اندومتريوز، اختلالي است که در زنان با دردهاي مزمن و ناباروري تظاهر مي‌کند. اين اختلال، به دليل وجود بافت اندومتر در خارج از رحم ايجاد مي‌شود و اغلب در زنان در سنين باروري اتفاق مي‌افتد. البته، در نوجوانان و زنان يائسه نيز ممکن است رخ دهد. علائم اندومتريوز عبارتند از دردلگني، دردکمر، ديس منوره و ديس پاروني. درمان اين اختلال بسته به شدت علائم بيماري ممکن است دارويي، جراحي يا هر دو باشد. در حال حاضر ضدبارداري‌هاي هورموني ترکيبي، پروژستين، آنالوگ‌هاي GnRH، دانازول و ضدالتهاب‌هاي غيراستروئيدي گزينه‌هاي دارويي براي کنترل درد اندومتريوز هستند. اين گزينه‌ها هرچند که در کنترل درد اندومتريوز موثرند، در پيشگيري از عود آن نقشي ندارند. در نتيجه، براي درمان درازمدت بيماران، گزينه‌هاي درماني ديگري لازم‌اند.
 
عوامل متعددي به عنوان مسبب اندومتريوز شناخته شده‌اند؛ هرچند که هيچ‌کدام از آنها را نمي‌توان به عنوان دليل قطعي در نظر گرفت. به‌نظر مي‌رسد که خونريزي قاعدگي برگشت يافته، يکي از مهم‌ترين اين دلايل باشد. بر طبق اين نظريه، جريان برگشت يافته خون باعث مي‌شود که بافت‌هاي تخريب شده در حين قاعدگي، وارد فضاي پريتوئن شوند و در درون حفره شکم جاي گيرند. البته 90درصد از زنان خونريزي قاعدگي برگشت يافته دارند ولي به اندومتريوز مبتلا نيستند. طبق تئوري متاپلازي سلوميک، اپي‌تليوم سلوميک مي‌تواند به بافت اندومتر تبديل شود. ساير مکانيسم‌هاي مطرح در اين زمينه عبارتند از انتقال بافت اندومتر از خلال مجاري لنفاوي و عروق خوني. عوامل خطرساز براي اندومتريوز عبارتند از قاعدگي زودرس، يائسگي ديررس، انسداد جريان خون قاعدگي، وزن کم هنگام تولد و مواجهه با هورمون‌هاي برون‌زاد. گاه اندومتريوز بدون علامت است؛ اما ممکن است باعث درد و ناباروري شود. براي کنترل درد اندومتريوز، جراحي يا دارودرماني و گاه هر دو لازم است، اما با وجود اين مداخلات، در اکثر موارد علائم اندومتريوز تجربه مي‌شوند و به ميزان قابل‌توجهي کيفيت زندگي بيماران را تحت تاثير قرار داده و بار اقتصادي قابل‌توجهي بر جامعه تحميل مي‌کند.  

ادامه مطلب


برچسب‌ها: دارودرمانی, اندومتریوز
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


آپنه انسدادي خواب، يک اختلال تنفسي مزمن است که کيفيت زندگي فرد مبتلا را تحت تاثير قرارمي‌دهد. شيوع چاقي که علت اصلي اين اختلال شناخته شده، به سرعت در حال افزايش است، بنابراين، آپنه انسدادي خواب به مشکلي جدي در سيستم سلامت کشورها تبديل شده است. ايجاد غيرتهاجمي فشار مثبت مستمر در مجاري هوايي، درمان خط اول آپنه انسدادي خواب محسوب مي‌شود. با وجود فوايد اثبات شده روش ايجاد غيرتهاجمي فشار مثبت مستمر در مجاري هوايي، هنوز هم نظريه‌هاي ضدونقيضي در زمينه استفاده از آن وجود دارد. به هر حال در اغلب کشورها ماشين‌هاي ايجاد غيرتهاجمي فشار مثبت مستمر در مجاري هوايي و لوازم جانبي آنها، به سيستم‌هاي بيمارستاني و حتي برخي از منازل، فروخته مي‌شود.  

ادامه مطلب


برچسب‌ها: دارودرمانی, آپنه, آپنه انسدادی, آپنه انسدادی خواب
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


نوروپاتي محيطي، عارضه‌اي جدي است که با آسيب مناطق ديستال و با الگوي انتشار متقارن اعصاب محيطي تظاهر مي‌يابد و ممکن است از خانواده‌هاي مختلف دارويي نظير داروهاي شيمي‌درماني ناشي شود. نوروپاتي محيطي ناشي از شيمي‌درماني، در بيش از 40 درصد از بيماراني که تحت شيمي‌درماني قرار مي‌گيرند، تجربه مي‌شود و شيوع آن در بيماراني که چندين داروي شيمي‌درماني را تجربه مي‌کنند به مراتب بيشتر است.
 
نوروپاتي محيطي، يک بيماري سيستميک است و آثار منفي آن بر کيفيت زندگي بيماران قابل انکار نيست. علائم درمان‌نشده نوروپاتي محيطي ممکن است باعث درد و اختلال در عملکرد زندگي روزمره بيماران شود. تظاهرات نوروپاتي محيطي براساس نوع فيبرهاي عصبي درگير در اين بيماري متغير است. آسيب اعصاب حسي با احساس کرختي، ضعف، درد، گزگز و سوزش همراه است و با الگوي دستکش و جوراب در اندام‌هاي انتهايي انتشار مي‌يابد. شکايات ديگري نظير احساس راه رفتن روي سوزن يا پونز، تغيير آستانه تحمل درد و متفاوت شدن حساسيت نسبت به دما نيز مطرح است. آسيب اعصاب حرکتي اغلب با اسپاسم‌هاي عضلاني يا شلي عضلات تظاهر مي‌کند و طي آن قدرت عضلات کاهش مي‌يابد. بيماراني که به آسيب اعصاب اتونوم دچار مي‌شوند، افت فشار خون وضعيتي، يبوست و خشکي را خواهند داشت که ممکن است پس از ورزش و حمام آب داغ وخيم‌تر شود. به نظر مي‌رسد که سلول‌هاي التهابي در پاتوفيزيولوژي نوروپاتي محيطي به دليل آزادسازي واسطه‌هاي التهابي که در ايجاد درد نوروپاتيک نقش دارند، دخيل‌اند. منشاء نوروپاتي محيطي در هر بيمار متفاوت است. بيماري‌هاي سيستميک، اختلالت متابوليک، کمبودهاي تغذيه‌اي، الکليسم، عفونت‌ها، اختلالات ژنتيکي و داروهايي نظير داروهاي شيمي‌درماني، آنتي‌بيوتيک‌ها، داروهاي قلبي، مهارکننده‌هاي سيستم ايمني هر کدام ممکن است مسبب نوروپاتي محيطي باشند.  

ادامه مطلب


برچسب‌ها: دارودرمانی, نوروپاتی, نوروپاتی محیطی, شیمی درمانی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


بيماري کبدچرب غيرالکلي، شايع‌ترين اختلال کبدي در بسياري از کشورهاي جهان، از جمله آمريکاست. متاسفانه امروزه به‌دليل عدم وجود درک صحيح از اين بيماري، گزينه‌هاي درماني مطرح براي اين بيماري هم محدود هستند. منظور از گزينه‌هاي درماني، هم موارد غيردارويي(تعديل عادات زندگي و مصرف ويتامينE) و هم دارويي(مانند تيازوليدين‌ديون‌ها و متفورمين) است.
 
کبد مسئول عملکردهاي فيزيولوژيک متعددي در بدن است. از جمله تنظيم توليد صفرا و فرايندهاي هماتولوژيک و متابوليک. در ميان عملکردهاي متابوليک، متابوليسم کبدي چربي‌ها از آن جمله است. کبد سطح کلسترول، تري‌گليسريدها و اسيدهاي چرب خون را تنظيم مي‌کند. چربي‌هاي مصرفي به کبد منتقل و براي ذخيره‌سازي آماده مي‌شوند. با کاهش سطح چربي‌خون، کبد شروع به شکستن و آزادسازي آن به درون خون مي‌کند. طي اين روند، چربي‌ها به اسيدهاي چرب آزاد و در نهايت به تري‌گليسريدها و ليپوپروتئين‌ها تبديل مي‌شوند. نقص در متابوليسم اسيدهاي چرب باعث تجمع قطرات چربي در هپاتوسيت‌ها و احتباس غيرطبيعي و افزاينده چربي و در نتيجه بيماري کبدچرب مي‌شود. کبدچرب با بيماري‌هايي مانند ديابت نوع2، بيماري قلبي-عروقي و هپاتوسلولار کاسينوما مرتبط است. بيماري کبدچرب از دو راه ايجاد مي‌شود: سوء مصرف مزمن الکل يا سال‌هاي سال ‌‌هايپرليپيدمي کنترل نشده. در مبتلايان به کبدچرب غيرالکلي، اغلب بيماري‌هاي همراهي مانند فشارخون بالا، ديابت، هايپرليپيدمي و چاقي وجود دارد. بنابراين، هدف درماني کبدچرب غيرالکلي فقط محدود به بيماري کبدي نيست. 

ادامه مطلب


برچسب‌ها: دارودرمانی, کبد چرب, کبد چرب غیرالکلی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


در حدود 6 ميليون نفر از مردم آمريکا دچار نارسايي قلبي هستند. در صورت ابتلا به نارسايي قلبي، برون‌ده قلبي کاهش يافته و مکانيسم‌هاي جبراني فعال مي‌شوند. يکي از اين مکانيسم‌ها، فيبروز قلبي، يعني تشکيل جوشگاه است که در درازمدت، ساختار و عملکرد قلبي را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد. متاسفانه در گذشته مطالعات چنداني براي درمان فيبروز قلبي انجام نشده است. اعتقاد بر آن است که درمان مستقيم فيبروز قلبي، روند نارسايي قلبي و ساير بيماري‌هاي قلبي-عروقي را کندتر مي‌کند. درمان‌هاي مطرح در اين زمينه، داروهايي هستند که سيستم رنين-آنژيوتانسين را هدف قرار مي‌دهند و نيز بتا-TGF و اندوتلين.
 
نارسايي قلبي، يک سندرم باليني پيچيده است که در آن، ساختار يا عملکرد غيرطبيعي باعث ناتواني قلب در پرشدن از خون و پمپاژ خون مي‌شود. نارسايي قلبي مسبب اصلي بستري بيمارستاني در بيماران بالاي 65 سال در کشور آمريکاست. نارسايي قلبي ممکن است از اختلال عملکرد سيستوليک، اختلال عملکرد دياستوليک يا هر دو ناشي شود. شايع‌ترين علل ابتلا به نارسايي قلبي عبارتند از بيماري عروق کرونري قلب (اغلب همراه با انفارکتوس ميوکارد)، پرفشاري خون، ديابت و کارديوميوپاتي. نارسايي قلبي يا هر رخدادي که موجب اختلال در توانايي قلب در انقباض و انبساط مي‌شود، برون‌ده قلبي را کاهش مي‌دهد. با کاهش برون‌ده قلبي، مکانيسم‌هاي جبراني با افزايش پره لود، تاکي کاردي، انقباض عروقي، هايپرتروفي بطني و رمودلينگ فعال مي‌شوند. در مدل سلولي، ‌هايپرتروفي بطني و رمودلينگ، با‌هايپرتروفي سلول‌هاي قلبي، نکروز، آپوپتوز، پروليفراسيون فيبروبلاست و افزايش رسوب فيبروکولاژن‌ها همراه است. به دو مورد آخر، فيبروز قلبي گفته مي‌شود. در اين مقاله، به بررسي فيبروز ميوکارد پرداخته مي‌شود. ميوکارد قلب شامل انواع مختلف سلولي شامل سلول‌هاي قلبي و فيبروبلاست‌ها هستند. فيبروبلاست‌ها در بافت همبند قلبي يافت شده و مشاء نزديک به دوسوم سلول‌هاي قلبي‌اند. فيبروبلاست‌ها در بسياري از جنبه‌هاي عملکرد قلبي، نظير تنظيم تعادل ماده خارج سلولي، رمودلينگ، فعاليت الکتريکي، توليد فاکتورهاي رشد و سايتوکين‌ها و پيام‌رساني داخل سلولي، دخيل هستند.  

ادامه مطلب


برچسب‌ها: فیبروز, فیبروز قلبی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


در آرتريت روماتوئيد براي پيشگيري از بروز عوارض درازمدت، مداخلات و درمان زودهنگام ضروري است. هنوز علت اصلي ايجاد‌کننده اين بيماري به‌درستي مشخص نيست اما سينوويت قرينه مفاصل کوچک دست و پا، از اولين تظاهرات اين بيماري هستند. دستورالعمل‌ها اخير درمان آرتريت روماتوئيد، توصيه به درمان‌هاي تهاجمي‌تر با استفاده از داروهاي بيولوژيک جديد و الگوهاي مختلف استفاده متناوب از هر کدام از آنها مي‌کنند، اما اين گروه داروها، عوارض متعددي دارند که بارزترين آنها سرکوب ايمني است، بنابراين با هدف دست يابي به بالاترين ميزان پاسخ‌دهي درماني، استفاده از گزينه‌هاي درماني جديد با مکانيسم اثرهاي ويژه اجتناب‌ناپذير است.  

ادامه مطلب


برچسب‌ها: آرتریت, آرتریت روماتوئید
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


در بسياري از مبتلايان به بيماري پارکينسون، اختلالات رواني همراه نيز مشاهده مي‌شود، زيرا اختلالات روانپزشکي و بيماري پارکينسون، هر دو نتيجه برهم خوردن تعادل نوروترانسميترها هستند. اين برهم خوردن و عدم تعادل، مشکلات متعددي را ايجاد مي‌کند. عوارضي نظير تشديد هر کدام از بيماري‌هاي نامبرده و تداخل دارويي ميان داروهاي مورد استفاده در درمان پارکينسون و اختلالات روان‌پزشکي. به همين دلايل، مشکلات روان‌پزشکي در مبتلايان به پارکينسون اغلب درمان نشده باقي مي‌مانند.
 
