
محققان شرکت فوجیتسو ژاپن فناوری جدیدی را توسعه دادهاند که امکان اندازهگیری لحظه ای ضربان قلب افراد را با آنالیز تغییرات رنگ صورت فراهم میکند. میزان نور جذب شده توسط پوست با شدت جریان خون در بدن مرتبط است که این مسأله باعث تغییر رنگ پوست میشود. اصلیترین بخش عملکرد این فناوری، تشخیص تغییرات لحظهای در شدت نور جذب شده توسط صورت است؛ سیستم می تواند در کمتر از پنج ثانیه تعداد ضربان قلب را محاسبه کند. کاربردر مقابل یک صفحه نمایش مجهز به دوربین قرار گرفته و تغییرات رنگ صورت مورد بررسی قرار میگیرد و بطور همزمان طول موج ضربان قلب بر روی نمایشگر نشان داده میشود. فوجیتسو قصد دارد این فناوری را تا پایان سال جاری میلادی بر روی محصولات مختلف از جمله تلفن همراه و رایانه عرضه کند.
برچسبها: ضربان قلب
تیمی از دانشمندان نوعی ایمپلنت ژلهای خلق کردهاند که به ترمیم عصبهای آسیبدیده مغز تا حد زیادی کمک میکند. هنگامی که یک عصب در سیستم عصبی پاره یا دچار آسیب جدی میشود، احیای آن زمان طولانی میبرد. بر اساس مکان آسیبدیدگی، این عارضه میتواند موجب بیحسی یا فلجشدن برای چند سال یا حتی مابقی عمر شود.
ایمپلنت ابداعی در واقع، یک تیوپ انعطافپذیر زیستتخریبپذیر است که در اطراف دو انتهای بریدگی عصب قرار داده میشود. این تیوب که سطح درونیاش با ژل پوشیده شده، برای همخط سازی و پیونددادن دو انتهای عصب عمل میکند. ماده مزبور که «ژل احیای هدایتکننده» (GRG) نام گرفته، رشد فیبرهای عصبی جدید را با سه جزء کلیدی خود یعنی آنتیاکسیدانها، پپتیدهای لامینین مصنوعی (ترکیبات آمینو اسید) و اسید هیالورونیک پشتیبانی میکند. آنتیاکسیدانها به جلوگیری از التهاب کمک میکنند، پپتیدها نوعی مسیر هدایتکننده را برای رشد فیبرهای عصبی در راستای گسست بین دو انتهای بریده شده، ارائه میدهند؛ اسید هیالورونیک نیز که نوعا در جنین انسان یافت میشود، مانع از خشک شدن آیتمهای حاضر در این فرایند میشود.
مطابق گزارشات منتشره، با استفاده از این ایمپلنت، عصبها سریعتر و آسانتر التیام مییابند. سیستم ایمپلنت/ژل بر روی حیوانات آزمایشگاهی موفق عمل کرده و گفته میشود ظرف چند سال آینده آزمایشات بالینی آن بر روی انسان آغاز خواهد شد. میتوان از این ایمپلنت در حوزه سلولدرمانی به عنوان ابزاری برای حفظ سلولها در پیوند نیز استفاده کرد.
برچسبها: ایمپلنت, GRG
محققان دانشگاه کوئینز بلفاست یک نانوداروی «گلوله جادویی» را طراحی کرده اند که میتواند اولین درمان موثر برای آسیبدیدگی حاد ریه باشد. عوامل اصلی این بیماری تصادفات جادهای و عفونت بوده و بسیاری از مبتلایان به آن در اثر نارسایی ریه میمیرند. بیماران مبتلا به آسیبهای حاد ریه اغلب نیازمند دستگاه کمک تنفس بوده و در حال حاضر درمان موثری برای این بیماری وجود ندارد اما در یک همکاری مشترک بین دانشکده داروسازی و مرکز عفونت و ایمنی دانشگاه کوئینز، دانشمندان توانستهاند داروی جدیدی را تولید کنند که میتواند مدیریت بالینی بیماران را در بخشهای آیسییو متحول کند.
