افسردگي تا خطرات قلبي بوده است. اين داروها همچنين با چالش‌هاي مربوط با بازپرداخت هزينه‌هاي خريد مواجه هستند. دولت و بيمه‌گران بهداشتي خصوصي از تحت پوشش قرار دادن بلويک و کسيميا با توجه به اينکه درباره تاثيربخشي درازمدت اين داروها قانع نشده‌اند و اينکه بسياري از بيماران درمان با اين داروها را رها مي‌کنند، اکراه دارند. دانيل لانگ، متخصص قلب و تحليلگر بازار داروي آمريکا مي‌گويد: « فقط 30 تا 40درصد از سازمان‌هاي حافظ سلامت داروهاي ضدچاقي را پوشش مي‌دهند. اين وضعيت بيانگر بي‌تفوتي نسبي به چاقي به عنوان يک عارضه وخيم است.» در مقابل ماتيو آندروز، يک تحليلگر ديگر بازار دارو، معتقد است که فروش داروي کنتريو در آمريکا تا سال2016از ميزان فروش داروهاي بلويک و کسيميا پيشي مي‌گيرد.
آندروز پيش‌بيني مي‌کند که فروش سالانه کنتريو تا سال 2016به 200 ميليون دلار برسد که اندکي بيش از 180 ميليون دلار فروش سالانه بلويک و بالاتر از فروش 150 ميليون دلاري کسيميا خواهد بود. از لحاظ تاريخي رابطه ميان سازندگان داروهاي کاهنده وزن و سازمان‌هاي ناظر خوب نبوده است زيرا در گذشته اثرات جانبي وخيم برخي از اين داروها باعث خارج کردن از آنها از بازار شده است. از جمله داروهاي بدنام ضدچاقي، ترکيب دارويي fen-phen (فن‌فلورامين/فنترمين)‌ است که در سال 1997 به علت عوارض آن بر روي دريچه‌هاي قلبي از بازار خارج شد و داروي اکومپلا (Acompla) که سازنده‌اش، شرکت سانوفي در سال 2008 آن را از بازار بيرون کشيد.


برچسب‌ها: داروی جدید, کنتريو, چاقی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


محققان دانشگاه استنفورد نسل جدید قرص مسکنی را تولید کرده‌اند که فاقد مواد مخدر بوده و مانند مسکن‌های ضد التهاب غیر استروئیدی، خطر بروز حمله قلبی را افزایش نمی‌دهد. دکتر «داریا روزن» از محققان دانشگاه استنفورد، پنج سال قبل در هنگام مطالعه اثرات سوء مصرف الکل، ترکیبی موسوم به Alda-1 را شناسایی کرد. آنزیمی به نام آلدهید دهیدروژناز 2 باعث شکسته شدن خانواده‌ای از محصولات جانبی الکل به نام «آلدهید‌ها» می‌شود.
مطالعات صورت گرفته بر روی موش‌ها نشان می‌دهد که آلدهیدها باعث ایجاد درد و ترکیب Adla-1 باعث تسکین درد در حیوان می‌شود. کشف ارتباط بین درد و Alda-1 یک دستاورد بسیار مهم محسوب می‌شود، چراکه این ترکیب در مقایسه با سایر مسکن‌ها مانند اکسی‌کونتین (Oxycontin) خطر اعتیاد‌آور ندارد؛ همچنین مانند مسکن‌های ضد التهاب غیر استروئیدی از جمله آسپرین، خطر بروز حمله قلبی را افزایش نمی‌دهد. نتایج این مطالعه در مجله Science Translational Medicine منتشر شده است.


برچسب‌ها: داروی جدید, مسکن
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


داروی آزمایشگاهی جدید یک شرکت داروسازی سوئیسی مرگ‌های ناشی از نارسایی قلبی مزمن را در مقایسه با درمان‌های موجود تا 20 درصد کاهش داده است. داروی شرکت Novartis در آزمایش‌های بالینی خطر مرگ ناشی از عوامل قلبی‌عروقی و همچنین خطر بستری‌شدن به دلیل تشدید نارسایی قلبی را تا 20 درصد کاهش داد. داروی جدید LCZ696 نام دارد و اواخر سال جاری در بازارهای امریکا و همچنین فصل نخست سال 2015 در بازارهای اروپا عرضه خواهد شد.
این مطالعه شامل بیش از 8400 بیمار از 47 کشور بود که به صورت تصادفی LCZ696 یا enalapril دریافت کردند. enalapril یکی از داروهای موجود در گروه مهارکننده‌های AC است که در درمان معمول نارسایی قلبی به کار می‌رود. پس از بررسی وضعیت بیماران به مدت 27 ماه، کاهش 20 درصدی مرگ ناشی از عوامل قلبی‌عروقی یا بستری‌شدن بیماران گزارش شد. جزئیات این مطالعه در مجله Medicine منتشر شده است.


برچسب‌ها: نارسایی قلبی, داروی جدید
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


اخيرا داروسازي جي دبليو (GW Pharmaceuticals)، اعلام کرده‌است که سازمان غذا و داروي آمريکا، درخواست ثبت داروي جديد اين شرکت اپيديولکس (Epidiolex) براي درمان سندرم دراوت (Dravet Syndrome)، که شکلي نادر و مقاوم به درمان از صرع کودکان محسوب مي‌شود را پذيرفته است. شرکت مذکور، فاز 2 و 3 مطالعات باليني روي اپيديولکس را در نيمه دوم 2014 ميلادي، آغاز خواهد کرد. FDA اپيديولکس را براي انديکاسيون سندروم دراوت، تحت قانون حمايتي داروهاي اورفان، بررسي‌خواهد کرد.
مطالعات باليني روي اين دارو، شامل دو مطالعه باليني دوسوکور با استفاده از دارونماست که براي تعيين دوزاژ موثر، ايمني، تحمل‌پذيري، فارماکوکينتيک تک‌دوز و دوزهاي چندگانه اپيديولکس در درمان سندروم دراوت در کودکاني که قبلا با ساير داروهاي ضدصرع موجود در بازار، تحت درمان قرار گرفته بودند، انجام مي‌شوند. در مطالعه اول، مجموع 30 بيمار براي مدت 3 هفته تحت درمان با دارونما قرارمي‌گيرند. مطالعه دوم، براي بررسي اثربخشي اپيديولکس روي 80 بيمار به دنبال 3 ماه درمان است. داروسازي جي دبليو، پيش‌بيني کرده است که فاز3 مطالعات باليني روي اين دارو در درمان دراوت را در 3 ماهه اول 2015 ميلادي به موازات تکميل مطالعات فاز 2 و 3، آغاز کند. سندرم دراوت، صرع ميوکلونيک شديد در نوزادان است که نوعي نادر و کاتاتروفيک از صرع محسوب مي‌شود و هم‌اکنون درمان قطعي، ندارد. اين تشنج‌ها، در سال اول زندگي شروع مي‌شوند. شروع تشنج‌ها معمولا به صورت صرع پايدار است اما در سال دوم زندگي، انواع ديگر تشنج نيز ديده مي‌شوند. تمام انواع تشنج‌ها در اين بيماران، مقاوم به درمان دارويي بوده و در کل پروگنوز سندرم دراوت، بد است. مبتلايان به سندروم دراوت، با شيوع بيشتر مرگ غيرمنتظره به دنبال صرع روبرو هستند و بيماري‌شان معمولا با بيماري‌هاي ديگري همراه است که آنها نيز نياز به درمان جداگانه دارند.


برچسب‌ها: داروی جدید, اپيديولکس, سندرم دراوت, صرع
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


داروسازي تونيکس، اخيرا اعلام کرده سازمان غذا و داروي آمريکا، درخواست اجازه شروع تحقيق روي TNX-102 که فرمولاسيون زيرزباني سيکلوبنزاپرين هيدروکلرايد (Cyclobenzaprine HCl) براي درمان اختلال اضطرابي پس از تروماست، پذيرفته است. اختلال اضطرابي پس از ضايعه، يک عارضه روان پزشکي جدي است. به‌دنبال کسب اجازه شروع تحقيقات روي TNX-102، داروسازي تونيکس، قصد دارد که در 3ماهه پاياني امسال فاز 2 مطالعات باليني براي ارزيابي ايمني و اثربخشي TNX-102 در مبتلايان به اختلال اضطرابي را پس از تروما، آغاز کند. به اعتقاد دکتر «سد لدرمن»، مديرعامل تونيکس، TNX-102، اميد تازه‌اي براي مبتلايان به اين اختلال روان پزشکي شديد، خواهد بود. گزينه‌هاي درماني که هم‌اکنون براي اختلال اضطرابي پس از تروما مورد استفاده قرار مي‌گيرند، محدود و گاه در کنترل بيماري، ناکارآمد هستند. ثبت‌نام شرکت‌کنندگان در مطالعه باليني با نام بستفيت (BESTFIT) براي بررسي اثربخشي TNX-102 در مبتلايان به فيبروميالژي پايان‌يافته و نتايج اوليه اين مطالعه، اواخرامسال منتشر خواهد شد.
در مطالعه باليني تصادفي با استفاده از دارونما، اثربخشي و ايمني 2 دوز TNX-102 و دارونما با الگوي مصرف يکبار در روز، ارزيابي‌خواهد شد. انتظار مي‌رود در اين مطالعه که مدت آن 12 هفته است، 220 بيمار مبتلا به اختلال اضطرابي، پس از تروما در 30 مرکز درماني در آمريکا شرکت داده شوند. هدف اوليه اين مطالعه،مقايسه تغييرات ايجاد شده در رتبه‌بندي CAPS در بيماران است. احتمال داده شده است که بيش از 8 ميليون نفر فقط در کشور آمريکا به اختلال اضطرابي پس از تروما، مبتلا باشند. اختلال اضطرابي پس از تروما، ممکن‌است در نتيجه مشاهده يا تجربه يک حادثه تروماتيک براي فرد ايجاد شود و در صورت عدم درمان و حمايت‌هاي روان‌پزشکي لازم، گاهي به خودکشي و رفتارهاي آسيب‌رسان، منجر مي‌شود.