بيماري پارکينسون که ميليون‌ها نفر را در سراسر دنيا گرفتار کرده، يک اختلال نورودژنراتيو است که قابليت‌هاي حرکتي، رواني و مهارت‌هاي عملکردي را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد. اين بيماري‌هاي دژنراتيو، ميزان مرگ‌و‌مير را افزايش داده و آثار منفي بر کيفيت زندگي بيماران مي‌گذارند. اختلالات حرکتي، به عنوان علائم شاخص پارکينسون درنظر گرفته مي‌شوند. هرچند که تظاهرات غيرحرکتي نظير افسردگي، اضطراب و سايکوز نگراني‌هاي اصلي هستند که بايد در اين گروه از بيماران به آنها توجه کرد. مشکلات اعصاب و روان نيز در مبتلايان به پارکينسون شايع هستند. بيش از 60 درصد از بيماران از يک يا تعداد بيشتري علائم روان‌پزشکي رنج مي‌برند. در ميان اين علائم، افسردگي، با شيوع 20 تا 90 درصدي، شايع‌ترين اختلال عصبي-رواني در مبتلايان به بيماري پارکينسون است. مبتلايان به بيماري پارکينسون علاوه بر افسردگي، سايکوز، مانيا و اختلالات خواب را نيز تجربه مي‌کنند. منشاء اختلالات رواني در اين جمعيت بيماران، به پاتوفيزيولوژي ايجادکننده پارکينسون و عوارض جانبي درمان با داروهاي ضدپارکينسون بستگي دارد. اينها در سطوح نوروترانسميترها صورت مي‌گيرد و تداخلات پيچيده‌اي ميان دوپامين، استيل کولين و سروتونين را شامل مي‌شود. بنابراين، درمان‌هاي مختلفي نظير تجويز دوپامينرژيک‌ها، آنتي‌کولينرژيک‌ها و داروهاي دخيل در عملکرد دستگاه عصبي مرکزي براي درمان هر دوي اين بيماري‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند. 

ادامه مطلب


برچسب‌ها: پارکینسون
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، هورمون پاراتيروئيد با نام تجاري ناتپارا (Natpara) را براي درمان هايپوکلسمي در مبتلايان به هايپوپاراتيروئيديسم مورد تاييد قرار داده است. هايپوپاراتيروئيديسم، يک بيماري نادر است که در حدود 60هزارنفر فقط در کشور آمريکا به آن مبتلايند. هايپوپاراتيروئيديسم، در شرايطي رخ مي‌دهد که ميزان ترشح هورمون پاراتيروئيد کمتر از حد طبيعي باشد.
 
هايپوپاراتيروئيديسم به دليل فقدان عملکرد پارتيروئيد رخ مي‌دهد و در اغلب موارد نتيجه برداشتن غده پاراتيروئيد طي جراحي و در موارد نادري هم حاصل بيماري‌هاي مادرزادي يا اتوايميون است. مبتلايان به هايپوپاراتيروئيدسم ممکن است بي‌حسي، گرفتگي‌هاي عضلاني، کرامپ، ضربان غيرطبيعي قلبي و تشنج را در نتيجه افت سطح کلسيم خون تجربه کنند. همچنين، از عوارض درازمدت هايپوپاراتيروئيديسم مشکلاتي نظير آسيب کليوي، سنگ‌هاي کليوي، کاتاراکت و کلسيفيکاسيون بافت‌هاي نرم است. ناتپارا، يک تزريق هورموني است که روزانه مورد استفاده قرار مي‌گيرد و به تنظيم سطح کلسيم بدن کمک مي‌کند. سازمان غذا و داروي آمريکا ناتپارا را به عنوان داروي مورد استفاده براي درمان يک بيماري خاص و نادر مورد تاييد قرار داد. دکتر جين مارک، سرپرست بخش داروهاي متابوليسم و اندوکرينولوژي سازمان غذا و داروي آمريکا مي‌گويد: «در مبتلايان به هايپوپاراتيروئيديسم، گزينه‌هاي درماني محدودي موجود هستند و بدون درمان، علائم بيماري کيفيت زندگي مبتلايان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. اين دارو، آلترناتيو مناسبي براي بيماراني است که با مصرف مکمل‌هاي غذايي حاوي کلسيم و اشکال فعال ويتامين D، سطح کلسيم خون آنان کنترل نمي‌شود.»
 
ايمني و اثربخشي ناتپارا در يک مطالعه باليني با شرکت بيش از 124 بيمار بررسي شد. اين افراد به طور کاملا تصادفي تحت درمان با ناتپارا يا دارونما قرار گرفتند. نتايج مطالعه مذکور نشان داد که 42درصد از بيماران تحت درمان با ناتپارا به سطح طبيعي کلسيم خون دست يافتند. اين رقم در گروه تحت درمان با دارونما فقط 3درصد بود. در برگه اطلاعات دارويي ناتپارا، هشدار در مورد خطر ابتلا به استئوسارکوما در مصرف‌کنندگان اين دارو قيد شده است. اين هشدار براساس مطالعات روي موش‌ها بوده است و به درستي مشخص نيست که آيا مصرف اين دارو در انسان‌ها هم با خطر استئوسارکوما همراه است يا خير. بنابراين؛ ناتپارا فقط در بيماراني تجويز مي‌شود که هايپوکلسمي در آنان با مکمل‌هاي حاوي کلسيم و اشکال فعال ويتامين D کنترل نمي‌شود و نيز براي بيماراني که فوايد درماني اين دارو در آنان بر خطرات احتمالي غالب است. شايع‌ترين عوارض جانبي گزارش شده در مطالعات در گروه تحت درمان با ناتپارا عبارت بودند از احساس گزگز و سوزش پوست، افت کلسيم خون، سردرد و تهوع. 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, ناتپارا, هیپوکلسمی, هیپوپاراتیروئیدیسم
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، اووتاز (Evotaz) را که قرص حاوي 300 ميلي‌گرم آتازاناوير (Atazanavir) و 150ميلي‌گرم کوبيسيستات (Cobicistat) است براي تجويز همراه با ساير داروهاي ضدرتروويروس در درمان عفونت HIV در بزرگسالان مورد تاييد قرار داده است. آتازاناوير، مهارکننده پروتئاز است و کپسول‌هاي 200 و 300 ميلي‌گرمي آن با نام تجاري رياتاز (Reyataz) وارد بازار شده است. تاييد اووتاز، گزينه درماني جديدي را براي مهار بيماري ايدز در اختيار مبتلايان قرار مي‌دهد. تجويز اووتاز در بيماراني که قبلا داروهاي ضدايدز مصرف کرده‌اند بايد براساس مقاومت پايه آنها به مهارکننده‌هاي پروتئاز انجام شود. اووتاز و رياتاز، عفونت HIV را درمان نمي‌کنند. همچنين، تجويز اووتاز در بيماراني که سابقه حساسيت شديد(سندرم استيونس-جانسون، اريتم مولتي فورم يا ضايعات توکسيک پوست)به يکي از مواد موثره موجود در اين داروي ترکيبي دارند، ممنوع است.
 
موردو گوردون، مديربخش بازاريابي شرکت توليدکننده اين دارو، مي‌گويد: «خوشحال هستيم که توانسته‌ايم گزينه جديدي براي مبتلايان به اين بيماري کشنده وارد بازار کنيم. آتازاناوير و کوبيسيستات طي 48 هفته مطالعه مقايسه‌اي فاز3، اثربخشي و ايمني مطلوبي داشته‌اند. اووتاز با افزيش مهار HIV و به‌طور همزمان کاهش تعداد قرص‌هاي مصرفي بيمار، اثر مي‌کند. شکست درمان ويرولوژيک در گروه دريافت‌کننده اووتاز، 6درصد و در گروه تحت درمان با رياتاز/ريتوناوير4درصد بود.» اووتاز، اولين و تنها مهار‌کننده پروتئاز افزايش‌دهنده اثرات دارويي با استفاده از کوبيسيستات است که در مطالعه مقايسه‌اي فاز3 روي 692 بيمار مورد بررسي قرار گرفته است. اثربخشي 300 ميلي‌گرم رياتاز همراه با 150 ميلي‌گرم کوبيسيستات (در قرص اووتاز) روي 344 بيمار با رياتاز 300 ميلي‌گرمي همراه با 100 ميلي‌گرم ريتوناووير(ديگر داروي افزايش‌دهنده اثرات دارويي) در 348 بيمار مقايسه شد. در مطالعه مذکور، هيچ موردي از مقاومت به مهارکننده پروتئاز طي 48 هفته درمان دارويي گزارش نشد. همچنين، هيچ بيماري مقاومت نسبت به تنوفووير نشان نداد و فقط 2 بيمار دچار مقاومت به امتريسيتابين (Emtricitabine) شدند. عوارض دارويي اووتاز با رياتاز/ ريتوناوير قابل قياس بودند. شايع‌ترين عارضه شديد در گروه دريافت‌کننده اووتاز و رياتاز/ريتوناوير عبارت بودند از بثورات پوستي، زردي و تهوع. ميزان قطع دارو به دليل عوارض دارويي نيز در 2 گروه مشابه بود. در اکتبر2011 شرکت بريستول-ماير قراردادي را با شرکت جيليد منعقد کرد که براساس آن تکميل و بازاريابي ترکيب با دوز ثابت و با الگوي مصرف يک‌بار در روز اووتاز را به‌دست آورد. بريستول-ماير مسئول فرمولاسيون، توليد، ثبت، پخش و بازاريابي اووتاز در سراسر دنياست.  


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, اووتاز, ایدز, اچ آی وی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، بکسرو (Bexsero)، واکسني براي پيشگيري از بيماري تهاجمي مننگوکوک ناشي از نايسريا مننژيتيديس زيرگروه B در افراد 10 تا 25 سال را مورد تاييد قرار داده است. بکسرو دومين واکسن مورد تاييد سازمان غذا و دارو طي 3 ماه اخير است که براي پيشگيري از اين بيماري مطرح شده است. سازمان مذکور اولين واکسن را در اکتبر 2014 ميلادي تاييد کرده بود. مننژيت باکتريال، يک بيماري کشنده است که در نتيجه سپسيس و مننژيت فرد را از پا در مي‌آورد. باکتري مسبب اين بيماري از راه ترشحات حلق و گلو منتقل مي‌شود.
 
براساس آمار منتشر شده توسط اداره پيشگيري و کنترل بيماري‌هاي آمريکا، در سال 2012 ميلادي در مجموع 500 مورد بيماري مننگوکوکال در اين کشور گزارش شده است که از ميان آنها 160 مورد در نتيجه زيرگروه B ايجاد شده‌اند. کارن ميدتون، سرپرست ارزيابي و تحقيقات بخش بيولوژيک سازمان غذا و داروي آمريکا مي‌گويد: «با تاييد بکسرو از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا، 2 واکسن براي پيشگيري از زيرگروه B بيماري مننگوکوک مورد تاييد قرار گرفته‌اند. تاييد اين واکسن‌ها گام بزرگي در سيستم بهداشت کشور براي پيشگيري از اين بيماري کشنده است.»
 
بيماري مننگوکوکال را مي‌توان با آنتي‌بيوتيک درمان کرد و خطر مرگ يا بر جاي‌گذاري عوارض طولاني‌مدت آن را به حداقل رساند، اما حتي با شروع سريع درمان دارويي، باز هم هميشه و در تمامي موارد عوارض آن قابل پيشگيري نيستند. در حال حاضر واکسيناسيون موثرترين راه براي پيشگيري از بيماري مننگوکوکال محسوب مي‌شود. 3 مطالعه براي بررسي اثربخشي بکسرو در کانادا، استراليا، شيلي و بريتانيا روي بيش از 2600 نفر بزرگسال انجام شده است. شرکت کنندگان در اين مطالعه، 2 دوز بکسرو را دريافت کردند. پس از واکسيناسيون، 62 تا 88درصد از دريافت کنندگان واکسن در خونشان آنتي بادي عليه 3 سوش زيرگروه B نايسريا مننژيتيديس داشتند. اين ميزان قبل از واکسيناسيون 23 درصد بود. ايمني بکسرو روي 5هزار دريافت کننده اين واکسن بررسي شد.
 
شايع‌ترين عوارض گزارش شده در افراد دريافت‌کننده بکسرو عبارت بودند از درد و تورم محل تزريق، سردرد، اسهال، درد عضلاني، درد مفصل، ضعف و لرز. تاييد بکسرو نيز تحت قانون حمايت از دارو و فرآورده‌هاي دارويي مورد استفاده براي درمان بيماري‌هاي خاص صورت گرفته است. اطلاعات درخواستي از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا در مورد اثربخشي و ايمني بکسرو، 2 ماه پيش از موعد مقرر به اين سازمان ارائه شد. 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, بکسرو, واکسن, واکسن جدید
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اعلام کرد، داروي Namzaric را که ترکيبي است از دوز ثابت ممانتين هيدروکلرايد گسترده‌رهش و دونپزيل هيدروکلرايد، براي درمان دمانس مرتبط با آلزايمر متوسط تا پيشرفته، در بيماراني که دوز ثابتي را از هر دو دارو دريافت مي‌کنند، مورد تاييد خود قرار داده است. ممانتين هيدروکلرايد گسترده‌رهش (Namenda XR, Actavis)، يک مهارکننده N-methyl-D-aspartate و دونپزيل ricept, Pfizer) ) نيز يک مهارکننده استيل کلين‌استراز (AChEI) است. درواقع Namzaric دو عامل درماني مکمل را در يک کپسول گردهم آورده، زيرا اغلب بيماراني که با نامندا تحت درمان هستند، روي درمان AChEI نيز قرار دارند. هم ممانتين گسترده‌رهش و هم دونپزيل ثابت کرده‌اند که براي درمان بيماري آلزايمر متوسط تا شديد کارايي و ايمني دارند. علاوه‌بر اين داده‌ها نشان مي‌دهند، درمان ترکيبي با نامندا گسترده‌رهش و دونپزيل بهبود قابل توجهي را در شناخت و عملکرد بيمار، در مقايسه با درمان با هريک از آنها به تنهايي ايجاد مي‌کند.
 
Namzaric که MDX-8704 نيز ناميده مي‌شود، در بيماراني که در حال حاضر تحت درمان با ممانتين (10 ميلي‌گرم، دو بار در روز، يا 28 ميلي‌گرم از نوع گسترده‌رهش، يک بار در روز)، همراه با دونپزيل 10 ميلي‌گرمي هستند، روزانه يک کپسول مصرف مي‌شود. در بيماراني که مشکل بلع دارند، مي‌توان کپسول را باز کرده و محتوياتش را داخل غذاي بيمار ريخت. Namzaric در دو دوز در دسترس قرار دارد: نسبت ممانتين به دونپزيل: 28 به 10 ميلي‌گرم يا 14 به 10 ميلي‌گرم (در بيماران مبتلا به اختلال شديد کليوي). 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, نامزاریک, آلزایمر, ممانتین
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، سوسپانسيون کاربي دوپا و لوودوپا، با نام دووپا (Duopa) را براي درمان لرزش‌هاي حرکتي در افراد مبتلا به اشکال پيشرفته پارکينسون مورد تاييد قرار داده است. يک پمپ‌تزريق قابل حمل کوچک حاوي کاربي دوپا و لوودوپا، به‌مدت 16 ساعت مستمر و از طريق يک لوله به‌طور مستقيم دارو را به روده کوچک وارد مي‌کند. دووپا از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا به عنوان يک داروي اورفان تاييد شده است. داروهاي اورفان براي درمان بيماري‌هاي نادري که کمتر از 200 هزار نفر از جمعيت را گرفتار مي‌کنند، به‌کار مي‌رود. نيازهاي برآورده نشده بسياري در مورد مبتلايان به اشکال پيشرفته پارکينسون مطرح است. به‌گفته سرپرست تحقيقي که به تاييد سوسپانسيون دووپا انجاميد، ترکيب دارويي نامبرده به‌طور قابل‌توجهي زمان بدون علامت باليني بيماران را افزايش داده و پيشرفت بيماري پارکينسون را کند مي‌کند.
 