داروی جدید این محققان نانوذرهای به اندازه یک میلیاردم متر است. بیمار می تواند آنرا تنفس کند تا دارو بطور مستفیم وارد ریه شده و عفونت را از بین ببرد. درمانهای کنونی قادر به هدف قرار دادن مستقیم عفونت نبوده و عوارض جانبی ناخوشایندی دارند. این نانودارو از سطحی برخوردار است که به آن اجازه شناسایی و اتصال به سلولهای ایمنی موسوم به ماکروفاژها در ریه را میدهد. این اتصال، عفونت را کاهش داده و از پتانسیل جلوگیری از تاثیرات آسیبرسان برخوردار است. این پروژه در حال تولید نانوداروی جدید برای ارزیابی بالینی در سه سال آینده است. به گفته محققان، این درمان در صورت موفقیت میتواند برای اختلالات رایج ریوی دیگر مانند بیماری مزمن انسدادی ریه و فیبروز کیستیک کاربرد داشته باشد.
برچسبها: نانو, نانودارو, آسیب حاد ریه
۱ الی ۳ خرداد ۱۳۹۲- هشتمین همایش بیماری های شایع گوارش و کبد کودکان
۱ الی ۳ خرداد ۱۳۹۲- نوزدهمین کنگره سراسری انجمن علمی تخصصی باروری و ناباروری
۲ الی ۴ خرداد ۱۳۹۲- دومین کنگره بین المللی هیپنوتیزم بالینی و علوم وابسته
۲ الی ۴ خرداد ۱۳۹۲- دوازدهمین کنگره سراسری مدیکال انکولوژی و هماتولوژی ایران
۴ الی ۵ خرداد ۱۳۹۲- اولین کنگره بین المللی اخلاق پرستاری
۵ الی ۶ خرداد ۱۳۹۲- هفتمین همایش ملی و اولین همایش بین المللی دانشجویان پیراپزشکی
۸ الی ۹ خرداد ۱۳۹۲- پنجمین نشست سالیانه گروه فوق تخصصی جراحان پلاستیک و ترمیمی چشم ایران
۸ الی ۱۰ خرداد ۱۳۹۲- پنجمین کنگره بین المللی سایکوسوماتیک
۹ الی ۱۰ خرداد ۱۳۹۲- اولین همایش ملی کاربرد فناوری نانو در تشخیص بیماری ها
۱۱ الی ۱۱ خرداد ۱۳۹۲- پنجمین همایش سالیانه دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
۲۹ الی ۳۱ خرداد ۱۳۹۲- ششمین همایش سراسری اختلالات خواب
برای مشاهده سایر همایش ها اینجا را کلیک نمایید
برچسبها: فهرست, فهرست همایش ها
برگزار کننده: دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
زمان برگزاری: ۱ الی ۳ آبان ۱۳۹۲
ارسال خلاصه مقالات: ۱۵/۵/۱۳۹۲
مکان برگزاری: اصفهان
همایش همزمان:
اولین کنگره بین المللی بیماری Devic
برچسبها: همایش, همایش ام اس, همایش مغز و اعصاب, علوم پزشکی اصفهان, ام اس
لکههای مادرزادی ناخوشایندی که هزاران نوزاد در سراسر جهان را بطور سالانه تحتتاثیر قرار داده، میتواند با دستاورد جدید دانشمندان ریشه کن شود. دانشمندان مؤسسه کندی کریگر آمریکا موفق به شناسایی یک جهش ژنتیکی شدهاند که مسؤول خال مادرزادی مالفورماسیون مویرگی است و مدعی هستند که این کشف یک تغییر دهنده بزرگ بوده و میتواند به درمانهای پیشگیری کننده جدید منجر شود. این شرایط باعث ایجاد لکههای قرمز یا بنفش در بدن کودکان شده که بیشتر در گردن و صورت شایع هستند. این لکهها با رشد غیرعادی رگهای خونی در پوست ایجاد میشوند و ممکن است با گذشت سالها به لکههای تیرهتر تبدیل شوند.
به گفته محققان این شرایط به دلیل یک جهش ژنتیکی پس از حاملگی ایجاد میشود. اگرچه میتوان با لیزر درمانی این لکهها را کمرنگ کرد اما درمانپذیر نیستند. این جهش ژنتیکی همچنین مسئول سندرم استورج-وبر بوده که یک اختلال نادر در چشمها و مغز است. یافتههای محققان نشان داده که هیچ کدام از دو شرایط ارثی نیستند. محققان آرایش ژنتیکی نمونههای پوست سه فرد مبتلا به سندرم استورج-وبر را بررسی کرده و موفق به شناسایی یک جهش ژنتیکی در یکی از بافتهای بیمار شدند. در پی این کشف، محققان اکنون قصد دارند جستوجو برای داروهایی که مانع از این جهش می شوند را برای جلوگیری از این شرایط آغاز کنند. دانشمندان همچنین موفق به کشف ارتباط بین این ژن و تومور تیره رنگ ملانوم که در چشم ایجاد میشود، شدهاند که این موضوع، امیدها را برای یک شیوه درمان جدید افزایش داده است. این پژوهش در مجله New England Journal of Medicine منتشر شده است.