برچسب‌ها: داروی جدید, سیکلوبنزاپرین, PTSD
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا ودوليزوماب (Vedolizumab) تزريقي با نام تجاري انتيويو (Entyvio) را براي درمان بزرگسالان مبتلا به کوليت اولسراتيو متوسط تا شديد و بزرگسالان مبتلا به بيماري کرون با شدت متوسط و شديد مورد تاييد قرار داده است. انتيويو براي درمان بيماراني مورد تاييد قرار گرفته که يک يا تعداد بيشتري از درمان‌هاي استاندارد (کورتيکواستروييدها، ايمونومدولاتورها يا داروهاي بلوک‌کننده فاکتور نکروز تومور) در آنها پاسخدهي درماني مطلوب به دنبال نداشته‌اند. اثربخشي و ايمني انتيويو در درمان کوليت اولسراتيو در 2 مطالعه باليني با شرکت بيش از 900 بيمار که به درمان با کورتيکواستروييدها، ايمونومدولاتورها يا داروهاي بلوک‌کننده فاکتور نکروز تومور پاسخ نداده‌اند مورد ارزيابي قرار گرفت. دفعات اجابت مزاج، خونريزي و يافته‌هاي اندوسکوپيک در مجموع معيار اين بررسي‌ها قرار گرفتند. اثربخشي و ايمني انتيويو در درمان بيماري کرون نيز در 3 مطالعه باليني با شرکت 1500 بيمار که به درمان‌هاي رايج پاسخ مطلوب ندادند، بررسي شد. نتايج حاصل در گروه دريافت‌کننده انتيويو به مراتب بهتر از بيماران مصرف‌کننده دارونما بود. انتيويو، يک آنتاگونيست گيرنده اينتگرين است. گيرنده‌هاي مذکور، پروتئين‌هايي هستند که روي سطح سلول‌ها قرار دارند. گيرنده‌هاي اينتگرين مانند پل‌هاي ارتباطي براي تداخلات بين سلولي عمل مي‌کنند. بيماري التهابي روده (IBD) ، به التهاب مزمن مناطقي از لوله گوارش گفته مي‌شود و شامل 2 بيماري مجزا و در عين حال مشابه –کوليت اولسراتيو و کرون- است. کوليت اولسراتيو به‌طور اوليه رکتوم، کولون نزولي يا تمام طول روده بزرگ را درگير مي‌کند و با التهاب منتشر لايه‌هاي سطحي موکوزال تشخيص داده مي‌شود. در مقايسه با کوليت اولسراتيو، کرون ممکن است هر ناحيه‌اي از لوله گوارش از دهان تا رکتوم را درگير کند، اما به‌طور اوليه به کولون (با يا بدون بيماري روده کوچک) محدود است.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, انتيويو, ودوليزوماب, کولیت اولسراتیو
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، داروي آنتي‌باکتريال جديد با نام تديزولايد فسفات (Tedizolid phosphate) را براي درمان بزرگسالان مبتلا به عفونت‌هاي پوستي مورد تاييد قرار داده است. اين دارو با نام تجاري سيوکسترو (Sivextro)، در عفونت‌هاي حاد باکتريال پوست و ساختارهاي آن که توسط استافيلوکوک اورئوس(شامل سوش‌هاي مقاوم به متي‌سيلين و سوش‌هاي حساس به متي‌سيلين)، استرپتوکوک‌ها و انتروکوک فائکاليس ايجاد شده‌اند، تجويز مي‌شود. سيوکسترو، به 2 شکل خوراکي و تزريق داخل وريدي؛ موجود است. سيوکسترو، دومين داروي آنتي باکتريال جديد براي درمان عفونت‌هاي پوست و ساختارهاي آن است که طي ماه ميلادي اخير، مورد تاييد FDA قرار گرفته است. دالوانس، در ماه مه سال جاري براي درمان عفونت ناشي از استافيلوکوک اورئوس، گونه‌هاي مختلف استرپتوکوک پوست و ضمائم آن، تاييد شد. به گفته دکتر «ادوارد کوکس»، سرپرست اداره داروهاي آنتي‌باکتريال مرکز ارزيابي و تحقيقات دارويي FDA، تاييد سيوکسترو از سوي FDA، گزينه درماني جديدي را براي درمان عفونت‌هاي شديد پوستي در اختيار پزشکان و بيمارانشان، قرار خواهد داد.
اثربخشي و ايمني سيوکسترو در 2 مطالعه باليني (استبليش1 و استبليش2) با شرکت 1315 بيمار بزرگسال مبتلا به عفونت‌حاد باکتريال پوست و ساختارهاي‌آن، موردبررسي قرارگرفت. شرکت‌کنندگان در اين مطالعه به‌طور کاملا تصادفي، تحت درمان با سيوکسترو يا لينزولايد (داروي آنتي‌باکتريال ديگري که براي درمان عفونت‌هاي پوستي مورد تاييد FDA است)، قرار گرفتند. نتايج اين 2 مطالعه باليني، نشان‌دادند که سيوکسترو در درمان عفونت‌هاي باکتريال پوست و ساختارهاي آن به‌اندازه لينزولايد، موثر است. دوز مورد استفاده براي بيماران تحت درمان با سيوکسترو در اين مطالعه روزانه، 200 ميلي گرم و دوره درمان، 6 روز بود. لينزولايد با دوز 1200 ميلي‌گرم در 2 دوز منقسم براي مدت 10 روز تجويز شد. هر 2 دارو در بيماران به‌صورت تزريق داخل وريدي، مصرف شدند. شايع‌ترين عوارض گزارش شده در مطالعات باليني مذکور، عبارت بودند از تهوع، سردرد، اسهال، استفراغ و گيجي. هنوز ميزان اثربخشي و ايمني تجويز اين دارو در بيماراني که دچار نوتروپني هستند، بررسي نشده است. بنابراين، براي اين گروه از بيماران درمان‌هاي جايگزين، پيشنهاد مي‌شود. نتايج مطالعه فاز3 با نام استبليش2 (ESTABLISH-2)، روي آنتي‌بيوتيک سيوکسترو، در شماره اخير نشريه آنلاين بيماري‌هاي عفوني لانست به چاپ، رسيده است. استبليش2، اولين مطالعه آينده‌نگر روي سيوکسترو، بوده‌است. عوارض گزارش شده از سوي بيماران تحت درمان با اين دارو، مشابه گروه مصرف کننده لينزولايد، بود. سيوکسترو، يک اکسازوليدينون (Oxazolidinone) با الگوي مصرف يکبار در روز، است.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, سيوکسترو, تديزولايد, آنتی بیوتیک
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا لنفوسيک (Lymphoseek) را براي کمک به ارزيابي بدخيمي‌هاي ناحيه گردن مورد تاييد قرار داده است. داروي تزريقي جديد، تکنتيوم 99ام تيلمانوسپت (Technetium 99m Tilmanocept)، يک ماده حاجب براي تصويربرداري‌هاي تشخيصي مورد استفاده در رديابي ميزان گستردگي بدخيمي کارسينوم اسکواموس ناحيه سر و گردن است. در سال 2013 ميلادي، لنفوسيک براي کمک به تشخيص گره‌هاي لنفاوي نزديک به تومورهاي اوليه در مبتلايان به ملانوما و بدخيمي پستان مورد تاييد قرار گرفت. گره‌هاي لنفاوي، مايع لنفاوي را فيلتر مي‌کنند. اين مايع ممکن است حاوي سلول‌هاي بدخيم باشد. به‌خصوص اگر گره لنفاوي فيلترکننده لنف بخشي از بدن باشد که تومور در آن واقع شده است. با نمونه‌برداري از گره‌هاي لنفاوي مربوط به يک تومور با کمک جراحي، پزشک درمانگر به ميزان گستردگي بدخيمي پي مي‌برد. به گفته دکتر ليبرو مارزلا (Libero Marzella)، سرپرست اداره داروهاي حاجب بخش تحقيق و ارزيابي سازمان غذا و داروي آمريکا، در مورد برخي از مبتلايان به بدخيمي سر و گردن، برداشت و بررسي پاتولوژيکي گره‌هاي لنفاوي تخليه‌کننده لنف تومور اوليه بسيار اهميت دارد. لنفوسيک در منطقه تومور تزريق مي‌شود و پزشک با کمک جستجوگر راديواکتيو، گره‌هاي لنفاوي را بررسي مي‌کند.
با هدف بررسي اثربخشي و ايمني داروي لنفوسيک در انديکاسيون جديد، 85 بيمار مبتلا به کارسينوم سلول اسکواموس ناحيه لب‌ها، حفره دهان و پوست در مطالعه باليني شرکت داده شدند. به همه بيماران لنفوسيک تزريق شد. گره‌هاي لنفاوي مشکوک، شامل گره‌هاي لنفاوي مشخص شده به دنبال تزريق لنفوسيک و نيز گره‌هايي که بر اساس محلشان يا تجربه جراح احتمال آلودگي بالايي داشتند، با هدف بررسي پاتولوژيک برداشته شدند. نتايج نشان دادند لنفوسيک در هدايت متخصصان براي بيوپسي از گره لنفاوي و تشخيص ميزان گستردگي بدخيمي در سيستم لنفاوي کارآمد است. شايع‌ترين عوارض جانبي گزارش‌شده در اين مطالعات باليني عبارت بودند از درد يا تحريک‌پذيري در محل تزريق لنفوسيک.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, لنفوسيک, سرطان
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي امريکا خبر از تاييد ژل داخل‌بيني تستوسترون با نام تجاري ناتستو(Natesto) براي درمان مردان مبتلا به کمبود تستوسترون، داده است. ناتستو، اولين و تنها ژل داخل‌بيني تستوسترون است که براي هورمون درماني جايگزين در مردان مبتلا به کمبود تستوسترون درون‌زاد به بازار عرضه شده است. ناتستو توسط خود فرد و با کمک اپليکاتور در‌بيني، قرار داده مي‌شود. تخمين‌زده شده است که در حدود 13 ميليون مرد آمريکايي با سطح تستوسترون پايين در اين کشور زندگي مي‌کنند.
دستورالعمل‌هاي درماني جديد، بر جايگزين کردن تستوسترون فيزيولوژيک با استفاده از تستوسترون برون‌زاد، تاکيد مي‌کنند. اشکال جايگزين تستوسترون شامل برچسب‌هاي پوستي، تزريق‌هاي داخل عضلاني، قرص‌هاي خوراکي و برچسب‌هاي دهاني، هستند. دکتر «جفري روزن»، سرپرست اين مطالعه و موسس مرکز تحقيقات فلوريداي جنوبي، معتقد است که براي آن دسته از مردان که نيازمند بازگرداندن سطح تستوسترون به ميزان طبيعي هستند، ناتستو سيستم انتقال جايگزيني در اختيار مي‌گذارد که در مقايسه با ساير گزينه‌هاي در حال حاضر موجود در بازار، ايمن‌تر و رضايت بخش‌تر است.
ناتستو در يک مطالعه باليني چندمرکزي 90 روزه فاز 3 با شرکت 306 مرد مبتلا به‌هايپوگوناديسم در 39 مرکز تحقيقاتي در آمريکا، مورد بررسي قرار گرفت. متوسط سن بيماران در اين مطالعه، 54 سال بود (28 تا 80 ساله). طي 90 روز مطالعه، 78 بيمار با روزانه 33 ميلي‌گرم تستوسترون تحت درمان قرار گرفتند از اين تعداد بيمار، 73 نفر در روز 90 از نظر اثربخشي درماني، ارزيابي شدند که نتايج موفقيت‌آميز آن به تاييد دارو، انجاميد.