در مراحل پيشرفته بيماري پارکينسون، ممکن است تخليه خود به خودي معده به تاخير افتد و اين وضعيت غيرقابل پيش‌بيني، مي‌تواند زماني را که داروهاي خوراکي براي ترک معده و جذب در روده کوچک نياز دارند تحت‌تاثير قرار دهد. مواد موثره تشکيل دهنده دووپا، همان مواد فعال شکل خوراکي کاربي دوپا و لوودوپا است، اما به شکل سوسپانسيوني که به‌طور مستقيم و از طريق يک لوله قرار داده شده توسط گاستروستومي آندوسکوپيک از راه پوست وارد روده مي‌شود. اين روش براي دور زدن معده درنظر گرفته شده است. تاييد دووپا، براساس مطالعه باليني فاز 3 و 12 هفته‌اي دوسوکور با استفاده از دارونما، در چند مرکز روي 71 بيمار انجام شد. اثربخشي و ايمني سوسپانسيون دووپا با قرص‌هاي سريع‌الرهش کاربي دوپا-لوودوپا در بيماران مبتلا به بيماري پيشرفته پارکينسون مقايسه شدند.
 
اين مطالعه نشان داد که دووپا به‌طور قابل‌توجهي در 12 هفته منجر به کاهش علايم روزانه بيماري مي‌شود و ساعاتي از روز را که بيمار مي‌تواند فعاليت‌هاي طبيعي روزانه خود را ادامه دهد و در حال کار روزانه حرکات کنترل نشده با فعاليت‌هاي روزانه وي تداخل نداشته باشد را افزايش دهد. پارکينسون، بيماري حرکتي مزمني است که با لرزش، سفتي عضلاني، کندي حرکات و مشکل در هماهنگي حرکات به‌دنبال از دست دادن دوپامين در مغز شناخته شده است. علائم حرکتي بيماري پارکينسون طبقه‌بندي شده‌اند. شروع بيماري هنگامي است که حدود 80-60 درصد از سلول‌هاي توليد کننده دوپامين در مغز از‌دست‌رفته است. هنوز هيچ درمان شناخته شده‌اي براي اين بيماران وجود دارد و درمان‌هاي در دسترس فقط به کاهش علائم موجود کمک مي‌کنند. 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, دووپا, پارکینسون
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) قرص های امپاگلیفلوزین/ لیناگلیپتین با نام گلیکسامبی (Glyxambi) را به عنوان درمان همراه با رژیم غذایی و ورزش برای بهبود کنترل قندخون در بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع 2 در مواردی که تجویز امپاگلیفلوزین و لیناگلیپتین مجاز است را تایید کرد. گلیکسامبی، در مبتلایان به دیابت نوع 1 یا برای درمان کتواسیدوز دیابتی توصیه نمی شود٬ و همچنین، گلیکسامبی در بیماران با سابقه پانکراتیت مورد مطالعه قرار نگرفته و مشخص نیست که آیا می تواند خطر وقوع مجدد پانکراتیت در این افراد را افزایش دهد یا خیر. گلیکسامبی، اولین و تنها درمان دیابت در آمریکا است که مکانیسم اثر دوگانه یک  مهارکننده سدیم گلوکز کوترانسپورتر2 و یک مهارکننده دی پپتیدیل پپتیداز4 را به شکل یک عدد قرص که در صبحگاه مصرف می شود، دارد. گلیکسامبی،  5 میلی گرم امپاگلیفلوزین را با 25 یا 10 میلی گرم لیناگلیپتین در یک قرص قرار داده است. مهارکننده های SGLT2 با بلوک بازجذب گلوکز خون از کلیه ها، گلوکز را از طریق ادرار دفع می کنند. مهارکننده های DDP-4 با افزایش هورمون های تحریک کننده پانکراس برای تولیدبیشتر انسولین و تحریک کننده کبد برای تولید گلوکز کمتر اثر می کنند.
 پاول فونتین، سرپرست مطالعه ای که به تایید گلیکسامبی انجامید، می گوید: «امروزه جامعه پزشکی به لزوم درمان دیابت با ترفندهای مختلف واقف است. هدف همه روش ها درنهایت،بهبود هر چه بیشتر کنترل قندخونا ست.» تجویز گلیکسامبی در بیمارانی که به اختلال عملکرد کلیوی دچارند، بیماری شدید کلیوی دارند یا تحت دیالیز قرار می گیرند، سابقه واکنش های بیش حساسیتی نظیر آنافیلاکسی، آنژیوادم، مشکلات اگزفولیاتیو پوستی، کهیر به دنبال مصرف لیناگلیپتین دارند و نیز سابقه واکنش های بیش حساسیتی به امپاگلیفلوزین دارند، ممنوع است
.
 
تایید این دارو از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا، بر اساس اطلاعات به دست آمده از نتایج مطالعه فاز3 برای ارزیابی اثربخشی و ایمنی گلیکسامبی (5/10 و 5/25 میلی گرمی) در مقایسه با منوتراپی امپاگلیفلوزین (10 یا 25 میلی گرمی) و لیناگلیپتین (5 میلی گرمی) در بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع2 است که دوز بالای مت فورمین (متوسط دوز 1889 میلی گرم در روز) را دریافت می کنند. در این مطالعه در 686 بیمار بزرگسال مبتلا به دیابت نوع2 و هموگلوبی A1C بین 7 تا 10 درصد، تغییر در میزان این هموگلوبین پس از 24 هفته بررسی شد. نتایج نشان دادند که در صورتی که گلیکسامبی به متفورمین اضافه شود، در هفته 24 بهبود قابل توجهی در کنترل میزان A1C در مقایسه با منوتراپی امپاگلیفلوزین یا لیناگلیپتین خواهد داشت. هرچند که گلیکسامبی برای کاهش و کنترل وزن مورد تایید قرار نگرفته، در پایان هفته 24 چنین مزیتی از مصرف آن در بیماران گزارش شد.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, گلیکسامبی, امپاگلیفلوزین, دیابت
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، کاربرد راموسيروماب (Ramucirumab) با نام تجاري سيرامزا (Cyramza) را براي درمان مبتلايان به بدخيمي غيرسلول کوچک ريه (NSCLC) مورد تاييد قرار داده است. بدخيمي غيرسلول کوچک ريه، شايع‌ترين، نوع بدخيمي ريه است که به دنبال تشکيل سلول‌هاي سرطاني در بافت ريه رخ‌مي‌دهد. انستيتو ملي سرطان آمريکا تخمين‌زده‌است که تا پايان سال 2014 ميلادي، براي 224210 آمريکايي تشخيص بدخيمي غيرسلول کوچک ريه گذاشته خواهد شد و 159260 نفر به دنبال ابتلا به آن جان خود را از دست مي‌دهند. سيرا مزا با بلوک کردن خونرساني به تومور، مانع از رشد آن مي‌شود. اين دارو براي بيماراني تجويز مي‌شود که در طي درمان يا پس از شيمي‌درماني با پايه پلاتينيوم، تومور آنها مجددا شروع به رشد کرده است. در اين گروه بيماران اين دارو بايد در ترکيب با دوستاکسل(Docetaxel)تجويز شود.
 
دکتر ريچارد پازدور، سرپرست اداره محصولات هماتولوژي و انکولوژي مرکز تحقيقات و ارزيابي دارويي سازمان غذا و داروي آمريکا مي‌گويد: «اين تاييديه، سومين انديکاسيون مورد تاييد براي سيرامزا در سال 2014 ميلادي است. مطالعه و تحقيق روي انواع مختلف بدخيمي‌ها، نشان داده است که سيرامزا گزينه درماني ارزشمندي در اين گروه از بيماران است.»در 21 آوريل سال ميلادي جاري، سازمان غذا و داروي آمريکا سيرامزا را به‌عنوان درمان تک دارويي براي مبتلايان به بدخيمي پيشرفته معده يا آدنوکارسينوماي محل اتصال مري به معده مورد تاييد قرار داد. در 5 نوامبر همين سال، سيرامزا براي درمان بيماران با بدخيمي پيشرفته معده يا آدنوکارسينوماي محل اتصال مري به معده، در ترکيب درماني با پاکليتاکسل تاييديه گرفت. تاييد استفاده از سيرامزا همراه با دوستاکسل در موارد متاستاتيک بدخيمي غيرسلول کوچک ريه، براساس يک مطالعه باليني با شرکت 1253 بيماري که قبلا تحت‌درمان قرار گرفته بودند و بيماري آنها مجددا عود کرده بود، صورت گرفت. شرکت کنندگان در مطالعه به‌طور کاملا تصادفي تحت درمان با سيرامزا همراه با دوستاکسل، يا دارونما همراه با دوستاکسل قرار گرفتند. درمان تا زمان عود بيماري يا عدم تحمل دارويي از سوي بيمار ادامه يافت. نتايج مطالعه نشان دادند که بيش از نيمي از بيماران تحت درمان با سيرامزا به همراه دوستاکسل، به‌طور متوسط 5/10 ماه پس از شروع درمان زنده ماندند. اين زمان در مورد گروه دريافت‌کننده دارونما همراه با دوستاکسل، 1/9 ماه بود.
 
شايع‌ترين عوارض گزارش شده در جمعيت تحت درمان با سيرامزا همراه با دوستاکسل عبارت بودند از نوتروپني، ضعف وخستگي و التهاب مخاط داخلي دهان. سيرامزا ممکن است باعث خونريزي شديد، لخته خوني، افزايش فشارخون و نيز تاخير در بهبود زخم شود. درخواست بررسي سيرامزا در انديکاسيون جديد، براساس برنامه ويژه سازمان غذا و داروي آمريکا براي حمايت از ورود هر چه سريع‌تر به بازار دارويي که براي درمان يک بيماري شديد و کشنده توليدشده است، صورت گرفت. 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, سیرامزا, راموسیروماب, سرطان ریه
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا ادوکسابان (Edoxaban) با نام تجاري ساوايسا (Savaysa) را براي پيشگيري از حوادث آمبوليک در فيبريلاسيون دهليزي غيردريچه‌اي مورد تاييد قرار داده است. قرص‌هاي ادوکسابان خطر حملات مغزي و آمبولي‌هاي سيستميک کشنده را در بيماراني که فيبريلاسيون دهليزي آنها به دليل مشکلات دريچه‌اي نيست، کاهش مي‌دهند.
 
فيبريلاسيون دهليزي، يکي از شايع‌ترين انواع آريتمي‌هاي قلبي است و انقباضات ناکامل دهليزي در اين بيماران، به تشکيل لخته مي‌انجامد. لخته‌ها ممکن است به سوي مغز يا ساير نقاط بدن حرکت کنند. همچنين، ساوايسا براي درمان ترومبوز وريدهاي عمقي و آمبولي ريه در بيماراني که قبلا براي مدت 5 تا 10 روز تحت درمان با يک داروي ضدانعقاد وريدي قرار گرفته‌اند، تجويز مي‌شود. دکتر نورمن استوکبريج، سرپرست بخش داروهاي قلبي-عروقي و کليوي مرکز تحقيق و ارزيابي دارويي سازمان غذا و داروي آمريکا مي‌گويد: «در مبتلايان به فيبريلاسيون دهليزي، داروهاي ضدانعقاد با پيشگيري از تشکيل لخته در قلب خطر سکته را کاهش مي‌دهند، بنابراين در دسترس بودن انواع مختلف اين دسته داروها براي انتخاب بهترين آنها براي هر بيمار اهميت فراواني دارد.» ايمني و اثربخشي ساوايسا در درمان فيبريلاسيون دهليزي غيرمرتبط با بيماري‌هاي دريچه‌اي قلب در يک مطالعه باليني با شرکت 21105 بيمار بررسي شد. مطالعه مذکور، 2 دوز ساوايسا را با داروي ضدانعقاد وارفارين از نظر اثرات آنها در ميزان خطر حملات مغزي و امبولي سيستميک مقايسه کرده است.
 
نتايج مطالعه نشان دادند که دوز بالاتر ساوايسا در کاهش خطر حملات مغزي با وارفارين برابري دارد. هرچندکه وارفارين دارويي بسيار موثر در کاهش خطر حملات مغزي در مبتلايان به فيبريلاسيون دهليزي است، اما مصرف آن با خطر بالاي خونريزي همراه است. مصرف داروي جديد ساوايسا در مقايسه با وارفارين با احتمال کمتر خونريزي شديد همراه است. ساوايسا در درمان ترومبوز وريدهاي عمقي و امبولي ريوي، روي 8292 بيمار بررسي شد. مطالعه مذکور اثربخشي و ايمني ساوايسا را با وارفارين در درمان بيماران با ترومبوز وريدهاي عمقي يا امبولي ريوي و کاهش ميزان عود حوادث ترومبوامبولي سيستميک وريدي مقايسه کرد. نتايج نشان دادند که 3درصد از دريافت‌کنندگان ساوايسا وقوع مجدد ترومبوامبولي سيستميک وريدي را تجربه کردند. اين رقم در دريافت‌کنندگان وارفارين 5/3درصد بود. 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, ساوايسا, ادوکسابان, فیبریلاسیون دهلیزی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، پانوبينوستات (Panobinostat) با نام تجاري فاريداک (Farydak) را براي درمان مبتلايان به مولتيپل ميلوما مورد تاييد قرار داده است. مولتيپل ميلوما نوعي بدخيمي خوني است از سلول‌هاي پلاسما منشا مي‌گيرد. براساس آمارهاي منتشر شده از سوي انستيتو ملي سرطان آمريکا، نزديک به 21هزار و 700 نفر از مردم اين کشور سالانه با تشخيص مولتيپل ميلوما روبرو مي‌شوند و 10 هزار و 710 نفر در نتيجه ابتلا به آن مي‌ميرند. مولتيپل ميلوما به طور معمول افراد مسن را درگير مي‌کند. در اين بيماري، سلول‌هاي پلاسما به سرعت تکثير مي‌شوند و به‌جز مغز استخوان، ساير اعضاي اصلي را هم فرا مي‌گيرند. در نتيجه عزيمت سلول‌هاي پلاسما به ساير اعضاي بدن، سيستم ايمني تضعيف شده، آنمي و مشکلات کليوي و استخواني رخ مي‌دهد. فاريداک با مهار فعاليت گروه آنزيم‌هايي با عنوان «داستيلازهاي هيستون» اعمال اثر مي‌کند. اين روند موجب تاخير در تکامل پلاسما سل‌ها و مرگ اين سلول‌ها در مبتلايان به مولتيپل ميلوما مي‌شود.
 