برچسبها: لکه های مادرزادی
محققان انگلیسی به رهبری کریس تومازو، نوعی الکترود ضربت (cuff) عصبی را طراحی کردهاند که خوشهای ازعصب واگ پیریزی کننده روده را هدف قرار میدهد. این کنترلر میتواند شرایط معده را بخواند و با تحریک مناسب، سیگنالهای سیری را در اختیار مغز قرار دهد. «واگ» صرفا یک عصب نیست بلکه شبکهای کامل است و گفته میشود حدود 80 تا 90 درصد رشتههای عصبی آن، عصبهایی حسی هستند که وضعیت احشایی را به مغز مخابره میکنند. برش این عصب با استفاده از عمل جراحی عارضه جانبی ناخوشایند کمبود ویتامین B-12 را به دنبال دارد، زیرا واگ سلولهای جداری معده را برای ترشح مولفههایی که به جذب این ویتامین کمک میکنند، تحریک میکند.
«تومازو» در حرفه خود یک پیشگام در استفاده از ابزار آنالوگ با نیروی پایین برای حس و کنترل کردن به شمار میآید. وی و تیم علمیاش در این حوزه از پیشینه خوبی برخوردارند و پیشتر محرکهای عصبی واگ را برای درمان بیماری صرع و همچنین یک تراشه آنالوگ کارآمد را برای کنترل آنها طراحی کردهاند. تراشه جدید، وسیله کارآمدی برای درمان بیمارانی است که روشهای دیگر در مورد آنها ناکارآمد بوده است.
برچسبها: تراشه, سیری
محققان دانشگاه استنفورد حسگر فشاری طراحی کرده اند که عملکردی مشابه پوست واقعی داشته و می تواند برای ایجاد حس لامسه در پروتز های مصنوعی یا دستگاه های مانیتورینگ قلب نیز مورد استفاده قرار بگیرد. تیم تحقیقاتی دانشگاه استنفورد در سال 2010 میلادی خبر توسعه حسگر فشار بسیار حساس ساخته شده از لاستیک فوق نازک را منتشر کردند که این دستگاه فاقد ترانزیستور انعطاف پذیر بعنوان یک نیمه هادی برای انتقال سیگنال از حسگر بود. اما دستگاه جدید ترانزیستور ساخته شده از یک پلیمر نیمه هادی انعطاف پذیر است که فشار را به جریان الکتریکی تبدیل می کند. به گفته دکتر «ژنان بائو» از اساتید مهندسی شیمی و سرپرست تیم تحقیقاتی دانشگاه استنفورد، حساسیت این پوست به فشار بیش از پوست انسان است که می تواند میزان فشاری صدها برابر کمتر از یک لمس ملایم (کمتر از 10 کیلوپاسکال) را احساس کند.
یکی از کاربردهای عملی پوست مصنوعی، مانیتورینگ قلب است؛ این حسگر فشار فوق باریک به انرژی بسیار کمی نیاز دارد و می تواند برای توسعه یک ابزار نظارتی پوشیدنی برای بیماران قلبی مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین می توان از پوست مصنوعی برای ساخت پروتزهای دارای حس لامسه نیز استفاده کرد؛ گرچه محققان تاکنون موفق به برقراری ارتباط بین حسگر فشار با مغز نشده اند. محققان موسسه تکنولوژی جورجیا (GT) به تازگی حسگر فشار انعطاف پذیری از مواد پیزوالکتریک طراحی کرده اند، اما «بائو» تأکید می کند که حسگر فشار دانشگاه استنفورد در مقایسه با تمام نمونه های تولید شده از قدرت تشخیص فشار بالاتری برخوردار است. نتایج این دستاورد در مجله Nature Communications منتشر شده است.