برچسب‌ها: داروی جدید, ناتستو, تستوسترون
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، در روزهاي گذشته پودر استنشاقي انسولين انساني با نام تجاري آفرزا (Afrezza) را که يک انسولين استنشاقي سريع الاثر براي بهبود کنترل قندخون در مبتلايان به ديابت قندي است، مورد تاييد قرار داده است. آفرزا، قبل از هر وعده غذايي يا 20 دقيقه قبل از شروع هر وعده، مصرف مي‌شود. نزديک به 26 ميليون‌نفر(19 ميليون‌نفر موارد تشخيص داده‌شده و 7 ميليون‌نفر موارد تشخيص داده نشده) از مردم امريکا، يعني چيزي نزديک به 9 درصد از جمعيت عمومي، به ديابت مبتلا هستند. در درازمدت، بالابودن قندخون باعث افزايش خطر ابتلا به مشکلات جدي مانند بيماري‌هاي قلبي، کوري و آسيب عصبي و کليوي، مي‌شود. به گفته دکتر «ژان مارک گوئتير»، سرپرست بخش داروهاي متابوليسم و اندوکرينولوژي مرکز ارزيابي و تحقيقات دارويي FDA، تاييد آفرزا گزينه‌اي تازه براي رساندن انسولين زمان صرف غذا، براي کنترل بهتر بيماري ديابت در اختيار بيماران، قرار مي‌دهد. اثربخشي و ايمني آفرزا، روي مجموع 3017 شرکت‌کننده، 1026 نفر مبتلا به ديابت نوع1 و 1991 نفر مبتلا به ديابت نوع2، مورد بررسي قرار گرفت. اثربخشي آفرزا در زمان مصرف وعده غذايي در بزرگسالان مبتلا به ديابت نوع1، با انسولين آسپارت هنگام مصرف وعده غذايي(انسولين سريع الاثر) هر 2 در ترکيب با انسولين پايه (انسولين طولاني‌اثر) در يک مطالعه 24 هفته‌اي، مقايسه شد. در هفته 24، درمان با انسولين پايه و آفرزا در زمان مصرف وعده غذايي، کاهش قابل‌قبولي در هموگلوبين A1c(هموگلوبين گليکوزيله‌شده)، ايجاد کرد و ارجح نبودن درمان استاندارد نسبت به آن، به اثبات رسيد. به علاوه، کاهش هموگلوبين A1c در مصرف‌کنندگان آفرزا، مطلوب‌تر از انسولين آسپارت، بود. آفرزا در مبتلايان به ديابت نوع2 در ترکيب با داروهاي آنتي‌ديابت خوراکي، مورد مطالعه قرار گرفته بود اين را نمي‌توان جايگزين انسولين طولاني‌اثر کرد و بايد در مبتلايان به ديابت نوع1، در ترکيب با انسولين طولاني‌اثر تجويز شود. همچنين، اين دارو براي درمان کتواسيدوز ديابتي يا در بيماران سيگاري، توصيه نمي‌شود. در برگه اطلاعات دارويي آفرزا، خطر برونکواسپاسم در مبتلايان به آسم و ساير بيماري‌هاي مزمن انسدادي ريه هشدار داده‌شده است، بنابراين نبايد در مبتلايان به اين گروه از بيماري‌ها تجويز شود.


برچسب‌ها: داروی جدید, دیابت, انسولین, آفرزا
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


مصرف نوعی داروی خوراکی جدید پیشرفت چشمگیری را در احیای بینایی بیماران مبتلا به نابینایی مادرزادی لبر (LCA) ایفا کرده است. به گفته دانشمندان موسسه تحقیقاتی مرکز بهداشت دانشگاه مک‌گیل، این نخستین بار است که یک داروی خوراکی کارکرد بصری افراد نابینای مبتلا به این بیماری را ارتقا داده است. چنین بیماری موجب نارسایی بصری از بینایی کاهش‌یافته‌ گرفته تا نابینایی کامل می‌شود و تا پیش از این مطالعه غیرقابل‌درمان بود. درمان ارائه‌شده که یک رتینوئید خوراکی متوسط موسوم به QLT091001 است، امید جدیدی را برای بسیاری از بیمارانی به دنبال دارد که از این نوع زوال شبکیه مخرب رنج می‌برند.
مطالعه جدید شامل 14 شرکت‌کننده مبتلا به نابینایی مادرزادی لبر از سراسر جهان بود که بین شش تا 38 سال سن داشتند. نابینایی این افراد به دلیل جهش ژن‌های RPE65 یا LRAT رخ داده بود که این موضوع منجر به نارسایی جدی در چرخه رتینوئید می‌شود. چرخه رتینوئید یکی از مهم‌ترین چرخه‌های شبکیه انسان بوده زیرا مولکولی موسوم به 11-cis-retinal را تولید می‌کند که دارای ظرفیت ویژه‌ای برای شکار نور و پی‌ریزی بینایی دارد. بیماران مبتلا به جهش‌های ژن‌های RPE65 یا LRAT نمی‌توانند این مولکول حیاتی را تولید کنند و بنابراین سلول‌های شبکیه آن‌ها قادر به خلق بینایی نبوده و به تدریج می‌میرند. بر اساس نتایج حاصله، 10 نفر از 14 بیمار حاضر با مصرف داروی جدید میدان دیدشان بسط یافت و دقت بینایی دیگران نیز ارتقا یافت. جزئیات این مطالعه در مجله The Lancet منتشر شد.