فاريداک، اولين مهارکننده داستيلازهاي هيستون است که براي درمان مولتيپل ميلوما مورد تاييد سازمان غذا و داروي آمريکا قرار مي‌گيرد. اين دارو براي بيماراني که قبلا حداقل 2 درمان استاندارد ديگر حاوي بورتزوماب و يک داروي تعديل‌کننده سيستم ايمني را دريافت کرده‌اند، نسخه مي‌شود. فاريداک در ترکيب با بورتزوماب (که يک داروي شيمي درماني است) و دگزامتازون (داروي ضدالتهاب) تجويز خواهد شد.
فاريداک در مقايسه با داروهاي قبلي مورد تاييد براي درمان مولتيپل ميلوما، مکانيسم اثر متفاوتي دارد. در نوامبر 2014 ميلادي، کميته مشاوره‌اي داروهاي انکولوژي سازمان غذا و داروي آمريکا، اعلام کرد که خطرات احتمالي ناشي از مصرف اين دارو بيشتر از فوايد آن براي مبتلايان به مولتيپل ميلوماي راجعه و مقاوم به درمان است. پس از اين تاريخ، فاريداک براي انديکاسيوني متفاوت و براي بيماراني که قبلا حداقل 2 درمان استاندارد شامل بورتزوماب و يک داروي تعديل‌کننده ايمني را دريافت کرده بودند، مطرح شد. ايمني و اثربخشي فاريداک در ترکيب با بورتزوماب و دگزامتازون، روي 193 بيمار مبتلا به مولتيپل ميلوماي شرکت‌کننده در يک مطالعه باليني بررسي شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه مذکور به طور کاملا تصادفي ترکيب فاريداک، بورتزوماب و دگزامتازون يا بورتزوماب و دگزامتازون را دريافت کردند. 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, فاريداک, پانوبينوستات, مولتیپل میلوما
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اعلام کرد، لنواتينيب را با نام تجاري لنويما (Lenvima) براي درمان بيماران مبتلا به سرطان تيروئيد پيشرونده و متمايز که به درمان با يد راديواکتيو مقاوم هستند، مورد تاييد خود قرار داده است. سرطان تيروئيد متمايز، شايع‌ترين نوع سرطان تيروئيد است. توسعه درمان‌هاي جديد براي کمک به بيماري‌هاي مقاوم اهميت زيادي براي سازمان غذا و دارو دارد، بنابراين اين تاييديه جديد گزينه درماني جديدي را به روي بيماران و پزشکان باز کرده تا بتوانند پيشرفت سرطان تيروئيد متمايز را کند کنند. مطالعه باليني که باعث تاييد لنواتينيب شده، نشان مي‌دهد، بيماران درمان شده با اين دارو بقاي بدون پيشرفت بيشتري را نسبت به افراد درمان شده با پلاسبو داشته‌اند. در اين مطالعه چندمرکزي (به‌نام E7080-G00-303)، 392 بيمار با سرطان تيروئيد عود کرده موضعي يا متاستاتيک که به درمان با يد راديواکتيو مقاوم بوده‌اند، مورد بررسي قرار گيرند. بيماران به دو گروه، دريافت کننده لنواتينيب 24ميلي‌گرمي يا پلاسبو تقسيم شدند. نتايج کارآزمايي نشان داد، افراد گروه دارو، بقاي بدون پيشرفت بيماري 3/18 ماه در مقابل 6/3 ماه گروه پلاسبو داشتند. همچنين، بيماران گروه لنواتينيب ميزان پاسخ بيشتري در مقايسه با گروه کنترل داشتند.
 
در اين مطالعه، بيماران گروه پلاسبو که شواهدي از پيشرفت بيماري نشان دادند، روي درمان با لنواتينيب قرار گرفتند. 68 درصد از بيماران گروه لنواتينيب دچار عوارض جانبي شدند که مجبور به کاهش دوز دارو شدند. 18 درصد از اين دسته از بيماران، دچار خستگي، تهوع، آرترالژي/ ميالژي، اسهال، استفراغ، پروتئينوري، کاهش اشتها و وزن، سندرم اريتروديس ‌استزي کف دست و پا، استوماتيت، سردرد، ديس‌فوني و درد شکم شدند. جدي‌ترين عوارض جانبي ديده شده عبارت بودند از پنوموني، دهيدراتاسيون و هيپرتانسيون. 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, لنويما, لنواتينيب, سرطان تیروئید
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا دينوتوکسيماب (Dinutuximab)، با نام تجاري يونيتوکسين (Unituxin) را براي درمان ترکيبي با فاکتور محرک کلوني گرانولوسيت- ماکروفاژ (GM-CSF)، اينترلوکين2 و 13 سيس رتينوئيک اسيد، براي درمان بيماران در گروه سني خردسالان مبتلا به نوروبلاستوماي پرخطر که حداقل پاسخ نسبي به درمان خط اول ترکيبي داشته‌اند، مورد تاييد قرار داده است. دينوتوکسيماب، يک آنتي‌بادي مونوکلونال سيمريک است که از ترکيب DNA موش و انسان به‌دست آمده است. اين تاييد براساس افزايش دوره بدون پيشرفت بيماري و شانس بقا در يک مطالعه چند مرکزي و تصادفي روي کودکان سرطاني به‌دست آمده است. پيش از ثبت‌نام در مطالعه، بيماران حداقل پاسخ نسبي درماني را نسبت به درمان قبلي نشان داده بودند. در اين مطالعه بيماران به نسبت 1 به 1 در يک گروه تحت‌درمان با دينوتوکسيماب/ رتينوئيک اسيد و در گروه ديگر تحت‌درمان با رتينوئيک اسيد قرار گرفتند. در هر دو گروه مدت زمان درمان 6 دوره بود. کودکان بين 11 تا 15 ساله بودند. اثربخشي درماني براساس مدت زمان طول کشيده تا عود بيماري، پيشرفت بدخيمي، وقوع بدخيمي ثانويه يا مرگ درنظر گرفته شد. ايمني اين دارو روي 134 بيمار مطالعه شد. شايع‌ترين عوارضي که در بيش از 25درصد بيماران مشاهده شد، شامل درد، تب، ترومبوسيتوپني، هايپوناترمي، افزايش آنزيم‌هاي کبدي، آنمي، استفراغ، اسهال، هايپوکالمي، سندرم نشت مويرگي، نوتروپني، کهير، هايپوآلبومينمي، افزايش آسپارتات آمينوترانسفراز و هايپوکلسمي بودند. 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, يونيتوکسين, دينوتوکسيماب, نوروبلاستوما
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي ايالات متحده اعلام کرد، داروي سکوکينوماب secukinumab (با نام تجاري کوزنتيکس Cosentyx و ساخت شرکت نوارتيس) را براي درمان بزرگسالان مبتلا به پلاک‌هاي پسوريازيس متوسط تا شديد مورد تاييد خود قرار داده که کانديد درمان با درمان سيستماتيک يا فوتوتراپي هستند. کوکينوماب يک آنتي‌بادي مونوکلونال کاملا انساني شده است که سيتوکين پيش‌التهابي اينترلوکين 17A را مهار مي‌کند. اين آنتي‌بادي به‌صورت تزريق زيرپوستي تجويز مي‌شود. کميته مشورتي داروهاي چشمي و پوستي اين سازمان به اتفاق آراء اين دارو را مورد تاييد خود قرار داده است. ايمني و کارآيي سکوکينوماب در 4 کارآزمايي باليني و با حضور 2400 بيمار مبتلا به پسوريازيس که کانديد درمان سيستميک يا فوتوتراپي بودند، مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج نشان دادند که سکوکينوماب در مقايسه با پلاسبو، نتايج درماني بهتر و قابل‌قبولي داشته و با معيارهاي استاندارد، پوست بيمار کاملا يا تقريبا از پلاک پاک شده بود. شايع‌ترين عارضه جانبي اين دارو عبارت است از اسهال و عفونت‌هاي دستگاه تنفسي فوقاني. البته واکنش‌هاي آلرژيک شديد نيز با اين دارو ديده شده، به‌طوري‌که سازمان غذا و داروي آمريکا توصيه مي‌کند، تجويز سکوکينوماب در بيماران با سابقه عفونت‌هاي مزمن يا عفونت‌هاي راجعه، همچنين در بيماران مبتلا به کرون، با احتياط صورت گيرد. از سوي ديگر بايد به بيماران هشدار داد که اين دارو ممکن است خطر عفونت را بيشتر کند.  


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, کوزنتيکس, سکوکينوماب, پسوریازیس
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، اخيرا قرص‌هاي هيسينگلاي آهسته رهش(Hysingla ER)، که همان هيدروکودون بي‌تارترات است را به عنوان ضد درد اپيوئيدي آهسته رهش براي کنترل درد شديد بيماران نيازمند دريافت روزانه ضد درد، مورد تاييد قرار داده است. انتظار مي‌رود که با مصرف هيسينگلا خطر سوء مصرف دارويي، اگر نه به‌طور کلي تا حد قابل‌توجهي کاهش يابد. نکته قابل توجه آن که قرص‌هاي هيسينگلا به سختي شکسته، خرد يا حل مي‌شوند. همچنين هيسينگلا يک هيدروژل ويسکوز تشکيل مي‌دهد و نمي‌توان آن را به‌راحتي براي تزريق آماده و مصرف کرد. سازمان غذا و داروي آمريکا معتقد است که اين ويژگي‌هاي شيميايي و فيزيکي هيسينگلا، خطر سوء مصرف آن را به ميزان قابل‌توجهي کاهش مي‌دهد. البته با وجود دشواري‌هاي ذکر شده در مصرف خودسرانه، باز هم احتمال سوء مصرف آن وجود دارد. از سويي ديگر مصرف بيش از حد هيسينگلاي آهسته رهش با هدف سوء‌مصرف يا به‌طور کاملا تصادفي باعث اوردوز دارويي و در نتيجه مرگ خواهد شد. به گفته دکتر جانت وودکوک، سرپرست اداره ارزيابي و کنترل داروهاي سازمان غذا و داروي آمريکا، پيشگيري از سوء‌مصرف داروهاي اوپيوئيدي نسخه‌اي، يک معضل جدي در جوامعي نظير آمريکاست و توليد اپيوئيدهايي با احتمال سوء‌مصرف کمتر، کنترل درد بيماران را در کنار حل مشکل سوء‌مصرف آن ممکن مي‌کند.
 
هيسينگلاي آهسته رهش را نبايد به عنوان ضددردي که به سهولت در دسترس است و با کمترين دردي مي‌تواند مصرف شود تجويز کرد. همچنين به بيماران بايد تاکيد شود که هيسينگلا را نمي‌تواند در صورت احساس کوچک‌ترين دردي مصرف کند. به دليل خطر سوء‌مصرف و اعتياد، هيسينگلاي آهسته رهش بايد فقط براي بيماراني که ساير گزينه‌هاي درماني کنترل درد براي آنها ناکافي بوده تجويز شود. خوشبختانه، هيسينگلاي آهسته رهش به تنهايي موجب آسيب کبدي جدي نمي‌شود، هر چند که ترکيبات هيدروکودون حاوي استامينوفن هستند.
 
هيسينگلاي آهسته‌رهش در دوزهاي 20 ،30 ،40 ،60 ،80 ،100 و 120 ميلي‌گرمي موجود است و بايد هر 24ساعت يک‌بار مصرف شود. دوزهاي بالاتر از 80 ميلي‌گرم در روز هيسينگلاي آهسته رهش را نبايد براي بيماراني که قبلا داروهاي اپيوئيدي مصرف کرده‌اند تجويز کرد. اثربخشي و ايمني هيسينگلاي آهسته رهش در يک مطالعه باليني با شرکت 905 بيمار مبتلا به درد مزمن کمر مورد بررسي قرار گرفت. شايع‌ترين عوارض مشاهده شده در مطالعه روي هيسينگلاي آهسته رهش عبارت بودند از يبوست، تهوع، ضعف، عفونت‌هاي بخش فوقاني دستگاه تنفسي، خواب‌آلودگي و سردرد. با وجود تاييد نهايي، مطالعات پس از ورود به بازار از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا براي بررسي عارضه سوء‌مصرف آن درخواست شده است. 


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, هيسينگلا, هیدروکودون, درد
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ | لینک ثابت |




آلونتا با نام ژنریک ونلافاکسین داروی ضد افسردگی، مهارکننده بازجذب سروتونین-نوراپی نفرین (SNRI) می باشد. ونلافاکسین به‌خوبی از لوله گوارش جذب می‌شود و در عرض ۲.۵ ساعت به بیشترین غلظت پلاسمائی می‌رسد. نیمه عمر آن حدود ۳.۵ ساعت است و تنها متابولیت فعال آن، اُ - دسمتیل ونلافاکسین، نیمه عمر ۹ ساعت دارد. بنابراین ونلافاکسین باید ۲ تا ۳ بار در روز مصرف شود. ونلافاکسین مهارکننده غیرانتخابی بازجذب سه آمین بیوژن سروتونین، نوراپی‌نفرین و به مقدار کمتری دوپامین می‌باشد. ونلافاکسین بر روی گیرنده‌های موسکارینی، نیکوتینی، هیستامینرژیک، اپیوئید (شبه‌افیونی) یا آدرنرژیک اثری ندارد و به‌عنوان MAOI نیز فعالیت ندارد. 
 
ونلافاکسین ابتدا برای درمان افسردگی ماژور – اختلال اضطرابی جنرالیزه – ترس از اجتماع و اختلال جبری وسواس و اختلال ترس در بزرگسالان به کار رفت . نکته مهم که قبلاً ذکر شد تحمل بهتر بیمار نسبت به این دارو در مقایسه با گروههای دیگر است . ازدیگر مصارف  ونلافاکسین میتوان اختلالات شخصیتی بزرگسالان نام برد . این دارو گرچه ممکن است در بیش فعالی کودکان مصرف شود( تحقیقات مختلف کارایی بهتر این دارو را نسبت به داروهای دیگر نشان داده ولی FDA این دارو را به همراه ضدافسردگی های دیگر در Black Box قرار داده است (یعنی به طور کلی در کودکان و افراد زیر 24 سال و بویژه زیر 18 سال به علت افزایش احتمال میل به خودکشی و آسیب رساندن به خود توصیه نمیشود.)   