برچسبها: مصنوعی, پوست مصنوعی, لامسه
واکسن ضد کوکائین که این ماده را پیش از دستیابی به سلولهای مغز مانند بازی پکمن میخورد، یک گام دیگر به واقعیت نزدیک شد. واکسن جدید دانشکده پزشکی ویل کورنل که میتواند به درمان معتادان به کوکائین کمک کند، آزمایشات خود را با موفقیت بر روی پستانداران نخستین پایه انجام داده و بزودی کارآزماییهای انسانی آن آغاز خواهد شد. این واکسن با جلوگیری از دستیابی ترکیب فعال به مغز پیش از نشئگی ناشی از دوپامین عمل میکند. به گفته محققان، این واکسن مانند بازی پکمن، کوکائین موجود در خون را پیش از دستیابی به مغز میخورد. این پژوهش که در مجله Neuropsychopharmacology منتشر شده با استفاده از یک شیوه رادیولوژی به نمایش چگونگی جلوگیری این واکسن ضد کوکائین از انتشار این ماده در مغز پرداخته است. محققان انتظار دارند که آزمایشات انسانی این واکسن طی یک سال آینده آغاز شود.
کوکائین که یک داروی ریز مولکولی است، با ایجاد حس لذت از طریق انسداد بازیافت دوپامین در دو بخش مغزی پوتامن در جلو مغز و هسته دمی در مرکز مغز کار میکند. وقتی دوپامین در پایانههای عصبها انباشته می شود، فرد با جریان عظیم این ماده مواجه میشود که حس سرخوشی را برای وی ایجاد میکند. این واکسن جدید ویروس سرماخوردگی را با ذرهای که ساختار کوکائین را تقلید کرده، ترکیب کرده است. هنگامی که این دارو به بیمار تزریق میشود، سیستم ایمنی ویروس سرماخوردگی را دیده و یک واکنش علیه ویروس و ذره کوکائین همراه آن انجام میدهد. این پژوهش ابتدا بر روی موشها انجام شده بود اما اخیرا بر روی پستانداران نخستین نیز اجرا شده که بیشتر به انسان شبیه هستند. این محققان هنوز نمیدانند که چند وقت یکبار باید این واکسن به بدن تزریق شود تا تاثیر ضد کوکائین را در بدن وی حفظ کند اما یک دوز این واکسن تا 13 هفته در موش و هفت هفته در بدن نخستین پستانداران دوام آورده بود.
برچسبها: واکسن, واکسن جدید, واکسن کوکایین, کوکایین
کپسولهاي آهستهرهش ديمتيلفومارات با نام تجاري تکفيدرا (Tecfidera)براي درمان اشکال عودکننده اماس در بزرگسالان مورد تاييد قرار گرفتهاند. اماس يک بيماري التهابي و مزمن اتوايميون دستگاه عصبي مرکزي است که ارتباط عصبي ميان مغز و ساير بخشهاي بدن را مختل ميکند. اين بيماري از جمله شايعترين بيماريهاي ناتوانکننده دستگاه عصبي در جوانان است و در زنان شيوع بيشتري دارد. در اغلب مبتلايان به اماس دورههاي شعلهوري و فروکش بيماري تجربه ميشوند. با گذشت زمان دورههاي فروکش ناکامل و در نتيجه ناتواني و اختلال عملکرد بيمار شديدتر ميشود. بيماران مبتلا به اماس علايمي نظير ضعف عضلات و اختلال در هماهنگي و تعادل را تجربه ميکنند. در بيشتر موارد نخستين علايم اماس بين 20 تا 40 سالگي مشاهده ميشوند. هيچ دارويي توانايي درمان کامل اماس را ندارد بنابراين داشتن گزينههاي درماني متعدد براي کمک به بيماران اهميت فراواني دارد.