برچسب‌ها: داروی جدید, نابینایی, لبر, نابینایی مادرزادی لبر, QLT091001
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


طي روزهاي گذشته شرکت MSD نتايج مطالعه باليني فاز2 خود را روي اثربخشي و ايمني لترمووير (letermovir)، يک داروي ضدويروس خوراکي و تحقيقاتي براي پيشگيري از عفونت سايتومگالوويروس انساني در بيماراني که پيوند مغز استخوان داشته‌اند، منتشر کرد. يافته‌ها در جديدترين شماره نشريه پزشکي نيوانگلند به چاپ رسيدند و نشان دادند لترمووير در دريافت‌کنندگان پيوند مغز استخوان موفق بوده است. شرکت مذکور در نظر دارد فاز سوم مطالعه روي لترمووير را قبل از پايان نيمه اول سال 2014 آغاز کند. مطالعات فاز2، شامل بررسي مقايسه‌اي لترمووير در کاهش شيوع و احتمال شکست درمان پروفيلاکتيک سايتومگالوويروس انساني در دريافت‌کنندگان پيوند مغز استخوان طي 12 هفته درمان است. 131 بيمار پس از پيوند يکي از 3 دوز خوراکي لترمووير (60، 120 و 240 ميلي‌گرم در روز) يا دارونما را دريافت کردند.
تعداد موارد شکست درمان پروفيلاکسي به هر علت، در گروه دريافت‌کننده لترمووير در دوزهاي 120 ميلي‌گرم در روز يا 240 ميلي‌گرم در روز در مقايسه با گروه دريافت‌کننده دارونما به مراتب کمتر بود. شايع‌ترين عوارض گزارش‌شده طي درمان عبارت بودند از اختلالات گوارشي (شامل اسهال، تهوع، استفراغ) که در 66 درصد از دريافت‌کنندگان لترمووير مشاهده شد. شدت اکثر اين علائم خفيف تا متوسط بود. لترمووير يک داروي خوراکي تحقيقاتي با الگوي مصرف يکبار در روز است که براي پيشگيري و درمان عفونت سايتومگالوويروس انساني تجويز مي‌شود. اين دارو مشتق از گروه دارويي کويينازولين‌هاست. ويروس سايتومگال انساني به شکل گسترده‌اي در جوامع مختلف است و ممکن است در مبتلايان به نقص سيستم ايمني بدن (مثلا در دريافت‌کنندگان پيوند عضو، نوزادان و مبتلايان به ايدز) به عفونت‌هاي شديد و تهديدکننده حيات منجر شود.


برچسب‌ها: داروی جدید, لترمووير, سایتومگالوویروس
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


محققان انگلیسی داروی جدیدی برای متوقف ساختن پیشرفت آرتروز ابداع کرده اند. آزمایشات اولیه بر روی حیوانات نشان داده است که این آمپول می تواند پیشرفت آرتروز را متوقف سازد. تحقیقات اولیه نشان می دهد که این داروی جدید یک نوع آنتی بادی است که با خود این بیماری و نه فقط علائم آن مبارزه می کند. آمپولABT-981 که بر اساس آنتی بادی های ناشی از سیستم ایمنی بدن ساخته شده است، بر روی یکی از مولفه های اصلی ابتلا به این بیماری یعنی ماده ای به نام Interleukin-1 یا IL-1 اثر می گذارد.
IL-1 یک پیام رسان شیمیایی (سایتوکاین) برای سیستم ایمنی بدن است که در بروز التهاب نیز نقش دارد. تصور می شود که IL-1 در نتیجه پیشرفت آرتروز در اطراف مفصل جمع می شود و باعث بروز التهاب و صدمه به غضروف می شود؛ بنابراین IL-1 نقش مهمی در ابتلا به آرتروز دارد. همچنین تصور می شود کهIL-1 در افزایش میزان درد ناشی از آرتروز دخالت دارد.این آمپول که در منطقه مفصل تزریق می شود فعالیت سایتوکاین مضر را متوقف می کند.
آرتروز شایع ترین نوع آرتریت در انگلیس به شمار می رود.آرتروز یا استئوآرتریت (osteoarthritis) شایع ترین بیماری از دسته التهاب مفاصل است. در این بیماری غضروف مفصل صدمه دیده و کم کم از بین می رود؛ آرتروز ممکن است هر مفصلی را درگیر کند اما مفاصل بزرگ که وزن بدن را تحمل می کنند مثل مفاصل زانو و ران و ستون فقرات بیشتر در معرض ابتلا هستند. زانوها از آسیب پذیرترین مفاصلی هستند که تحت تاثیر این بیماری قرار می گیرند بطوریکه از هر پنج بزرگسال بالای 45 سال یک نفر به درد زانوی ناشی از آرتروز مبتلا است. به گفته پزشکان علت بروز این بیماری هنوز مشخص نیست ولی چند عامل مانند افرایش سن،جنسیت و برخی از ناهنجاری های مادرزادی استخوانی را در ابتلا به این بیماری موثر می دانند.
آرتروز در زنان بیشتر از مردان بروز می کند ولی دلیل آن هنوز به درستی مشخص نشده است. همچنین این بیماری در افراد بالای 40 سال بیشتر دیده می شود. متاسفانه این بیماری با گذشت زمان بدتر می شود و هنوز درمان قطعی برای آن یافت نشده است اما با کمک برخی روش های درمانی می توان درد ناشی از این بیماری را کاهش داد و کیفیت زندگی بیمار را بهبود بخشید. مسکن ها و فیزیوتراپی فقط می توانند علائم این بیماری را کنترل کنند اما نمی تواند از پیشرفت این بیماری جلوگیری کند.


برچسب‌ها: آرتروز, استئوآرتریت, داروی جدید
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، انديکاسيون‌هاي تجويز قرص رازاگيلين (Rasagiline) با نام تجاري آزيلکت (Azilect) را وسعت داده. انديکاسيون قبلي آزيلکت، مونوتراپي يا درمان ترکيبي آن با لوودوپا بود. انديکاسيون جديد آن، درمان ترکيبي با آگونيست‌هاي دوپامين است. تاييد انديکاسيون جديد به اين معناست که آزيلکت مي‌تواند به تنهايي يا در ترکيب با ساير داروهاي مورد استفاده در درمان پارکينسون، تجويز شود. تاييديه جديد، تاکيدي بر به‌دست آمدن شواهد بيشتر به نفع تجويز آزيلکت در درمان تمام مراحل بيماري پارکينسون است. آزيلکت توسط شرکت تووآ ـ که در زمينه داروهاي مورد استفاده در درمان بيماري‌هاي نورودژنراتيو فعاليت دارد- وارد بازار شده است. به گفته پروفسور رابرت هوسر، استاد نورولوژي، فارماکولوژي مولکولي و فيزيولوژي در دانشگاه فلوريداي جنوبي، مطالعات نشان داده‌اند آزيلکت در مونوتراپي مراحل اوليه بيماري پارکينسون اثربخش و بي‌خطر است. همچنين، تجويز آن در کنار لوودوپا در پارکينسون با شدت متوسط و شديد به نفع بيماران است. مطالعه اخير با نام آندانته (ANDANTE) نشان داده آزيلکت مي‌تواند به عنوان درمان همراه با آگونيست‌هاي دوپامين به مبتلايان به پارکينسون کمک کند. زماني که نياز به افزودن دارويي به رژيم درماني اين گروه از بيماران اجتناب‌ناپذير است يا چاره‌اي به‌جز بالا بردن دوز مونوتراپي نيست، آزيلکت در بهبود علايم پارکينسون سودمند خواهد بود. تمام مبتلايان به پارکينسون که درمان با آزيلکت براي آنها شروع مي‌شود، بايد از نظر تغييرات فشارخون، حرکات کنترل‌نشده (ديسکينزي)، توهمات،گيجي، منگي و ملانوما تحت بررسي قرار گيرند. افزايش دماي بدن ممکن است در اثر قطع ناگهاني آزيلکت مشاهده شود. شايع‌ترين عوارض ناخواسته مصرف مونوتراپي آزيلکت عبارتند از سندروم فلو، درد مفاصل، افسردگي، سوءهاضمه و در ترکيب درماني آزيلکت با يک آگونيست دوپامين عبارتند از ورم پاها، درد مفاصل، سرفه، ناتواني در به‌خواب رفتن. در مواردي که آزيلکت همراه با لوودوپا تجويز مي‌شود، عوارضي مانند ديس‌کينزي، کاهش وزن، افت فشارخون وضعيتي، استفراغ، آنورکسي، درد مفاصل، درد شکمي، تهوع، يبوست، خشکي دهان، راش پوستي، کابوس‌هاي شبانه و ورم تاندون‌ها ممکن است مشاهده شوند.