ادامه مطلب  


برچسب‌ها: داروشناسی, آلونتا, ونلافاکسین, افسردگی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


آسنترا با نام ژنریک سرترالین جزء ضد افسردگی ها، مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) می باشد. سرترالین از طریق جلوگیری از جذب مجدد سروتونین توسط گیرنده‌های عصبی پس سیناپسی و بالابردن غلظت سروتونین در دستگاه عصبی مرکزی است. سرترالین هم‌چنین به میزان کمی از جذب مجدد دوپامین جلوگیری می‌کند (حدود ۱٪ قدرت جلوگیری از جذب سروتونین آن) و تا حدی نیز وقفه‌دهنده گیرنده‌های آلفای آدرنالین است (حدود ۱٪ تا ۱۰٪ قدرت جلوگیری از جذب سروتونین آن). فرمول شیمیایی سرترالین C17H17Cl2N است. نیمه عمر آن بین ۱۳ تا ۴۵ ساعت و در زنان حدود ۱٫۵ برابر بیش از مردان است. غلظت آن در پلاسمای خون پس از ۴ تا ۶ ساعت به حداکثر می‌رسد و درصد وابستگی آن به پروتئین پلاسمای خون حدود ۹۹٪ است. این دارو در درمان افسردگی، اختلالات اصطرابی، اختلالات وسواسی، اختلالات پانیک، PTSD و سندرم پیش از قاعدگی کاربرد دارد.  

ادامه مطلب  


برچسب‌ها: داروشناسی, آسنترا, سرترالین, افسردگی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا بليناتوموماب (Blinatumomab) با نام تجاري بلينسيتو(Blincyto) را براي درمان لوسمي لنفوبلاستيک حاد سلول B مورد تاييد قرار داده است. لوسمي لنفوبلاستيک حاد سلول B، يک نوع به سرعت پيشرونده بدخيمي است که طي آن مغز استخوان تعداد زيادي لنفوبلاست سلول B (نوعي گلبول سفيد نابالغ)توليد مي‌کند. کروموزوم فيلادلفيا، يک ناهنجاري است که گاه در سلول‌هاي مغزاستخوان مبتلايان به لوسمي رخ مي‌دهد. انستيتوي ملي سرطان آمريکا تخمين زده است که بيش از 6 هزار نفر از مردم اين کشور تا پايان سال 2014 با تشخيص ALL روبرو خواهند شد و بيش از 1400 نفر در اثر اين بيماري جان خود را از دست خواهند داد. بلينسيتو، نمونه‌اي از ايميونوتراپي است. درماني که طي آن از سيستم ايمني فرد براي مبارزه با بيماري کمک گرفته مي‌شود.
 
بلينسيتو، اولين داروي مورد تاييد است که سلول‌هاي T را براي منهدم کردن سلول‌هاي لوسميک در درمان دخيل مي‌کند. دارو به عنوان يک رابط ميان پروتئيني با نام CD19 که روي سطح بيشتر لنفوبلاست‌هاي سلولB وجود دارند و CD3 پروتئيني که روي لنفوسيت‌هاي سلولT قرار دارد، عمل مي‌کند. اين دارو براي بيماراني که بدخيمي در آنها پس از درمان اوليه عود کرده است يا به درمان قبلي پاسخي نداده‌اند تجويز مي‌شود. ريچارد پازدور، سرپرست اداره داروهاي هماتولوژي و انکولوژي مرکز بررسي و ارزيابي داروهاي سازمان غذا و داروي آمريکا مي‌گويد: «ايميونوتراپي، به ويژه بلينسيتو با مکانيسم اثر منحصر‌به‌فردش، اميد تازه‌اي براي مبتلايان به اين بدخيمي خوني است. اطلاع از قابليت‌هاي درماني ايميونوتراپي باعث شد که سازمان غذا و داروي آمريکا اين دارو را تحت پوشش قانون تسهيل تاييد مورد بررسي قرار دهد.» اعلام راي سازمان غذا و داروي آمريکا در مورد بلينسيتو، 5 ماه زودتر از زمان تعيين شده اوليه (يعني 19 مي 2015 ميلادي) انجام شد. ايمني و اثربخشي بلينسيتو در يک مطالعه باليني با شرکت 185 نفر مبتلا به ALL سلول B کروموزوم فيلادلفيا منفي عود کرده يا بدون پاسخ‌دهي درماني بررسي شد. همه شرکت‌کنندگان حداقل 4 هفته تحت درمان با اينفيوژن بلينسيتو قرار گرفتند.
 
نتايج نشان داد که 32 درصد از شرکت‌کنندگان براي مدت زمان 6 ماه هيچ نشانه‌اي از بيماري نداشتند. در برگه اطلاعات دارويي بلينسيتو در مورد خطر بروز سندرم آزادسازي سايتوکين (افت فشارخون و تنگي نفس) در ابتداي درمان و نيز انسفالوپاتي هشدار داده شده است. شايع‌ترين عوارض گزارش شده به دنبال استفاده از اين دارو عبارت بودند از تب، سردرد، ادم محيطي، نوتروپني تب‌دار، تهوع، هايپوکالمي، ضعف، يبوست، اسهال و ترمور. بنابر مقررات تعيين شده، مطالعات روي ايمني اين دارو، به ويژه در موارد ذکر شده، پس از تاييد آن همچنان ادامه خواهد داشت


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, بلينسيتو, بليناتوموماب, لوسمی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا از تاييد نهايي فوم رکتال بودزونيد (Budesonide) با نام تجاري اوسريس (Uceris) در مبتلايان به کوليت اولسراتيو فعال با شدت خفيف تا متوسط ديستال که ضايعات آن تا 40 سانتيمتري مقعد گسترش يافته، خبر داده است. اين فوم يک کورتيکواستروئيد رکتال است که براي غلبه بر محدوديت‌هاي درمان‌هاي قبلي که اغلب در توزيع مناسب داروي فعال به بخش‌هاي دور روده بزرگ ناتوان بودند توليد شده است.
در 15 سپتامبر 2014، سازمان غذا و داروي آمريکا در پايان دوره 45 روزه مهلت بررسي، تاريخ اظهارنظر نهايي در مورد فوم رکتال بودزونيد را 7 اکتبر 2014 اعلام کرده بود. کوليت اولسراتيو يک بيماري مزمن روده بزرگ است که در آن ديواره روده ملتهب شده و زخم‌هاي کوچک باز يا زخم‌هايي چرکين در آن ظاهر مي‌شوند. ترکيبي از التهاب و زخم باعث درد شکم و تخليه مکرر روده بزرگ مي‌شود. کوليت اولسراتيو ديستال، به صورت پروکتيت اولسراتيو (التهاب موضعي راست روده) يا پروکتوسيگموئيديت اولسراتيو (التهاب موضعي ديستال روده بزرگ و راست روده) مشخص مي‌شود. انجمن کرون و کوليت اولسراتيو آمريکا (CCFA)، تخمين زده است؛ کوليت اولسراتيو در حدود 700 هزار آمريکايي را مبتلا کرده است. در اغلب موارد اين بيماري در اواسط دهه 30 تشخيص داده مي‌شود، اما مي‌تواند در هر سني رخ مي‌دهد و مردان و زنان را به يک اندازه گرفتار مي‌کند. نزديک به 46درصد از مبتلايان به اين بيماري، به نوع با درگيري ناحيه دور آن مبتلايند. در حدود نيمي از بيماران مبتلا به کوليت اولسراتيو، علايم خفيف آن شامل اسهال مداوم همراه با درد شکم و وجود خون در مدفوع و حرکات سريع روده را تجربه مي‌کنند. انجمن کرون و کوليت اولسراتيو آمريکا همچنين اشاره مي‌کند، که افراد مبتلا به کوليت اولسراتيو اغلب اشتهاي خود را از دست مي‌دهند و ممکن است دچار کاهش وزن شوند.همچنين، احساس افت انرژي و خستگي نيز شايع است. درمان‌هاي موضعي براي القاي بهبودي در بيماران مبتلا به پروکتيت اولسراتيو خفيف تا متوسط رايج هستند و به تنهايي يا در ترکيب با اسيد آمينوساليسيليک دهاني، براي انواع خفيف تا متوسط کوليت اولسراتيو ديستال توصيه مي‌شود. با اين حال، درمان رکتال تاکنون محدود بوده است.
استفاده از فوم رکتال بودزونيد در بيماران با سابقه حساسيت شناخته شده به بودزونيد يا هر يک از مواد تشکيل دهنده آن، منع مصرف دارد. درصورت استفاده طولاني مدت از کورتيکواستروئيدها، اثرات سيستميکي نظير سرکوب آدرنال ممکن است رخ دهد. در مورد علايم ناشي از قطع ناگهاني استروئيدها، از جمله سرکوب حاد آدرنال و فشار خون بالاي خوش خيم داخل جمجمه هشدار داده شده است. در بيماراني که از فرم خوراکي کورتيکواستروئيدها به فوم رکتال اين دارو تغيير رژيم درماني مي‌يابند، مانيتورينگ بيمار ضروري است. در مطالعات باليني، شايع ترين عوارض جانبي با درصد بروز بيش از 2 درصد عبارت بودند از کاهش کورتيزول خون، نارسايي آدرنال، و حالت تهوع.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, اوسريس, بودزونيد, کولیت اولسراتیو
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه هشتم آبان ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


ویتایمن D خودش فعال نیست و شکل فعال ویتامین D کلسیتریول می‌باشد. زاویترول نام تجاری کلسی تریول است. اين ويتامين به سهولت از ابتدا يا انتهاي روده كوچك جذب مي شود. نيمه عمر پلاسمايي كلسيترول از راه خوراكي 6-2 ساعت است. زمان لازم براي رسيدن به اوج غلظت سرمي، از راه خوراكي تقريباً 6-3 ساعت است. طول اثر كلسيترول 5-3 روز است. اين ويتامين از راه صفرا و كليه دفع مي شود. موارد مصرف زاویترول عبارتند از: پوکی استخوان، بیماران تحت دیالیز و بیماران با کاهش فعالیت غده پاراتیروئید. مقدار مصرف آن بدین شرح است: در بزرگسالان در صورت مصرف ویتامین های گروه دی، مقدار مصرف برای هر بیمار باید بر اساس اندازه گیری غلظت کلسیم پلاسما تنظیم گردد. در درمان پوکی استخوان پس از یائسگی، ۰.۲۵ میکروگرم دوبار در روز مصرف می شود. در درمان کاهش فعالیت پاراتیروئید، ۰.۲۵ میکروگرم در روز مصرف می شود که در صورت نیاز هر ۴- ۲ هفته افزایش می یابد.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, زاویترول, کلسی تریول, ویتامین, ویتامین دی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


تگرتول با نام ژنریک کاربامازپین با طولاني‌كردن مدت غير فعال ماندن كانال سديم در سلول عصبي پس‌سيناپسي توانايي آن را براي پتانسيل عمل‌هاي تكراري با فركانس زياد كاهش مي‌دهدو همچنين آزادسازي واسطه عصبي از سلول عصبي پيش‌سيناپسي را مهار مي‌كند و در مجموع انتقال سيناپسي كاهش مي‌يابد. اين دارو جذب خوراكي كاملي دارد(آهسته و متغيير). در كبد به طور كامل متابوليزه شده و متابوليت آن داراي خاصيت ضد تشنجي است. نيمه عمر آم 65-25 ساعت است كه با تجويز طولاني‌مدت به دليل القاء خود به خود متابوليسم به 29-8 ساعت مي‌رسد. دفع دارو عمدتاً كليوي است. پيوند دارو به پروتئين متوسط است. اثر ضدتشنجي دارو پس از چند ساعت تا چند روز و اثر ضد درد عصبي آن پس از 72-8 ساعت شروع مي‌شود. موارد مصرف تگرتول عبارتند از: تشنج ژنرالیزه تونیک کلونیک (گراندمال) و تشنج کمپلکس پارشیال (سایکوموتور)، نورالژی تری ژمینال، کنترل مانیای حاد و درمان نگهدارنده اختلالات دو قطبی، سندرم محرومیت از الکل، نورالژی گلوسوفارنژیال

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, تگرتول, کاربامازپین, تشنج
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سیردالود با نام ژنریک تیزانیدین شل کننده عضلانی و ضد اسپاسم (آگونیست گیرنده آلفا آدرنرژیک مرکزی) می باشد. تیزانیدین یک شل کننده عضلات اسکلتی با اثر مرکزی بوده و سایت اختصاصی اثر آن نخاع می باشد و عمدتاً بصورت Spinal وSupraspinal عمل می کند. این دارو آگونیست رسپتور 2- آدرنرژیک بوده و با تحریک گیرنده های پیش سینا پسی2- آدرنرژیک سبب مهار آزاد سازی آمینواسیدهای تحریکی که موجب تحریک رسپتور NMDA(N-Mathyl-D-Asparte) می گردد شده و باعث مهار انیترنورونهای تحریکی و کاهش تون عضلات می شود. هم چنین بدلیل خواص شل کنندگی عضلانی یک اثر ضد دردی مرکزی متوسط نیز ایجاد می نماید. موارد مصرف این دارو عبارتند از: اسپاسم های عضلانی و اسپاستیسیتی های ناشی از مولتیپل اسکلروزیس و ضایعات نخاعی، درمان اختلالات خواب، کمر درد و مصرف همزمان این دارو با NSAIDs باعث تقویت آثار ضد دردی و ضد التهابی شده و از عوارض گوارشی آن می کاهد.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, سیردالود, تیزانیدین, اسپاسم
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


گالووس با نام ژنریک ویلداگلیپتین در درمان دیابت نوع دوم به عنوان درمان ترکیبی با متفورمین یا تیازولیدیندیون، دوز توصیه شده ۱۰۰ میلی گرم ویلداگلیپتین در روز (یک قرص صبح و یک قرص هنگام غروب) می باشد. در درمان دیابت نوع دوم به عنوان درمان ترکیبی با سولفونیل اوره، دوز توصیه شده ۵۰ میلی گرم ویلداگلیپتین یک بار در روز می باشد. مصرف ویلداگلیپتین منجر به مهار کامل و سریع فعالیت آنزیم دی پپتیدیل پپتیداز۴ می گردد و این امر باعث بالا رفتن سطوح هورمون های اینکرتین اندوژن GLP-1 و GIP در حالت ناشتا و بعد از صبحانه می گردد و به دنبال این اتفاق دارو باعث افزایش حساسیت سلول های بتا به گلوکز می شود و در نتیجه سبب بهبود ترشح انسولین وابسته به گلوکز می شود. فراهمی زیستی دارو ۸۵ درصد است. زمان رسیدن به اوج غلظت خونی ۱.۷ ساعت است. متابولیسم دارو از طریق هیدرولیز ویلداگلیپتین به متابولیت غیرفعال عمده آن صورت می گیرد. نیمه عمر حذف تقریبا ۳ ساعت است. به دنبال مصرف خوراکی حدود ۸۵ درصد دارو از اه ادرار و ۱۵ درصد از آن در مدفوع ترشح می شود. دفع کلیوی داروی دست نخورده بعد از دوز خوراکی در حدود ۲۳ درصد می باشد.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, گالووس, ویلداگلیپتین, دیابت
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