هر چند که مکانيسم اثر تکفيدرا به درستي مشخص نيست، احتمال ميرود اين دارو با افزايش توانايي بدن در دفاع از خود در برابر استرس اکسيداتيو و التهاب، در مبتلايان به اماس سودمند باشد. دوز آغازين تکفيدرا، 120 ميليگرم 2 بار در روز است. توصيه ميشود پس از 7 روز دوز آن به 240 ميليگرم در روز (در 2 دوز منقسم) افزايش يابد. نتايج به دست آمده از دو مطالعه نشان دادهاند تعداد دفعات حملات در دريافتکنندگان تکفيدرا در مقايسه با بيماراني که دارونما مصرف کردهاند، کمتر است. در يکي از اين مطالعات ناتواني بيماران تحت درمان با تکفيدرا در مقايسه با دريافتکنندگان دارونما کمتر بود. تکفيدرا ممکن است باعث افت تعداد لنفوسيتها شود. در نتيجه بيمار در معرض خطر ابتلا به عفونت قرار خواهد داشت. البته در مطالعات هيچ تفاوت معناداري در ميزان ابتلا به عفونت در دو گروه مشاهده نشد. کنترل لنفوسيتها قبل از شروع درمان با تکفيدرا و در ادامه درمان از سوي FDA توصيه شده است. گرگرفتگي، مشکلات گوارشي نظير تهوع، استفراغ و اسهال از جمله شايعترين عوارض گزارششده به دنبال مصرف تکفيدرا – به خصوص در شروع درمان- بودهاند. لازم به ذکر است ميزان بروز اين عوارض در طول زمان به تدريج کاهش مييابد.
برچسبها: ام اس, مولتیپل اسکلروزیس, درمان جدید, تکفیدرا, دی متيل فومارات
به تازگي FDA درخواست ثبت داروي جديدي با نام سوفوسبووير sofosbuvir را پذيرفته است. اين دارو، يک آنالوگ نوکلئوتيدي خوراکي يک بار در روز است که براي درمان عفونت هپاتيت C تجويز ميشود. اطلاعات ارائهشده همراه اين درخواست، به نفع استفاده از سوفوسبووير و ريباويرين به عنوان درمان خوراکي عفونت ژنوتايپ 2 و 3ويروس هپاتيت C هستند. هماکنون درمان هپاتيت C شامل 24تا48 هفته درمان با پگ-اينترفرون است که دارويي تزريقي است و عوارض جانبي متعددي دارد. در نتيجه برخي از بيماران به دليل نارضايتي از دارو، دوره درمان را کامل نميکنند. سوفوسبووير در صورت تاييد از سوي FDA دوره درمان مبتلايان به عفونت هپاتيت C را به 12 تا 16 هفته کاهش ميدهد. با توجه به نوع ژنوتايپ بيمار، اين دارو ميتواند طول مدت زمان اجبار بيمار به تزريق پگ اينترفرون را به حداقل رساند.
برچسبها: هپاتیت, هپاتیت C, هپاتیت سی, سوفوسبووير
شرکت سرژن ( Ceregene) به تازگي نتايج به دست آمده از مطالعه تصادفي دوسوکور فاز 2 خود روي CERE-120، يک فراورده ژندرماني براي انتقال فاکتور نوروتروپيک نورتورين (neurturin) در مبتلايان به پارکينسون، را منتشر کرده است. 51 بيمار مبتلا به نوع پيشرفته پارکينسون که با داروهاي متداول در درمان پارکينسون به طور مطلوب کنترل نشده بودند در اين مطالعه شرکت داشتند. حدود نيمي از اين بيماران CERE-120 و نيمي ديگر دارونما دريافت کردند. بيماران براي مدت 15 تا 24 ماه از نظر عوارض و تغيير در علايم باليني پارکينسون تحت نظر بودند. هر چند اثربخشي اين دارو در گروه دريافتکننده CERE-120 در مقايسه با دارونما رضاتبخش نبود، اما ايمني آن مورد تاييد است. شرکت نامبرده در زمينه ژندرماني و استفاده از فاکتورهاي نوروتروپيک در درمان بيماريهاي نورودژنراتيو فعاليت دارد و به طور همزمان يک مطالعه فاز 2 روي CERE-110 در درمان آلزايمر در اين شرکت در حال انجام است.