برچسب‌ها: داروی جدید, آزيلکت, رازاگيلين, پارکینسون
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، الوکتات (Eloctate)، فاکتورضدهموفيلي نوترکيب را براي تجويز در بزرگسالان و کودکان مبتلا به هموفيليA تاييد كرد. الوکتات، اولين درمان براي هموفيليA است که با هدف کمتر کردن دفعات تزريق براي پيشگيري و کاستن از احتمال خونريزي در اين بيماران استفاده مي‌شود. الوکتات از مولکول فاکتور 8 انعقادي (با عنوان فاکتور آنتي‌هموفيليک شناخته مي‌شود) متصل به يک قطعه پروتئيني (که در آنتي‌بادي‌ها يافت مي‌شود) تشکيل شده است. چنين ويژگي باعث طول عمر بيشتر دارو در خون بيمار مي‌شود. هموفيليA يک اختلال انعقادي وابسته به جنس ارثي است که در نتيجه نقصان در ژن فاکتور 8 ايجاد مي‌شود. مبتلايان به هموفيليA ممکن است اپيزودهاي تکرارشونده خونريزي شديد، به‌خصوص در مفاصل را تجربه کنند. اثربخشي و ايمني الوکتات در يک مطالعه باليني با شرکت 164 بيمار ارزيابي شد و بر اساس نتايج آن، الوکتات در درمان اپيزودهاي خونريزي، پيشگيري و کاهش خونريزي و کنترل خونريزي در حين و پس از جراحي اثربخش است.


برچسب‌ها: داروی جدید, الوکتات, هموفیلی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


مطالعه فاز3 براي ارزيابي آثار لوزماپيمود (Losmapimod) در مبتلايان به نشانگان حاد کرونري آغاز شده است. مطالعه فاز3 نشان خواهد داد که آيا لوزماپيمود خوراکي با الگوي مصرف 2 بار در روز پس از گذشت 3 ماه از وقوع نشانگان حاد کرونري، مي‌تواند خطر ابتلا به مشکلات قلبي بعدي را کاهش دهد يا نه. نشانگان کرونري حاد، وضعيتي است که براي تشريح مشکلات و حوادث قلبي نظير حمله قلبي که در نتيجه کاهش قابل‌توجه جريان خونرساني به قلب از طريق عروق کرونري رخ مي‌دهد، به کار مي‌رود. تظاهرات يک بيمار مبتلا به نشانگان حاد کرونري، مشابه هر بيمار مبتلا به بيماري عروق کرونر قلبي است. لوزماپيمود، يک مهارکننده پروتئين فعال‌شده p38 ميتوژن کيناز است. آنزيم مذکور نقش محوري در التهاب حادي که طي حمله قلبي تجربه مي‌شود، دارد.
امروزه تعديل عادت‌هاي زندگي و رژيم غذايي در کنار درمان‌هاي تازه، باعث بهبود وضعيت مبتلايان به بيماري عروق کرونر شده است. بيماراني که يک بار حمله قلبي را تجربه کرده‌اند، به مراتب بيش از سايرين در معرض خطر وقوع حمله مجدد و ديگر مشکلات قلبي-عروقي طي هفته‌ها و ماه‌هاي بعد هستند. در مطالعه باليني فاز3 با نام LATITUDE-TIMI60 که يک مطالعه باليني تصادفي دوسوکور و چندمرکزي با استفاده از دارونماست، 25 هزار و 500 بيمار شرکت خواهندداشت. بيماران داوطلب با تظاهرات نشانگان کرونري حاد (به‌خصوص حمله قلبي) به‌طور کاملا تصادفي براي مدت 3 ماه 2 بار در روز درمان خوراکي 5/7 ميلي‌گرم لوزماپيمود يا دارونما را در کنار رژيم‌ درماني استاندارد دريافت خواهندکرد. داروهاي هم‌خانواده لوزماپيمود به بهبود عملکرد عروقي کمک کرده و از ترومبوزهاي احتمالي پيشگيري مي‌کنند.


برچسب‌ها: داروی جدید, لوزماپيمود, نشانگان حاد کرونری
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 درخواست مجدد ثبت داروي جديد پيرفنيدون (Pirfenidone)، به سازمان غذا و داروي آمريکا داده شده است. پاسخ کامل به درخواست اوليه ثبت اين دارو، در ماه مه 2010 ميلادي به شرکت سازنده داده شده بود. پيرفنيدون، براي درمان فيبروز ريوي ايديوپاتيک در بزرگسالان تجويز خواهدشد.«دان ولچ»، مدير اجرايي اينترميون (InterMune)، قول داده است در صورت قبول درخواست ثبت مجدد اين دارو از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا (FDI)، پيرفنيدون در 3 ماهه اول 2015 ميلادي براي ورود به بازار آماده باشد. طبق قانون FDA، اين سازمان پس از دريافت درخواست ثبت داروي جديد، 74 روز فرصت دارد اعلام کند اطلاعات و يافته‌هاي علمي موجود در پرونده داروي جديد براي بررسي نهايي آن کافي است يا نه.
در سال 2010 ميلادي، FDA انجام يک مطالعه فاز 3 تکميلي براي حمايت از اثربخشي پيرفنيدون را به اينترميون توصيه کرد. متعاقب آن، اينترميون مطالعه فاز3 با نام ASCEND را روي اثربخشي پيرفنيدون در درمان فيبروز ريوي ايديوپاتيک انجام داد. نتايج اين مطالعه در جلسه اخير انجمن توراسيک آمريکا مطرح و در 18 مه 2014 در نشريه پزشکي نيوانگلند منتشر شد. به علاوه، در پرونده جديد اين دارو يافته‌هاي به‌دست آمده در مورد ايمني پيرفنيدون در بيش از 15 هزار بيمار شرکت‌کننده در مطالعات مربوط به اين دارو از سال 2008 تاکنون نيز گنجانده شده است.
مطالعه ASCEND، يک مطالعه باليني فاز 3 چندمرکزي، تصادفي، دوسوکور و با استفاده از دارونماست که براي بررسي اثربخشي و ايمني پيرفنيدون در مبتلايان به فيبروز ريوي ايديوپاتيک انجام شد. 555 بيمار به‌طور کاملا تصادفي به نسبت 1 به 1 پيرفنيدون يا دارونما دريافت کردند (نيمي پيرفنيدون و نيمي دارونما).
پيرفنيدون، يک آنتي‌فيبروتيک خوراکي است که ساخت TGF-beta را مهار مي‌کند. TGF-beta يک واسطه شيميايي است که بسياري از عملکردهاي سلولي نظير تکثير و تمايز را کنترل مي‌کند و نقش کليدي در فيبروز دارد. همچنين، پيرفنيدون ساخت فاکتور نکروز تومور-آلفا را مهار مي‌کند. نقش اين سايتوکين، در روندهاي التهابي به اثبات رسيده است. در فوريه 2011 ميلادي، اتحاديه اروپا اجازه ورود پيرفنيدون، با نام تجاري اسبريت (Esbriet) را براي درمان بزرگسالان مبتلا به فيبروز ريوي ايديوپاتيک خفيف تا متوسط، به بازار صادر و تاييديه اروپا، فروش اسبريت در 28 کشور عضو اين اتحاديه را مجاز کرد.