ناووبان با نام ژنریک تروپیسترون یک آنتاگونیست انتخابی 5-HT3 با فعالیت ضد استفراغ می باشد و گیرنده های محیطی سروتونین و گیرنده های مرکزی آن در مرکز استفراغ را مهار می نماید. در پیشگیری از حالت تهوع و استفراغ ناشی از درمان سیتوتوکسیکها در درمان و پیشگیری تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی کاربرد دارد. Tropisetron به صورت تزریق داخل وریدی یا انفوزیون به صورت هیدروکلرید و یا به صورت پایه به طریق خوراکی تجویز می شود و دوزها بر اساس Tropisetron پایه محاسبه می شوند. 64/5 میلی گرم Tropisetron hydrochloride تقریباً معادل با 5 میلی گرم Tropisetron پایه می باشد. جهت پروفیلاکسی حالت تهوع و استفراغ مرتبط با شیمی درمانی سیتوتوکسیک یک دوز منفرد 5 میلی گرمی به صورت تزریق آهسته داخل وریدی یا انفوزیون در روز درمان با فاصله کوتاهی قبل از شیمی درمانی تجویز می شود0جهت درمان حالت تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی در بالغین 2 میلی گرم از آن به صورت تزریق آهسته داخل وریدی و یا به صورت انفوزیون طی 2 ساعت آخر بیهوشی تجویز می گردد. برای پروفیلاکسی دوزهای مشابهی در مدت کوتاهی قبل از بیهوشی تجویز می شود.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, ناووبان, تروپیسترون, استفراغ
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


پیاسکلیدین دارویی است که از ترکیب دو قسمت سویا و یک قسمت آووکادو ساخته شده و بنابراین یک داروی کاملاً گیاهی است. پیاسکلیدین برای رفع درد و التهاب مفاصل، بازسازی بافت مفصلی، جلوگیری از تخریب غضروف‌ها، افزایش قابلیت تحرک بیماران،کاهش نیاز بیماران به داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی در بیماران مبتلا به آرتروز کاربرد دارد.
داروی پیاسکلیدین با مهار آنزیم های التهاب زا از جمله سیکلواکسیژناز 2 (COX2) و نیتریک اکسید سنتتاز در بافت مفصلی و جلوگیری از تولید پروستاگالاندین E2 و نیتریک اکسید (NO) میزان التهاب در مفاصل را کاهش می دهد. این دارو سبب مهار تولید واسطه های ایمنی نظیر اینترلوکین های بتا-1، اینترلوکین- 6 (IL-6) و اینترلوکین- 8 (IL-8) شده و از حمله سیستم ایمنی بدن به بافت غضروف جلوگیری می نماید. همچنین با تحریک تولید Aggrecan و کلاژن نوع 2 توسط سلول‌های غضروفی سبب ایجاد خواص آنابولیک و بازسازی مجدد ساختار غضروف های آسیب دیده می‌شود. ترکیبات گیاهی موجود در این دارو با مهار آنزیم های ماتریکس متالوپروتئیناز 1و 2 و 3 (MMP1,2,3) از تجزیه کلاژن و پروتئین های زمینه‌ای بافت غضروف جلوگیری کرده و مانع از تخریب آنها می‌شود (خواص آنتی کاتابولیک). تحقیقات بالینی صورت گرفته نشانگر توانایی این دارو در کاهش میزان درد (VAS Score) و بهبود قابلیت تحرکی مفاصل در افراد مبتلا به آرتروز بوده‌اند (اندازه گیری شده توسط Lequesne Index)، مصرف این دارو در طی دوره درمانی میزان نیاز بیماران به داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی (NSAIDS) را کاهش می دهد. پیاسکلیدین دارای خواص درمانی طولانی مدت بوده و ماندگاری اثرات محافظتی آن حتی 8 ماه پس از قطع درمان روی بافت مفصلی نیز مشاهده شده است.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, پیاسکلیدین, آرتروز, استئوآرتریت, آرتریت
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


قرص تاوانکس با نام ژنریک لووفلوکساسین آنتی بیوتیک از گروه فلوروکینولون ها می باشد که براي بیماران مبتلا به ذات الریه، سینه پهلو و عفونتهاي مزمن پوستی، سینوس، دستگاه مجاري ادراي، کلیه و پروستات مصرف می شود. در افرادی که سابقه حساسیت به لووفلوکساسین و به مشتقات فلوروکینولون التهاب یا پارگی تاندون مربوط به مصرف داروهاي گروه کینولون دارند منع مصرف دارد. در بزرگسالان ۲۵۰ تا ۷۵۰ ميلي گرم يک بار در روز همراه با مايعات فراوان مصرف شود. مصرف آن در دوران بارداري به دلیل آن که مطالعات دقیق انجام نشده است، باید با احتیاط مصرف شود. شیر دهی در این دوران توصیه نمی گردد.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, تاوانکس, لووفلوکساسین, پنومونی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


زارلتو با نام ژنریک ریواروکسابان با مهار مستقیم فاکتور Xa موجب قطع مسیر داخلی و خارجی چرخه انعقادی می شود و مانع از ساخت ترومبین می شود. مهار فاکتور Xa به صورت وابسته به دوز ریواروکسابان می باشد. اوج غلظت خونی آن ۲ تا ۴ ساعت پس از مصرف می باشد.۹۲ تا ۹۵ درصد آن به پروتئین پلاسمایی متصل می شود. نیمه عمر حذف دارو ۷ تا ۱۱ ساعت است. مورد مصرف آن پیشگیری از ترومبوآمبولی وریدی (VTE) در بیماران بزرگسالی که تحت جراحی تعویض زانو یا لگن قرار گرفته اند می باشد. دوز توصیه شده ۱۰ میلی گرم ریواروکسابان به صورت خوراکی یک بار در روز است. دوز اولیه باید ۶ تا ۱۰ ساعت بعد از عمل مصرف شود، به شرطی که هموستاز وجود داشته باشد. طول مدت درمان بستگی به خطر فردی ترومبوآمبولی وریدی دارد که با نوع عمل جراحی ارتوپدی تعیین می شود.برای بیماران تحت عمل جراحی لگن، طول مدت درمان ۵ هفته توصیه می شود. برای بیماران تحت عمل جراحی بزرگ زانو، مدت زمان درمان ۲ هفته توصیه می شود. زارلتو را می توان همراه با غذا یا بدون غذا مصرف نمود.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, زارلتو, ریواروکسابان, ترومبوآمبولی وریدی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


داروی کوپامر با نام ژنریک گلاتیرامر استات جز داروهای پپتیدی می باشد که از زنجیره پلی پپتیدی شامل ۴ اسیدآمینه اسید گلوتامیک، لیزین، آلانین و تیروزین تشکیل شده است. این اسیدهای آمینه ضمن مهار عامل تخریب غشا سلول عصبی از تخریب بیشتر این غشا در بیماران ام اس جلوگیری و نقش پیشگیرنده در این بیماری دارند. این دارو تعدیل کننده سیستم ایمنی در بیماران ام اس می باشد.
عوارض جانبی گلاتیرامر به سه دسته تقسیم می شوند. دسته اول واکنش های پوستی محل تزریق هستند که از میان آن ها می توان قرمزی، خارش، تورم و درد را نام برد. این عوارض خفیف بوده و به ندرت نیاز به مداوا دارند. دسته دوم عوارضی هستند که ارتباطی به محل تزریق ندارند و عبارتند از گرگرفتگی، درد و احساس فشار بر روی قفسه سینه، تپش قلب، اصطراب و اختلال در تنفس. این عوارض چند دقیقه پس از تزریق ظاهر شده و حدود ۱۵ دقیقه ادامه می یابند و سپس خودبه خود برطرف می شوند. دسته سوم عوارض جدی هستند که شامل کهیر، بثورات جلدی همراه با قرکزی شدید پوست، سرگیجه، تعریق، درد شدید قفسه سینه، تورم صورت، زبان و چشم ها، اختلال در بلع، اختلال شدید در تنفس، درد شدید در محل تزریق و هرگونه اختلال شدید غیر عادی در وضعیت جسمانی. کوپامر به صورت سرنگ آماده تزریق در جعبه های ۲۸ عددی به بازار عرضه شده است و بیماران روزانه یک عدد دارو را تزریق می کنند.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, کوپامر, گلاتیرامر استات, ام اس, مولتیپل اسکلروزیس
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا ودوليزوماب (Vedolizumab) تزريقي با نام تجاري انتيويو (Entyvio) را براي درمان بزرگسالان مبتلا به کوليت اولسراتيو متوسط تا شديد و بزرگسالان مبتلا به بيماري کرون با شدت متوسط و شديد مورد تاييد قرار داده است. انتيويو براي درمان بيماراني مورد تاييد قرار گرفته که يک يا تعداد بيشتري از درمان‌هاي استاندارد (کورتيکواستروييدها، ايمونومدولاتورها يا داروهاي بلوک‌کننده فاکتور نکروز تومور) در آنها پاسخدهي درماني مطلوب به دنبال نداشته‌اند. اثربخشي و ايمني انتيويو در درمان کوليت اولسراتيو در 2 مطالعه باليني با شرکت بيش از 900 بيمار که به درمان با کورتيکواستروييدها، ايمونومدولاتورها يا داروهاي بلوک‌کننده فاکتور نکروز تومور پاسخ نداده‌اند مورد ارزيابي قرار گرفت. دفعات اجابت مزاج، خونريزي و يافته‌هاي اندوسکوپيک در مجموع معيار اين بررسي‌ها قرار گرفتند. اثربخشي و ايمني انتيويو در درمان بيماري کرون نيز در 3 مطالعه باليني با شرکت 1500 بيمار که به درمان‌هاي رايج پاسخ مطلوب ندادند، بررسي شد. نتايج حاصل در گروه دريافت‌کننده انتيويو به مراتب بهتر از بيماران مصرف‌کننده دارونما بود. انتيويو، يک آنتاگونيست گيرنده اينتگرين است. گيرنده‌هاي مذکور، پروتئين‌هايي هستند که روي سطح سلول‌ها قرار دارند. گيرنده‌هاي اينتگرين مانند پل‌هاي ارتباطي براي تداخلات بين سلولي عمل مي‌کنند. بيماري التهابي روده (IBD) ، به التهاب مزمن مناطقي از لوله گوارش گفته مي‌شود و شامل 2 بيماري مجزا و در عين حال مشابه –کوليت اولسراتيو و کرون- است. کوليت اولسراتيو به‌طور اوليه رکتوم، کولون نزولي يا تمام طول روده بزرگ را درگير مي‌کند و با التهاب منتشر لايه‌هاي سطحي موکوزال تشخيص داده مي‌شود. در مقايسه با کوليت اولسراتيو، کرون ممکن است هر ناحيه‌اي از لوله گوارش از دهان تا رکتوم را درگير کند، اما به‌طور اوليه به کولون (با يا بدون بيماري روده کوچک) محدود است.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, انتيويو, ودوليزوماب, کولیت اولسراتیو
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا، داروي آنتي‌باکتريال جديد با نام تديزولايد فسفات (Tedizolid phosphate) را براي درمان بزرگسالان مبتلا به عفونت‌هاي پوستي مورد تاييد قرار داده است. اين دارو با نام تجاري سيوکسترو (Sivextro)، در عفونت‌هاي حاد باکتريال پوست و ساختارهاي آن که توسط استافيلوکوک اورئوس(شامل سوش‌هاي مقاوم به متي‌سيلين و سوش‌هاي حساس به متي‌سيلين)، استرپتوکوک‌ها و انتروکوک فائکاليس ايجاد شده‌اند، تجويز مي‌شود. سيوکسترو، به 2 شکل خوراکي و تزريق داخل وريدي؛ موجود است. سيوکسترو، دومين داروي آنتي باکتريال جديد براي درمان عفونت‌هاي پوست و ساختارهاي آن است که طي ماه ميلادي اخير، مورد تاييد FDA قرار گرفته است. دالوانس، در ماه مه سال جاري براي درمان عفونت ناشي از استافيلوکوک اورئوس، گونه‌هاي مختلف استرپتوکوک پوست و ضمائم آن، تاييد شد. به گفته دکتر «ادوارد کوکس»، سرپرست اداره داروهاي آنتي‌باکتريال مرکز ارزيابي و تحقيقات دارويي FDA، تاييد سيوکسترو از سوي FDA، گزينه درماني جديدي را براي درمان عفونت‌هاي شديد پوستي در اختيار پزشکان و بيمارانشان، قرار خواهد داد.
اثربخشي و ايمني سيوکسترو در 2 مطالعه باليني (استبليش1 و استبليش2) با شرکت 1315 بيمار بزرگسال مبتلا به عفونت‌حاد باکتريال پوست و ساختارهاي‌آن، موردبررسي قرارگرفت. شرکت‌کنندگان در اين مطالعه به‌طور کاملا تصادفي، تحت درمان با سيوکسترو يا لينزولايد (داروي آنتي‌باکتريال ديگري که براي درمان عفونت‌هاي پوستي مورد تاييد FDA است)، قرار گرفتند. نتايج اين 2 مطالعه باليني، نشان‌دادند که سيوکسترو در درمان عفونت‌هاي باکتريال پوست و ساختارهاي آن به‌اندازه لينزولايد، موثر است. دوز مورد استفاده براي بيماران تحت درمان با سيوکسترو در اين مطالعه روزانه، 200 ميلي گرم و دوره درمان، 6 روز بود. لينزولايد با دوز 1200 ميلي‌گرم در 2 دوز منقسم براي مدت 10 روز تجويز شد. هر 2 دارو در بيماران به‌صورت تزريق داخل وريدي، مصرف شدند. شايع‌ترين عوارض گزارش شده در مطالعات باليني مذکور، عبارت بودند از تهوع، سردرد، اسهال، استفراغ و گيجي. هنوز ميزان اثربخشي و ايمني تجويز اين دارو در بيماراني که دچار نوتروپني هستند، بررسي نشده است. بنابراين، براي اين گروه از بيماران درمان‌هاي جايگزين، پيشنهاد مي‌شود. نتايج مطالعه فاز3 با نام استبليش2 (ESTABLISH-2)، روي آنتي‌بيوتيک سيوکسترو، در شماره اخير نشريه آنلاين بيماري‌هاي عفوني لانست به چاپ، رسيده است. استبليش2، اولين مطالعه آينده‌نگر روي سيوکسترو، بوده‌است. عوارض گزارش شده از سوي بيماران تحت درمان با اين دارو، مشابه گروه مصرف کننده لينزولايد، بود. سيوکسترو، يک اکسازوليدينون (Oxazolidinone) با الگوي مصرف يکبار در روز، است.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, سيوکسترو, تديزولايد, آنتی بیوتیک
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا لنفوسيک (Lymphoseek) را براي کمک به ارزيابي بدخيمي‌هاي ناحيه گردن مورد تاييد قرار داده است. داروي تزريقي جديد، تکنتيوم 99ام تيلمانوسپت (Technetium 99m Tilmanocept)، يک ماده حاجب براي تصويربرداري‌هاي تشخيصي مورد استفاده در رديابي ميزان گستردگي بدخيمي کارسينوم اسکواموس ناحيه سر و گردن است. در سال 2013 ميلادي، لنفوسيک براي کمک به تشخيص گره‌هاي لنفاوي نزديک به تومورهاي اوليه در مبتلايان به ملانوما و بدخيمي پستان مورد تاييد قرار گرفت. گره‌هاي لنفاوي، مايع لنفاوي را فيلتر مي‌کنند. اين مايع ممکن است حاوي سلول‌هاي بدخيم باشد. به‌خصوص اگر گره لنفاوي فيلترکننده لنف بخشي از بدن باشد که تومور در آن واقع شده است. با نمونه‌برداري از گره‌هاي لنفاوي مربوط به يک تومور با کمک جراحي، پزشک درمانگر به ميزان گستردگي بدخيمي پي مي‌برد. به گفته دکتر ليبرو مارزلا (Libero Marzella)، سرپرست اداره داروهاي حاجب بخش تحقيق و ارزيابي سازمان غذا و داروي آمريکا، در مورد برخي از مبتلايان به بدخيمي سر و گردن، برداشت و بررسي پاتولوژيکي گره‌هاي لنفاوي تخليه‌کننده لنف تومور اوليه بسيار اهميت دارد. لنفوسيک در منطقه تومور تزريق مي‌شود و پزشک با کمک جستجوگر راديواکتيو، گره‌هاي لنفاوي را بررسي مي‌کند.
با هدف بررسي اثربخشي و ايمني داروي لنفوسيک در انديکاسيون جديد، 85 بيمار مبتلا به کارسينوم سلول اسکواموس ناحيه لب‌ها، حفره دهان و پوست در مطالعه باليني شرکت داده شدند. به همه بيماران لنفوسيک تزريق شد. گره‌هاي لنفاوي مشکوک، شامل گره‌هاي لنفاوي مشخص شده به دنبال تزريق لنفوسيک و نيز گره‌هايي که بر اساس محلشان يا تجربه جراح احتمال آلودگي بالايي داشتند، با هدف بررسي پاتولوژيک برداشته شدند. نتايج نشان دادند لنفوسيک در هدايت متخصصان براي بيوپسي از گره لنفاوي و تشخيص ميزان گستردگي بدخيمي در سيستم لنفاوي کارآمد است. شايع‌ترين عوارض جانبي گزارش‌شده در اين مطالعات باليني عبارت بودند از درد يا تحريک‌پذيري در محل تزريق لنفوسيک.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, لنفوسيک, سرطان
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |




 سازمان غذا و داروي آمريکا درخواست ثبت داروي جديد بوناول (BUNAVAIL) را پذيرفته است. بوناول که دارويي ترکيبي و با قابليت جذب دهاني شامل بوپرنورفين و نالوکسون است، به عنوان درمان نگهدارنده اعتياد به اپيوييد تجويز مي‌شود و قرار است به عنوان جزئي از برنامه درماني ترک اعتياد درنظر گرفته شود. انتظار مي‌رود بوناول اواخر 3 ماهه سوم 2014 ميلادي وارد بازارهاي دارويي شود. بوناول براساس تکنولوژي جديد انتقال پيشرفته دارو BioErodible MucoAdhesive (BEMA) توليد شده است.
اين سيستم، بوپرنورفين را به ميزان اثربخش و کافي به بدن وارد مي‌کند و در عين حال مشکلات ساير داروهاي زيرزباني براي اين گروه بيماران را به دنبال ندارد.
فراهمي زيستي بوپرنورفين موجود در بوناول در مقايسه با سوبوکسون (Suboxone)، 2 برابر است. بنابراين، غلظت خوني يکسان بوپرنورفين در نتيجه مصرف نصف دوز به‌دست مي‌آيد. چنين وضعيتي احتمال بروز عوارض ناخواسته دارويي را کاهش مي‌دهد.
بوناول، اولين و تنها فرمولاسيون ترکيبي بوپرنورفين و نالوکسون به شکل دهاني است. بوناول به سطح داخل دهاني گونه‌ها چسبانده مي‌شود و بر خلاف اشکال زيرزباني که بايد در همان محل اوليه نگه داشته شوند تا کاملا جذب شوند، به بيمار امکان صحبت کردن و انجام فعاليت‌هاي روزانه را مي‌دهد.
فاز3 مطالعه روي بوناول با شرکت 249 بيمار که داروي آنها از سوبوکسون زيرزباني به بوناول تغيير يافته بود، انجام شد. نتايج مطالعه مذکور بوناول را ترکيب دارويي موثر، بي‌خطر و مطلوب در درمان نگهدارنده اعتياد به مواد اپيوييدي نشان داده است. همه بيماران شرکت‌کننده در اين مطالعه، استفاده از بوناول را آسان و طعمش را دلپذير عنوان کرده‌ و ميزان بروز عوارض ناخواسته دارويي را در مقايسه با زماني که تحت درمان با سوبوکسون بوده‌اند، به مراتب کمتر دانسته‌اند.
در سال 2013 ميلادي، فروش سوبوکسون زيرزباني در آمريکا به بيش از 3/1 بيليون دلار رسيد. عوارض ناخواسته شايع به‌دنبال مصرف بوناول عبارتند از سردرد، سندروم قطع ناگهاني مصرف دارو، لتارژي (حس بي‌انرژي بودن)، تعريق، يبوست، بي‌خوابي، ضعف و خواب‌آلودگي. در مورد بوناول هم مانند ساير ايپوييدها احتمال سوءمصرف، بايد درنظر گرفته شود. تجويز بوناول در بيماران با اختلالات شديد کبدي ممنوع است. اين دارو در مبتلايان به مشکلات کبدي با شدت خفيف تا متوسط مي‌تواند با احتياط تجويز شود.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, بوناول, بوپرنورفين, اعتیاد
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 سازمان غذا و داروي آمريکا، اخيرا داروي جديد محلول موضعي افيناکونازول 10درصد (Efinaconazole topical)، با نام تجاري ژوبليا (Jublia)، را براي درمان انيکومايکوزيس ناخن پا مورد تاييد قرار داده است. انتظار مي‌رود که اين محصول در 3ماهه سوم 2014 ميلادي وارد بازار دارويي شود. درخواست ثبت داروي جديد براي انکستوم (Onexton) در درمان آکنه از طرف همين شرکت به سازمان غذا و دارو ارائه شده است. انيکومايکوزيس، عفونت شايع و مخرب ناخن است که معمولا بدون انجام درماني مناسب، رها مي‌شود زيرا گزينه‌هاي درماني موجود محدود بوده‌اند از سويي ديگر، تجويز داروهاي نسخه‌اي و خوراکي موجود در بازار دارويي هم به دليل تداخلات دارويي و ترديد درمورد ايمني آنها محدود است.
انيکومايکوزيس نه‌تنها از لحاظ زيبايي، مشکل‌آفرين است، بلکه ممکن است به تخريب دائم ناخن و محدوديت حرکتي در مبتلايان بينجامد. ژوبليا، اولين ضدقارچ موضعي از خانواده‌ تري‌آزول‌هاست که براي درمان انيکومايکوزيس اندام‌ها، مورد تاييد قرار گرفته است. اين ضدقارچ به صورت محلول است و روزانه توسط يک اپليکاتور، روي ناخن‌ها ماليده مي‌شود. 
دارو به سرعت خشک مي‌شود و نيازي به پاک کردن باقيمانده آن از روي پوست نيست. همچنين، در مورد ژوبليا، نگراني از عوارض سيستميک، تداخلات دارويي و آسيب حاد کبدي بي‌مورد است.
پيش از تاييد، ژوبليا در مطالعات گسترده‌اي، مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج درخشان 2 مطالعه اصلي که منجر به تاييد اين دارو شد، در نشريه آکادمي پوست آمريکا به چاپ رسيد. در مطالعات مذکور، 1655 بيمار مبتلا به انيکومايکوزيس شرکت داشتند. اهداف اوليه موردنظر در اين مطالعات، کامل کردن دوره درماني 52 هفته‌اي و در پايان دوره، رسيدن به بهبود باليني و نيز کشت منفي بود. در مطالعه اول، 17درصد از بيماران تحت‌درمان با ژوبليا، توانستند دوره درمان را کامل کنند. در مطالعه دوم، اين رقم 15 درصد، عوارض جانبي گزارش شده در مطالعه‌ها، اغلب خفيف، گذرا و مشابه با گروه تحت درمان با دارونما بود.
انيکومايکوزيس به طور معمول با پديدآمدن نقاط سفيد يا زرد زير ناخن شروع مي‌شود که در ادامه، به تغييررنگ ناخن، ضخيم شدگي، درد و بلند شدن آن از بسترش مي‌انجامد. در صورت عدم درمان، انيکومايکوزيس به تخريب دايمي ناخن منجر مي‌شود. تخمين‌زده شده که در حدود 85درصد از مبتلايان به انيکومايکوزيس، درمان نشده باقي مي‌مانند.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, ژوبلیا, افيناکونازول, انیکومایکوزیس
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريكا سوسپانسيون خوراکي مرکاپتوپورين، با نام تجاري پيوريکسان(Purixan) را مورد تاييد قرار داده است. سوسپانسيون 20 ميلي‌گرم در ميلي‌ليتر مرکاپتوپورين به عنوان جزيي از رژيم دارويي مورد استفاده در درمان مبتلايان به لوسمي لنفوبلاستيک حاد(ALL) کاربرد دارد. مطالعات باليني نشان داده‌اند مرکاپتوپورين به‌عنوان درمان نگهدارنده، موفق است و شانس بقاي مبتلايان به ALL را افزايش مي‌دهد. مرکاپتوپورين به شکل قرص‌هاي 50 ميلي‌گرمي در سال 1953 ميلادي مورد تاييد قرار گرفت و از زمان تاييد آن تاکنون، فقط به شکل قرص‌هاي 50 ميلي‌گرمي توليد شده است. از آنجا که سن و وزن کودکان مبتلا به ALL متفاوت است، قرص 50 ميلي‌گرمي در همه بيماران شکل دارويي مطلوبي نيست. محاسبه دوز دارو براساس سطح بدن و تنظيم دقيق دوز دارو با قرص‌هاي 50 ميلي‌گرمي ميسر نيست. همچنين، شکل دارويي قرص براي کودکان کوچک‌تر از 6 سال چندان قابل‌استفاده نبوده است. شکل سوسپانسيون در مقايسه با قرص، کاربردي‌تر است و به‌طور مطلوب دوز دقيق مورد نياز کودک را با هر وزني که دارد به بدن او مي‌رساند. تاييد اين دارو، براساس مطالعات باليني مقايسه‌اي ميان قرص مرکاپتوپورين و سوسپانسيون خوراکي آن انجام شده است.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, پيوريکسان, مرکاپتوپورين, لوسمی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 

بيماري فشارخون در کودکان، موضوعي است که با افزايش روزافزون شمار مبتلايان به چاقي در اين گروه سني، بازنگري جدي‌تري را مي‌طلبد. محققان تخمين زده‌اند 3 تا 5 درصد از کودکان هر جامعه‌اي به بيماري فشارخون بالا مبتلا هستند. امروزه مي‌دانيم اين بيماري در کودکان با افزايش خطر وقوع مشکلات قلبي-عروقي و نيز فشارخون مقاوم به درمان در بزرگسالي مرتبط است. در ادامه، به معرفي بيماري فشارخون در کودکان و درمان‌هاي غيردارويي و دارويي آن اشاره خواهد شد.
همان‌طور که مي‌دانيد، 2 نوع فشارخون بالا مطرح است؛ اوليه و ثانويه. بيماري فشارخون اوليه با سابقه خانوادگي فشارخون يا بيماري قلبي-عروقي در ارتباط است و بيماري فشارخون ثانويه ناشي از بيماري‌هاي ديگري مانند بيماري کليوي، بيماري قلبي يا اختلال‌هاي سيستم اندوکرين است. در جمعيت کودکان، فشارخون اوليه بيشتر با بيماري‌هاي بزرگسالي (چاقي و سابقه خانوادگي فشارخون يا بيماري قلبي) مرتبط است. به‌طور کلي، در کودکان بالاي 3 سال اندازه‌گيري فشارخون طي هر ويزيت توصيه مي‌شود. در صورت ابتلا به مشکلات جنيني، نارس بودن هنگام تولد، بيماري مادرزادي قلبي، عفونت‌هاي ادراري مکرر، بيماري کليوي، پيوند مغز استخوان يا ارگان و نيز افزايش فشار داخل جمجمه‌اي، کنترل مرتب فشارخون در سنين کمتر از 3سال نيز ضروري است. روش توصيه‌شده براي اندازه‌گيري فشارخون در کودکان، سمع صداهاي داخل بدن با استفاده از استتوسکوپ است. در کودکان و نوجواناني که شک به بيماري فشارخون در مورد آنها مطرح است، استفاده از داروهاي محرک، غذاها و نوشيدني‌هاي حاوي کافئين، شکر و شکلات در فاصله زماني 30 دقيقه قبل از اندازه‌گيري فشارخون ممنوع است. 5 دقيقه قبل از اندازه‌گيري، کودک يا نوجوان را در وضعيت آرامي بنشانيد. استفاده از کاف با اندازه مناسب براي هر کودک يا نوجوان ضروري است.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: فشار خون, فشار خون کودکان
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