برچسب‌ها: داروی جدید, پيرفنيدون, فیبروز ریه
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 نتايج مطالعه فاز3 به تازگي منتشر شده‌اي نشان مي‌دهد که در مبتلايان به مولتيپل ميلوماي راجعه يا عودکننده، ترکيب درماني مولکول تحقيقاتي پانوبينوستات (Panobinostat) در کنار رژيم بورتزوماب (Bortezomib) و دگزامتازون در مقايسه با درمان با همين رژيم همراه دارونما، با بهبود قابل توجهي در بقاي بدون پيشرفت بيماري همراه بوده است.نتايج مطالعه پانوراماي 1(مخفف انگليسي جمله پانوبينوستات خوراکي در درمان مولتيپل ميلوما) طي يک سخنراني در پنجاهمين نشست سالانه انجمن انکولوژي باليني آمريکا مطرح شد. تقريبا در تمام مبتلايان به مولتيبل ميلوما، عود و مقاومت به درمان رخ مي‌دهد بنابراين دستيابي به درمان‌هاي تازه براي کنترل اين بيماري ضروري است. نتايج اخير، اولين يافته‌هاي به دست آمده از يک مطالعه فاز3 است که از اضافه کردن پانوبينوستات به رژيم با پايه بورتزوماب در مبتلايان به مولتيپل ميلوماي راجعه حمايت مي‌کند و به نفع تجويز مهارکننده‌هاي هيستون داستيلاز به‌عنوان بخشي از اين درمان است.
در مطالعات مذکور، در گروه دريافت‌کننده پانوبينوستات به طور متوسط 4 ماه مدت بقاي بدون پيشرفت بيماري بيماران تحت‌مطالعه افزايش يافت. (12 ماه در برابر 8 ماه). همچنين يافته‌ها حاکي از آن هستند که اضافه کردن پانوبينوستات-يک مهارکننده پن داستيلاز-به بورتزوماب و دگزامتازون باعث پاسخ‌دهي بهتر درماني در مقايسه با گروه تحت‌درمان استاندارد خواهدشد (28 درصد در گروه دريافت‌کننده پانوبينوستات همراه با درمان استاندارد و 16درصد در گروه دريافت‌کننده درمان استاندارد و دارونما). عوارض جانبي گزارش شده در هر 2گروه تقريبا يکسان بود.
شايع‌ترين عوارض در گروه تحت‌درمان با ترکيب درماني پانوبينوستات و درمان استاندارد، عبارت بودند از ترومبوسايتوپني (67 درصد در برابر 31 درصد)، لنفوپني (53درصد در برابر 40درصد)، نوتروپني (35درصد در برابر 11درصد) و اسهال (26 درصد در برابر 8درصد). تمام عوارض گزارش‌شده، با کاهش دوز دارو و درمان‌هاي حمايتي کنترل شدند.
مولتيپل ميلوما، بدخيمي گلبول‌هاي سفيد است و مغزاستخوان را درگير مي‌کند. اين بيماري سالانه 1 تا 5نفر از هر 100 هزار نفر را گرفتار مي‌کند. شانس بقاي 5 ساله اين بيماران، 44 درصد است. پانوبينوستات با بلوک يک گروه کليدي از آنزيم‌هاي سلول سرطاني، باعث مرگ آنها مي‌شود. يافته‌هاي به دست آمده بيشتري از مطالعه پانوراماي1، طي نوزدهمين کنگره انجمن هماتولوژي اروپا منتشر خواهدشد. مطالعه فاز3 پانوراماي1، روي 768 بيمار در 215 مرکز در سراسر جهان انجام شده است.


برچسب‌ها: داروی جدید, پانوبينوستات, مولتیپل میلوما
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 مطالعه‌اي در در مبتلايان به بازال سل کارسينوماي متاستاتيک يا پيشرفته، تجويز ترکيب تحقيقاتي سونيدگيب (Sonidegib) با نام اوليه LDE225 موفقيت‌آميز بوده است. در مطالعه فاز2 که به تازگي نتايج آن منتشر شده است، اثربخشي و ايمني 2دوز 200 و 800 ميلي‌گرمي LDE225 بررسي شد. شايع‌ترين عوارض گزارش‌شده در بيش از 2 درصد از بيماران تحت‌درمان با دوز 200 ميلي‌گرمي LDE225 عبارت بودند از: افزايش سطح کراتين فسفوکيناز(6درصد)، افزايش ليپاز (5درصد)، هايپرتنشن (2درصد)، ضعف (2درصد) و گرفتگي عضلاني (2درصد)، اما عوارض مشاهده شده در بيش از 2درصد بيماران تحت‌درمان با دوز 800 ميلي‌گرمي LDE225 عبارت بودند از افزايش سطح کراتين فسفوکيناز (12درصد)، افزايش ليپاز (5درصد)، اسپاسم‌هاي عضلاني(5درصد)، کاهش وزن (5درصد)، کاهش اشتها (4درصد)، هايپرتنشن (2درصد)، افزايش آلانين آمينوترانسفراز (2درصد)، افزايش آسپارتات آمينوترانسفراز (2درصد)، ضعف (2درصد)، سنکوپ (2درصد)، آنمي، دهيدراتاسيون ‌هايپرکالمي (2درصد) و دردعضلاني (2درصد). بيماران مطالعه فاز2 مذکور در بازه زماني جولاي 2011 تا ژانويه 2013، به‌طور کاملا تصادفي تحت‌درمان با دوز روزانه 200 ميلي‌گرمي LDE225، دوز روزانه 800ميلي‌گرمي LDE225 يا دارونما قرار گرفتند.
بازال سل کارسينوما بيش از 80درصد بدخيمي‌هاي غيرملانوماي پوستي را شامل مي‌شود و به طور معمول شيوع اين بيماري در جهان سالانه 10درصد افزايش مي‌يابد. هرچند که بازال سل کارسينوما به‌ندرت پيشرفته يا متاستاتيک مي‌شود، اما در صورت وقوع چنين شرايطي گزينه‌هاي درماني محدودي موجودند. هم اکنون مطالعات بيشتر براي بررسي اثربخشي LDE225 در بيماري‌هاي ديگري از جمله ميلوفيبروز، لوکمي و تومورهاي جامد در حال انجام هستند.


برچسب‌ها: داروی جدید, سونيدگيب, سرطان, بازال سل کارسینوما, LDE225
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا قرص‌هاي ووراپاکسار (Vorapaxar) با نام تجاري زونتيويتي (Zontivity) را براي کاهش خطر حمله قلبي، حمله مغزي، مرگ قلبي-عروقي و نياز به پروسه‌هاي بهبود خونرساني به قلب در بيماران با سابقه قبلي حمله قلبي يا انسداد در شريان‌هاي پا مورد تاييد قرار داده است. زونتيويتي، اولين دارو از گروه دارويي جديد با نام آنتاگونيست گيرنده فعال‌شده پروتئاز 1 است. زونتيويتي يک داروي ضدپلاکتي و براي کاهش گرايش پلاکت‌ها به چسبيدن به يکديگر و تشکيل لخته‌هاي خوني است. زونتيويتي با کاهش تشکيل لخته‌هاي خوني، خطر حملات قلبي و مغزي را کاهش مي‌دهد.
زونتيويتي مانند ساير داروهاي مهارکننده تشکيل لخته‌هاي خوني، خطر خونريزي (خونريزي‌هاي کشنده و تهديدکننده حيات) را افزايش مي‌دهد بنابراين، خونريزي شايع‌ترين عارضه گزارش‌شده در دريافت‌کنندگان زونتيويتي است و در برگه اطلاعات دارويي آن نيز هشدار داده شده. اين خطر در مورد داروهاي ضد لخته با پتانسيل بالاتر نظير پراسوگرل (Prasugrel) و تيکاگرلور (Ticagrelor) به مراتب بيشتر است. زونتيويتي را نبايد در افرادي که حملات ايسکمي گذرا يا خونريزي در سر دارند تجويز کرد زيرا خطر خونريزي در سر را به مراتب افزايش مي‌دهد.
در مطالعات باليني که با شرکت بيش از 25 هزار بيمار انجام شد، زونتيويتي به ساير داروهاي ضدپلاکت (آسپيرين و کلوپيدوگرل) اضافه شد و اين ترکيب درماني در مقايسه با دارونما توانست خطر وقوع حمله قلبي، حمله مغزي، مرگ‌هاي قلبي-عروقي و نياز به جراحي‌هاي اورژانس براي بهبود خونرساني را کاهش دهد. زونتيويتي در مطالعه‌اي که در نهايت به تاييد آن از سويFDA انجاميد، در يک دوره درماني 3 ساله توانست خطر حملات قلبي و مغزي را از 9 درصد، به 7 درصد برساند.


برچسب‌ها: داروی جدید, زونتيويتي, ووراپاکسار
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


اخيرا سازمان غذا و داروي آمريکا دالباوانسين (Dalbavancin) با نام تجاري دالوانس (Dalvance) را براي درمان عفونت‌هاي حاد پوستي در بزرگسالان مورد تاييد قرار داده است. دالوانس براي درمان عفونت‌هاي حاد باکتريال پوست ناشي از استافيلوکوک‌اورئوس و استرپتوکوک پيوژنز تجويز مي‌شود. اين دارو، به شکل داخل وريدي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. دالوانس اولين داروي طراحي‌شده به‌عنوان ترکيب اختصاصي براي درمان بيماري‌هاي عفوني پوست است که مورد تاييد FDA قرار مي‌گيرد. اثربخشي و ايمني دالوانس در 2 مطالعه باليني با شرکت 1289 بزرگسال مبتلا به عفونت حاد باکتريال پوست مورد بررسي قرار گرفت. شرکت‌کنندگان به‌طور کاملا تصادفي دالوانس يا ونکومايسين دريافت کردند. نتايج نشان دادند دالوانس در درمان عفونت‌هاي حاد باکتريال پوست و ساختارهاي آن به اندازه ونکومايسين موثر است. شايع‌ترين عوارض ناخواسته گزارش‌شده در مطالعات روي اين دارو عبارت بودند از تهوع، سردرد و اسهال.