هنگامي که دارو در درمان اختلال افسردگي ماژور ناتوان است، استفاده از شوک الکتريکي، شيوه جايگزين موثر و قدرتمندي محسوب مي‌شود. درمان با شوک الکتريکي، شامل استفاده از داروهاي بيهوشي و داروهاي بلوک‌کننده عصبي-عضلاني براي به حداقل رساندن عوارض آن است. دو داروي پرمصرف در درمان با شوک الکتريکي، متوهگزيتال و پروپوفول هستند. يک داروي بيهوشي ايده‌آل، بايد شروع اثر سريعي داشته باشد و زمان لازم براي برگشت به هوشياري پس از مصرف آن کوتاه باشد. به علاوه، بايد بتواند فعاليت تشنجي الکتروآنسفالوگرافيک را ثابت نگه دارد. چنين ويژگي‌هايي براي رسيدن به آثار ضدافسردگي مطلوب ضروري است. ويژگي‌هاي فارماکوکينتيک داروهاي بيهوشي، طول مدت درمان با هر کدام را مشخص مي‌کنند. مشکل اصلي اين داروها، خاصيت ضدتشنجي آنهاست؛ بنابراين آثارشان روي مدت تشنج، قدرت تحريک شارژ و مدت زمان لازم براي بازگشت هوشياري پس از هر درمان بسيار اهميت دارد. تمام اين عوامل بايد در زمان مديريت درمان عوارض شناختي طولاني‌مدت بيمار در نظر گرفته شوند.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: شوک الکتریکی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا کپسول‌هاي دروکسي‌دوپا (Droxidopa) با نام تجاري نورترا (Northera) را براي درمان افت فشارخون وضعيتي نوروژنيک مورد تاييد قرار داده است. افت فشارخون وضعيتي نوروژنيک، يک اختلال نادر، مزمن و اغلب ناتوان‌کننده است که با افت فشارخون در وضعيت ايستاده در مبتلايان به بيماري پارکينسون، آتروفي چند‌سيستمي و نارسايي اتونوميک خالص مرتبط است. علايم افت فشارخون وضعيتي نوروژنيک عبارتند از گيجي، سبکي سر، تاري ديد، ضعف و غش به دنبال قرار گرفتن فرد در وضعيت ايستاده. مبتلايان به افت فشارخون وضعيتي نوروژنيک اغلب در انجام فعاليت‌هاي روزمره که نيازمند ايستادن و راه رفتن متناوب است، محدوديت دارند. اثربخشي نورترا در 2 مطالعه باليني 2 هفته‌اي روي مبتلايان به افت فشارخون وضعيتي نوروژنيک مورد بررسي قرار گرفت. دريافت‌کنندگان نورترا در مقايسه با دارونما بهبود چشمگير علايم را گزارش کردند.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, نورترا, دروکسی دوپا
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا سيلتوکسيماب(Siltuximab) با نام تجاري سيلوانت(Sylvant)را براي درمان بيماري چندمرکزي کاستلمن (MCD)مورد تاييد قرار داده است. بيماري کاستلمن باعث رشد غيرطبيعي سلول‌هاي ايمني در غدد لنفاوي و بافت‌هاي مرتبط با آن در بدن مي‌شود. اين بيماري در اغلب موارد بزرگسالان را گرفتار مي‌كند و با بروز علائمي مانند تب، تعريق شبانه، کاهش وزن، ضعف و بي‌حالي همراه است زيرا سيستم ايمني مبتلايان ضعيف مي‌شود و توان مبارزه با عفونت‌ها را ندارد. سيلوانت، دارويي تزريقي است که با بلوک پروتئين محرک رشد غيرطبيعي سلول‌هاي ايمني اثر مي‌کند. اين دارو براي آن گروه از مبتلايان به بيماري کاستلمن تجويز مي‌شود که به HIV يا ويروس هرپس انساني 8 (8-HHV) آلوده نيستند. سيلوانت اولين داروي مورد تاييد FDA براي درمان مبتلايان به بيماري چندمرکزي کاستلمن است و تحت قوانين مربوط به داروهاي اورفان-که براي درمان يک بيماري نادر تجويز مي‌شوند-مورد تاييد قرار گرفت. اثربخشي و ايمني سيلوانت در يک مطالعه باليني با شرکت 79 بيمار مبتلا به کاستلمن که HIV و 8-HHVمنفي بودند، بررسي شد. بيماران در 2 گروه مطالعه شدند؛ يک گروه ترکيب سيلوانت و درمان حمايتي و گروه ديگر دارونما و درمان حمايتي را دريافت کردند. نتايج نشان دادند 34 درصد از بيماران تحت درمان با سيلوانت و درمان‌هاي حمايتي، پاسخ بهتري در مقايسه به دريافت‌کنندگان دارونما داشته‌اند.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, سيلوانت, سيلتوکسيماب, کاستلمن
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا درمان جايگزيني تستوسترون با استفاده از تستوسترون آندکانوآت تزريقي با نام تجاري آويد (Aveed) را مورد تاييد قرار داده است. آويد براي درمان مردان مبتلا به هيپوگوناديسم ناشي از کمبود يا فقدان هورمون مردانه تستوسترون تجويز خواهد شد. تجويز داروي نسخه‌اي جديد آويد، براي ايجاد سطح سرمي طبيعي تستوسترون کاربرد دارد و به شکل تزريق داخل عضلاني تک‌دوز 3ميلي‌ليتري (750 ميلي‌گرمي) در ابتداي درمان، تزريق دوم در 4 هفته بعد و سپس هر 10 هفته يک تزريق تجويز مي‌شود. انتظار مي‌رود اين دارو در ماه مارس سال ميلادي جاري وارد بازار شود. تاييد آويد براساس اطلاعات به‌دست آمده از يک مطالعه باليني 84 هفته‌اي فاز 3 روي مردان مبتلا به هايپوگوناديسم بود. مردان شرکت‌کننده در اين پژوهش به‌طور متوسط 54 سال داشتند و سطح سرمي تستوسترون آنها کمتر از 300 نانوگرم در دسي‌ليتر بود. آويد در مطالعه فاز 3 نامبرده، سطح سرمي تستوسترون مردان را افزايش داد و براي مدت 10 هفته ( هفته 14 تا 24 درمان) در سطح ثابتي حفظ کرد. در برگه اطلاعات دارويي آويد هشدار در مورد خطر ميکروآمبولي ريوي و آنافيلاکسي ذکر شده است. آويد در ويال‌هاي تک‌دوز موجود است و تيتراسيون دوز دارو لازم نيست. پس از اولين تزريق داخل عضلاني 3 ميلي‌ليتر آويد، تزريق دوم دوز 3 ميلي‌ليتري، 4 هفته بعد انجام مي‌شود و سپس 3 ميلي‌ليتر هر 10 هفته تزريق خواهد شد. اطلاعات مربوط به ايمني تستوسترون آندکانوآت، در 18 مطالعه باليني روي 3556 نفر در سراسر جهان بررسي شده است.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, آويد, تستوسترون, هیپوگنادیسم
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 سازمان غذا و داروي آمريکا کپسول‌هاي 20 و 40 ميلي‌گرمي ايندومتاسين، با نام تجاري تيوربکس(Tivorbex) را براي درمان درد حاد خفيف تا متوسط در بزرگسالان مورد تاييد قرار داد.  تيوربکس در دوز 20 درصد ضعيف‌تر از اشکال 25 و 50 ميلي‌گرمي ايندومتاسين تاييديه گرفته است. اين تاييد از سوي FDA براساس اطلاعات به‌دست آمده از 2 مطالعه فاز 3 چند مرکزي با استفاده از دارونما بود که بهبود قابل‌توجهي در درد حاد پس از جراحي بيماران، در مقايسه با دارونما ايجاد کرد. تيوربکس حاوي ايندومتاسين به شکل ذراتي 20 برابر کوچک‌تر از اندازه اصلي است. کاهش در اندازه ذرات، باعث افزايش سطح و در نتيجه، انحلال سريع‌تر دارو مي‌شود. مطالعات گسترده نشان داده‌اند عوارض جدي ضدالتهاب‌هاي غيراستروييدي نظير مشکلات ترومبوتيک قلبي-عروقي، انفارکتوس ميوکارد، حمله مغزي، زخم‌هاي گوارشي، خونريزي‌هاي گوارشي و مشکلات کليوي مانند نارسايي حاد کليه، وابسته به دوز هستند در نتيجه، FDA و متخصصان سازمان‌هاي مختلف از جمله انجمن قلب آمريکا و انجمن گوارش آمريکا تجويز حداقل دوز موثره ضدالتهاب‌هاي غيراستروييدي را براي کوتاه‌ترين دوره درماني ممکن توصيه کرده‌اند.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, تيوربکس, ایندومتاسین, درد
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


 سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا مترلپتين تزريقي (Metreleptin)با نام تجاري ميالپت(Myalept)را درکنار رژيم غذايي ويژه، به عنوان درمان عوارض کمبود لپتين در مبتلايان به ليپوديستروفي ژنراليزه مادرزادي يا اکتسابي مورد تاييد قرار داده است. ليپوديستروفي ژنراليزه، بيماري کمبود بافت چربي است. مبتلايان به ليپوديستروفي ژنراليزه مادرزادي، با ميزان اندک يا گاهي بدون بافت چربي متولد مي‌شوند. هورمون لپتين توسط بافت چربي توليد مي‌شود در نتيجه مبتلايان به ليپوديستروفي ژنراليزه، سطح لپتين اندکي دارند. لپتين دريافت مواد غذايي و نيز ساير هورمون‌ها- مانند انسولين-را تنظيم مي‌کند. مبتلايان به هر دو نوع ليپوديستروفي ژنراليزه، اغلب مقاومت شديد نسبت به انسولين را در سنين جواني نشان مي‌دهند و ممکن است به ديابت قندي غيرقابل‌کنترل يا هايپرتري‌گليسريدمي مبتلا باشند که خود باعث التهاب پانکراس مي‌شود. اثربخشي و ايمني ميالپت که يک آنالوگ لپتين توليدشده از طريق تکنولوژي DNA نوترکيب است، در يک مطالعه باليني روي 48 بيمار با ليپوديستروفي ژنراليزه مادرزادي يا اکتسابي که به ديابت قندي، هايپرتري‌گليسريدمي و انسولين افزايش‌يافته در زمان ناشتا نيز مبتلا بودند، بررسي شد. مطالعه مذکور، کاهش درسطح HbA1c، گلوکز ناشتا و تري‌گليسريدمي را نشان داد.


برچسب‌ها: تاییدیه, داروی جدید, ميالپت, مترلپتين, لیپودیستروفی
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


داروی اسویکس (کلوپیدوگرل) سبب مهار اتصال آدنوزین دی فسفات به گیرنده های پلاکتی و در نتیجه مهار تجمع پلاکت ها می شود. کلوپیدوگرل به عنوان پیش دارو پس از تجویز به فرم خوراکی سریعا و به طور ناکامل از دستگاه گوارش جذب می شود. دارو به طور وسیعی در کبد متابولیزه شده و تبدیل به فرم فعال می شود. پیش دارو و متابولیت فعال به میزان 98-94% به پروتئین های پلاسما متصل می شوند.
اسويكس® - حاوي داروي كلوپيدوگرل- مهار كننده تجمع پلاكتي مي‌باشد و از تشكيل لخته‌هاي خوني ناخواسته كه باعث سخت شدن ديواره رگ ها مي شوند، جلوگيري مي كند. اسويكس® براي جلوگيري از تشكيل لخته هاي خوني پس از سكته مغزي، حمله قلبي و در بيماران با مشكلات ديگر قلبي-عروقي مورد مصرف دارد.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, اسویکس, کلوپیدوگرل
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه سوم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |


گلوتازون (پیوگلیتازون) از دسته داروهاي تيازوليدين ديون مي باشد كه مكانيسم اثر آن وابسته به حضور انسولين است. اين دارو باعث كاهش مقاومت به انسولين در بافت هاي محيطي و كبد مي شود كه به موجب آن باعث افزايش مصرف گلوكز با واسطه انسولين و كاهش آزادسازي گلوكز از كبد مي گردد. گلوتازون القاء كننده ترشح انسولين نمي باشد بلكه اثر خود را از طريق اثر آگونيستي بر گيرنده ای به نام  PPARϒ ( Peroxisome Prolifrator-Activated-Receptor gamma ) اعمال مي نمايد. اين رسپتور جهت هورمون هاي موثر بر هسته مي باشد كه فعال شدن آن توسط گلوتازون باعث تعديل رونويسي از تعدادي از ژن هايي مي شود كه در كنترل متابوليسم چربي و گلوكز دخيل مي باشند از جمله افزايش توليد ناقلين گلوكز به درون سلول (ناقلين نوع 1 و 4) كه باعث افزايش انتقال گلوكز به عضلات و بافت چربي مي شود.
همچنين گلوتازون باعث فعاليت هورمون هاي مترشحه از آديپوسيت كه مهمترين آن ها آديپونكتين است، مي شود. آديپونكتين مستقيماً باعث افزايش حساسيت به انسولين و نيز افزايش توليد AMPkinase مي گردد. AMPkinase نيز عاملي موثر در افزايش حساسيت به انسولين، افزايش انتقال گلوكز به درون عضله و افزايش اكسيداسيون اسيدهاي چرب مي باشد. حدود 2 ساعت پس از مصرف خوراكي گلوتازون غلظت پلاسمايي آن به حداكثر مي رسد، وجود غذا باعث افزايش اين زمان به 3 تا 4 ساعت مي گردد وليكن بر ميزان جذب دارو تاثيري ندارد. اتصال پروتئيني آن بالا و در حدود 99 % است كه عمدتاً به آلبومين متصل مي شود. متابوليسم اين دارو در كبد و توسط آنزيم CYP2C8 و CYP3A4 و به شكل هيدروكسيلاسيون و اكسيداسيون است. پس از مصرف خوراكي، گلوتازون دفع كليوي ناچيزي دارد. اين گونه فرض شده است كه قسمت عمده دفع اين دارو به شكل دست نخورده يا متابوليت هايش از طريق ترشح صفرا و مدفوع مي باشد. نيمه عمر گلوتازون و متابوليت هايش در رنج ۳ تا ۷ و ۱۶ تا ۲۴ ساعت مي باشد. این دارو در درمان ديابت مليتوس نوع II به کار می رود.

ادامه مطلب


برچسب‌ها: داروشناسی, گلوتازون, پیوگلیتازون, دیابت
نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | شنبه سوم خرداد ۱۳۹۳ | لینک ثابت |



همایش ها: دانشجویی | پرستاری | قلب | زنان | پوست | دارویی | چشم | روانپزشکی | اطفال | نورولوژی
متن ها: مقالات پزشکی | مهارت های پزشکی | روش های پزشکی | تجهیزات پزشکی | خبرهای پزشکی
موضوع ها: قلب | زنان | اطفال | چشم | پوست | نورولوژی | ارتوپدی | عفونی
خواندنی ها: نظرسنجی ها | وبلاگ ها | نکته ها | دانستنی ها | گالری ها

دارویی: تاییدیه های ۲۰۱۳ | تاییدیه های ۲۰۱۲ | تاییدیه های ۲۰۱۱
مدیاها: فیلم های پزشکی | تصاویر پزشکی گزارش های پزشکی

آخرین مطالب پزشکی بالینی
اینستاگرام همایش های پزشکی
فیسبوک همایش های پزشکی




           
           
Health Top  blogs Google Analytics Alternative Health Blog Directory


آخرین اخبار سلامت
 

Page Rank blog links