برچسب‌ها: داروی جدید, دالباوانسین, دالوانس
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 سازمان غذا و داروي آمريکا درخواست ثبت داروي جديد بوناول (BUNAVAIL) را پذيرفته است. بوناول که دارويي ترکيبي و با قابليت جذب دهاني شامل بوپرنورفين و نالوکسون است، به عنوان درمان نگهدارنده اعتياد به اپيوييد تجويز مي‌شود و قرار است به عنوان جزئي از برنامه درماني ترک اعتياد درنظر گرفته شود. انتظار مي‌رود بوناول اواخر 3 ماهه سوم 2014 ميلادي وارد بازارهاي دارويي شود. بوناول براساس تکنولوژي جديد انتقال پيشرفته دارو BioErodible MucoAdhesive (BEMA) توليد شده است.
اين سيستم، بوپرنورفين را به ميزان اثربخش و کافي به بدن وارد مي‌کند و در عين حال مشکلات ساير داروهاي زيرزباني براي اين گروه بيماران را به دنبال ندارد.
فراهمي زيستي بوپرنورفين موجود در بوناول در مقايسه با سوبوکسون (Suboxone)، 2 برابر است. بنابراين، غلظت خوني يکسان بوپرنورفين در نتيجه مصرف نصف دوز به‌دست مي‌آيد. چنين وضعيتي احتمال بروز عوارض ناخواسته دارويي را کاهش مي‌دهد.
بوناول، اولين و تنها فرمولاسيون ترکيبي بوپرنورفين و نالوکسون به شکل دهاني است. بوناول به سطح داخل دهاني گونه‌ها چسبانده مي‌شود و بر خلاف اشکال زيرزباني که بايد در همان محل اوليه نگه داشته شوند تا کاملا جذب شوند، به بيمار امکان صحبت کردن و انجام فعاليت‌هاي روزانه را مي‌دهد.
فاز3 مطالعه روي بوناول با شرکت 249 بيمار که داروي آنها از سوبوکسون زيرزباني به بوناول تغيير يافته بود، انجام شد. نتايج مطالعه مذکور بوناول را ترکيب دارويي موثر، بي‌خطر و مطلوب در درمان نگهدارنده اعتياد به مواد اپيوييدي نشان داده است. همه بيماران شرکت‌کننده در اين مطالعه، استفاده از بوناول را آسان و طعمش را دلپذير عنوان کرده‌ و ميزان بروز عوارض ناخواسته دارويي را در مقايسه با زماني که تحت درمان با سوبوکسون بوده‌اند، به مراتب کمتر دانسته‌اند.
در سال 2013 ميلادي، فروش سوبوکسون زيرزباني در آمريکا به بيش از 3/1 بيليون دلار رسيد. عوارض ناخواسته شايع به‌دنبال مصرف بوناول عبارتند از سردرد، سندروم قطع ناگهاني مصرف دارو، لتارژي (حس بي‌انرژي بودن)، تعريق، يبوست، بي‌خوابي، ضعف و خواب‌آلودگي. در مورد بوناول هم مانند ساير ايپوييدها احتمال سوءمصرف، بايد درنظر گرفته شود. تجويز بوناول در بيماران با اختلالات شديد کبدي ممنوع است. اين دارو در مبتلايان به مشکلات کبدي با شدت خفيف تا متوسط مي‌تواند با احتياط تجويز شود.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, بوناول, بوپرنورفين, اعتیاد
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 سازمان غذا و داروي آمريکا، اخيرا داروي جديد محلول موضعي افيناکونازول 10درصد (Efinaconazole topical)، با نام تجاري ژوبليا (Jublia)، را براي درمان انيکومايکوزيس ناخن پا مورد تاييد قرار داده است. انتظار مي‌رود که اين محصول در 3ماهه سوم 2014 ميلادي وارد بازار دارويي شود. درخواست ثبت داروي جديد براي انکستوم (Onexton) در درمان آکنه از طرف همين شرکت به سازمان غذا و دارو ارائه شده است. انيکومايکوزيس، عفونت شايع و مخرب ناخن است که معمولا بدون انجام درماني مناسب، رها مي‌شود زيرا گزينه‌هاي درماني موجود محدود بوده‌اند از سويي ديگر، تجويز داروهاي نسخه‌اي و خوراکي موجود در بازار دارويي هم به دليل تداخلات دارويي و ترديد درمورد ايمني آنها محدود است.
انيکومايکوزيس نه‌تنها از لحاظ زيبايي، مشکل‌آفرين است، بلکه ممکن است به تخريب دائم ناخن و محدوديت حرکتي در مبتلايان بينجامد. ژوبليا، اولين ضدقارچ موضعي از خانواده‌ تري‌آزول‌هاست که براي درمان انيکومايکوزيس اندام‌ها، مورد تاييد قرار گرفته است. اين ضدقارچ به صورت محلول است و روزانه توسط يک اپليکاتور، روي ناخن‌ها ماليده مي‌شود. 
دارو به سرعت خشک مي‌شود و نيازي به پاک کردن باقيمانده آن از روي پوست نيست. همچنين، در مورد ژوبليا، نگراني از عوارض سيستميک، تداخلات دارويي و آسيب حاد کبدي بي‌مورد است.
پيش از تاييد، ژوبليا در مطالعات گسترده‌اي، مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج درخشان 2 مطالعه اصلي که منجر به تاييد اين دارو شد، در نشريه آکادمي پوست آمريکا به چاپ رسيد. در مطالعات مذکور، 1655 بيمار مبتلا به انيکومايکوزيس شرکت داشتند. اهداف اوليه موردنظر در اين مطالعات، کامل کردن دوره درماني 52 هفته‌اي و در پايان دوره، رسيدن به بهبود باليني و نيز کشت منفي بود. در مطالعه اول، 17درصد از بيماران تحت‌درمان با ژوبليا، توانستند دوره درمان را کامل کنند. در مطالعه دوم، اين رقم 15 درصد، عوارض جانبي گزارش شده در مطالعه‌ها، اغلب خفيف، گذرا و مشابه با گروه تحت درمان با دارونما بود.
انيکومايکوزيس به طور معمول با پديدآمدن نقاط سفيد يا زرد زير ناخن شروع مي‌شود که در ادامه، به تغييررنگ ناخن، ضخيم شدگي، درد و بلند شدن آن از بسترش مي‌انجامد. در صورت عدم درمان، انيکومايکوزيس به تخريب دايمي ناخن منجر مي‌شود. تخمين‌زده شده که در حدود 85درصد از مبتلايان به انيکومايکوزيس، درمان نشده باقي مي‌مانند.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, ژوبلیا, افيناکونازول, انیکومایکوزیس
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


تزریق یک بار در هفته نوعی داروی جدید موسوم به dupilumab به بیماران مبتلا به آسم شدید و اگزما، می‌تواند حملات آسم را در آن‌ها ریشه‌کن کند. داروی جدید که توسط محققان دانشگاه پیتزبورگ امریکا تولید شده، با درمان تمامی بیمار‌ی‌های آلرژیک شامل آلرژی‌های غذایی، می‌تواند تبدیل به یک ابردارو شود.
طی مطالعه‌ای، با استفاده از این دارو حملات آسم تا 87 درصد کاهش پیدا کرد و از هر 10 بیمار، 9 نفر علائم‌شان به طور قابل‌توجهی ارتقا یافت. داروی ارائه‌شده هم‌اکنون در مرحله آزمایش است، اما محققان نتایج دو مطالعه بالینی روی آن را بی‌سابقه توصیف کرده‌اند. این نخستین دارویی است که جهت درمان عامل پنهان چنین مشکلاتی، روی سیستم ایمنی بدن کار می‌کند. در حالی که اکثر مردم با استفاده از استروئیدهای استنشاقی و آگونیست‌های طولانی‌اثر بتا قادر به کنترل آسم‌شان هستند، بین 10 تا 20 درصد از آن‌ها به خوبی به این درمان‌ها واکنش نشان نمی‌دهند.
گفته می‌شود افرادی که به داروهای معمولی واکنش نشان نمی‌دهند، ممکن است دارای سطوح بالای ائوزینوفیل (گلبول‌های سفید خون مرتبط با آلرژی‌ها) باشند و داروی جدید موسوم به dupilumab فقط روی بیمارانی از این دست آزمایش شده است. علائم آسم و اگزما احتمالا به دلیل واکنش بیش از اندازه سیستم ایمنی به محرک‌هایی مانند گرده یا موی حیوانات خانگی رخ می‌دهد. دکتر جیوانی پروزی از دانشگاه پیتزبورگ امریکا رهبر ارشد این مطالعه معرفی شد.


برچسب‌ها: آسم, اگزما, داروی جدید, دوپیلوماب, dupilumab
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه چهارم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريكا سوسپانسيون خوراکي مرکاپتوپورين، با نام تجاري پيوريکسان(Purixan) را مورد تاييد قرار داده است. سوسپانسيون 20 ميلي‌گرم در ميلي‌ليتر مرکاپتوپورين به عنوان جزيي از رژيم دارويي مورد استفاده در درمان مبتلايان به لوسمي لنفوبلاستيک حاد(ALL) کاربرد دارد. مطالعات باليني نشان داده‌اند مرکاپتوپورين به‌عنوان درمان نگهدارنده، موفق است و شانس بقاي مبتلايان به ALL را افزايش مي‌دهد. مرکاپتوپورين به شکل قرص‌هاي 50 ميلي‌گرمي در سال 1953 ميلادي مورد تاييد قرار گرفت و از زمان تاييد آن تاکنون، فقط به شکل قرص‌هاي 50 ميلي‌گرمي توليد شده است. از آنجا که سن و وزن کودکان مبتلا به ALL متفاوت است، قرص 50 ميلي‌گرمي در همه بيماران شکل دارويي مطلوبي نيست. محاسبه دوز دارو براساس سطح بدن و تنظيم دقيق دوز دارو با قرص‌هاي 50 ميلي‌گرمي ميسر نيست. همچنين، شکل دارويي قرص براي کودکان کوچک‌تر از 6 سال چندان قابل‌استفاده نبوده است. شکل سوسپانسيون در مقايسه با قرص، کاربردي‌تر است و به‌طور مطلوب دوز دقيق مورد نياز کودک را با هر وزني که دارد به بدن او مي‌رساند. تاييد اين دارو، براساس مطالعات باليني مقايسه‌اي ميان قرص مرکاپتوپورين و سوسپانسيون خوراکي آن انجام شده است.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, پيوريکسان, مرکاپتوپورين, لوسمی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروی آمریکا آپرمیلاست (apremilast) با نام تجاری اتزلا (Otezla) را برای درمان بزرگسالان مبتلا به آرتریت فعال پسوریاتیک مورد تایید قرار داد. داروی خوراکی اتزلا مهارکننده ی انتخابی فسفودی استراز4 (PDE4) است و برای درمان بیماران بالغ مبتلا به آرتریت پسوریاتیک فعال استفاده می شود.این بیماری دارای روند مزمن همراه با علایم درد، سفتی ، تورم و حساسیت در محل مفاصل و التهاب رباط ها و تاندون های خاص و کاهش عملکرد فیزیکی است. تاییدیه دارو بر اساس ایمنی و اثربخشی آن بود که این نتایج از 3 مرکز(پالاس(PALACE) 1،2 و3) به دست آمده اسن که بیماران مبتلا به آرتریت پسوریاتیک در فاز فعال که تحت درمان با داروهای DMARD (داروهای تغییردهنده ی بیماری و آنتی روماتیسم) یا تحت درمان بیولوژیک بودند را بصورت تصادفی و دوسوکور وارد مطالعه کردند. نتایج با گروه دارونما (پلاسبو) مقایسه می شدند. بیش از 75 درصد بیماران فقط با DMARD و 22 درصد آنان با داروهای بیولوژیک درمان شده بودند. درمان با OTEZLA با یا بدون همراهی DMARD با گروه دارونما با یا بدون تجویز DMARD مقایسه می شد. نتیجه این شد که بهبودی بیشتری در علایم و نشانه های بیماری ایجاد شد که این میزان در هفته ی 16 با تخمین نسبت بیمارانی که به پاسخ ACR20 رسیدند، به دست آمد در پالاس 1 در هفته ی 16 ، 38 درصد بیماران درمان شده با OTEZLA به میزان 30 mg ، دو بار در روز به پاسخ ACR20 رسیدند که این میزان در گروه دارونما 19 درصد بود. نتایج مشابه در پالاس 2 و 3 دیده شد. بهبودی در حد پاسخ -های ACR50 و ACR70 نیز در هفته ی 16 در این 3 مطالعه دیده شد. ویژگی مشخص آرتریت پسوریاتیک، حساسیت و تورم در داخل و اطراف مفصل است. در هفته ی 16 بیماران درمان شده با OTEZLA در مقایسه با گروه دارونما، کاهش ورم و حساسیت مفصل داشتند. درمان با OTEZLA در هفته 16 منجر به بهبود در هر 7 بخش کرایتریای ACR شد.همچنین بهببودی در سایر عملکردهای فیزیکی مرتبط با بیماری نیز دیده شد. درمان با OTEZLA باعث بهبود داکتیلیت (التهاب انگشت ها) و انتزیت (التهاب در محل اتصال رباط یا تاندون به استخوان) در بیمارانی که قبلا این علایم را داشتند، شد. انتزیت و داکتیلیت نشانه های اختصاصی مرتبط با بروز آرتریت پسوریاتیک هستند. درکارآزمایی بالینی OTEZLA، بیشترین عوارض جانبی دارو در دو هفته ی اول درمان رخ داد که با ادامه دادن درمان ازبین رفت. عوارض جانبی در هفته ی 16 به بعد در حداقل 2 درصد بیمارانی که 30 میلی گرم OTEZLA 2 باردر روز مصرف میکردند مشاهده شد که 1 در صد بیشتر ار گروه دارونما بود.این عوارض از این قرار بودند: اسهال، تهوع، سردرد، عفونت سیستم تنفسی فوقانی، استفراغ، نازوفارنژیت و درد قسمت بالایی شکم. نسبت بیمارانی که 30 میلی گرم OTEZLA 2 بار در روز دریافت میکردند و بخاطرعوارض جانبی درمان خود را ادامه ندادند، 4.6 درصد و در بیماران گروه دارونما، 1.2 درصد بود. شایع ترین عوارض جانبی که منجر به قطع درمان در هفته ی 16 به بعد می شدند شامل تهوع (1.8 درصد)، اسهال (1.8 درصد) و سردرد (1.2. درصد) بود. تجویز OTEZLA در بیمارانی که واکنش های آلرژیک شدید به این دارو یا هرکدام از اجزای تشکیل دهنده ی آن دارند، ممنوع است.


برچسب‌ها: داروی جدید, اتزلا, آپرمیلاست, آرتریت, آرترین پسوریاتیک
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا در هفته‌هاي اخير تزريق زيرپوستي آلبيگلوتايد(Albiglutide) با نام تجاري تانزيوم (Tanzeum)را براي بهبود کنترل قندخون به‌تنهايي يا همراه با رژيم غذايي و ورزش در بزرگسالان مبتلا به ديابت نوع 2 مورد تاييد قرار داده است. ديابت نوع2 بيشترين موارد ابتلا به ديابت را شامل مي‌شود. بالا بودن قندخون باعث افزايش خطر ابتلا به مشکلات جدي مانند بيماري قلبي، نابينايي، آسيب کليوي و عصبي مي‌شود. تانزيوم، يک آگونيست گيرنده پپتيد شبه گلوکاگون يک است. اثربخشي و ايمني اين دارو در 8 مطالعه باليني با شرکت بيش از 2 هزار بزرگسال مبتلا به ديابت نوع 2 بررسي شده است. در مصرف‌کنندگان تانزيوم بهبود قابل‌توجه هموگلوبين A1C مشاهده شد. اين دارو را مي‌توان به‌تنهايي يا در ترکيب با ساير داروهاي مورد استفاده در درمان ديابت نوع2 مانند مت‌‌فورمين، گليمپ‌يرايد،پيوگليتازون و انسولين تجويز کرد. تانزيوم نبايد در مبتلايان به ديابت نوع1، افراد با کتواسيدوز ديابتي و به عنوان خط اول درمان براي بيماراني که نتوانسته‌اند قندخون را با رژيم غذايي و ورزش کنترل کنند، تجويز شود. شايع‌ترين عوارض گزارش‌شده در بيماران تحت درمان با تانزيوم در مطالعات عبارت بودند از اسهال، تهوع و واکنش‌هاي محل تزريق.


برچسب‌ها: داروی جدید, تانزيوم, آلبيگلوتايد, دیابت
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |



همایش ها: دانشجویی | پرستاری | قلب | زنان | پوست | دارویی | چشم | روانپزشکی | اطفال | نورولوژی
متن ها: مقالات پزشکی | مهارت های پزشکی | روش های پزشکی | تجهیزات پزشکی | خبرهای پزشکی
موضوع ها: قلب | زنان | اطفال | چشم | پوست | نورولوژی | ارتوپدی | عفونی
خواندنی ها: نظرسنجی ها | وبلاگ ها | نکته ها | دانستنی ها | گالری ها

دارویی: تاییدیه های ۲۰۱۳ | تاییدیه های ۲۰۱۲ | تاییدیه های ۲۰۱۱
مدیاها: فیلم های پزشکی | تصاویر پزشکی گزارش های پزشکی

آخرین مطالب پزشکی بالینی
اینستاگرام همایش های پزشکی
فیسبوک همایش های پزشکی




           
           
Health Top  blogs film, congress, case report Google Analytics Alternative Health Blog Directory

آخرین اخبار سلامت
 

Page Rank blog links