برچسبها: پارکینسون, ژن درمانی
دانشمندان با قرار دادن سلولهاي بنيادي جنيني انسان در مغز موشها موفق شدند عملکرد حافظه و يادگيري را در آنها ترميم کرده و بهبود بخشند. در اين مطالعه آنها ابتدا به قسمتي از مغز موش که مسوول يادگيري و خاطره است، آسيب رساندند. سپس سلولهاي جنيني که در يک محيط واسط به گونهاي پرورش يافته بودند تا آماده تبديل به سلول عصبي باشند، به مغز موشها منتقل شدند. البته آنها سيستم ايمني بدن موشهاي آزمايشگاهي را غيرفعال کرده بودند تا بخشهاي پيوندي را پس نزند. سلولهاي بنيادي به شکل گيرندههاي GABA تغيير ماهيت دادند. سپس موشها تحت يک سري آزمون استاندارد قرار گرفتند که ميزان يادگيري و حافظه آنها سنجيده شود (مانند پازل ماز) و نتايج به شکل معنيداري نسبت به قبل از درمان بهبود يافته بود. محققان اميدوارند که تحقيقات سلولهاي بنيادي بتواند درماني براي بسياري از بيماريها و ترميم مغز باشد: «نورونهاي کولينرژيک در آلزايمر و نشانگان داون دخيل هستند. اما نورونهاي GABA در بسياري از اختلالات و بينظميها از قبيل اسکيزوفرني، صرع، افسردگي و اعتياد نقش دارند.»
برچسبها: سلول های بنیادی, موش, حافظه
شايد باور اين موضوع کمي سخت باشد، ولي امروزه قسمت بزرگي از بودجه بيمارستاني توسط اشتباهات جراحي بلعيده ميشود و اين امر تنها در اتاقهاي جراحي اتفاق نميافتد، بلکه حتي در اتاقهاي ريکاوري و پرپ نيز شاهد اين خطاها هستيم. همين مشکلات علاوه بر هدر دادن منابع مالي، جان هزاران بيمار را نيز در معرض خطر قرار ميدهد. از همينرو، موسسه تحقيقات گلوبال شرکت معتبر GE روباتي را ابداع کرده که ميتواند بهطور اتوماتيک وسايل جراحي را دستهبندي، استريليزه و پرپ کند، به اين ترتيب اشتباهات به حداقل ميزان خود خواهد رسيد و نيروي ماهر بيمارستان ميتوانند کارهاي کمتر خستهکننده را انجام دهند. تميز کردن وسايل جراحي به اندازه خود جراحي حياتي است و اشتباهات ميتوانند حين جراحي باعث تاخير شده و خطرات بالقوهاي را به وجود آورند. اين روبات که نام «intelligent» را بر آن نهادهاند، تمامي مراحل فوق را سريعتر، موثرتر و کاملتر از انسان انجام ميدهد. GE اميدوار است بتواند در آينده نزديک روباتي را در اتاقهاي جراحي به کار گيرد که سريعتر و بهتر از انسان اتاق را تميز کرده و وسايل را استريل كند و آنها را در جاي صحيح خود قرار دهد و کيتهاي موردنياز جراحان را براي جراحيهاي بعدي روي ميزها آماده كند.
برچسبها: روبات, روبات بیمارستانی
درماتيت آتوپيک که با عنوان اگزماي آتوپيک نيز شناخته ميشود يک بيماري پوستي خارشدار مزمن است که تقريبا 8/17 ميليون آمريکايي را مبتلا ميسازد. اين بيماري ميتواند موربيديته قابل توجهي را سبب شود. يک نسخه ساده شده معيارهاي تشخيصي کار گروه انگليسي(1) ميتواند در تشخيص کمککننده باشد. پرسوجو درباره وجود و ميزان علايم ميتواند امکان تعيين شدت بيماري و پاسخ به درمان را فراهم ميآورد. درمان مشتمل بر تخفيف علايم و طولاني کردن فواصل بين حملههاي عود بيماري است. استفاده منظم و آزادانه از داروهاي نرم کننده توصيه ميشود. درمان دارويي اصلي استفاده از کورتيکواسترويدهاي موضعي است. استفاده دو بار در روز يا بيشتر، در مقايسه با استفاده روزي يک بار موثرتر نبوده است. رژيم نگهدارنده کورتيکواستروييدهاي موضعي ميتواند ميزان عود را در بيماران مبتلا به درماتيت آتوپيک متوسط تا شديد عودکننده کاهش دهد. پيمکروليموس و تاکروليموس مهارکنندههاي کلسينورين هستند که به عنوان درمان خط دوم در بيماران مبتلا به درماتيت آتوپيک متوسط تا شديد که در معرض خطر آتروفي ناشي از کورتيکواستروييدهاي موضعي هستند، توصيه شدهاند. اگر چه اداره نظارت بر غذا و داروي ايالات متحده (FDA) درج هشدار درباره ارتباط احتمالي بين اين داروها با بدخيميهاي پوستي و لنفوم را اجباري کرده است، مطالعات وجود يک ارتباط واضح را نشان ندادهاند. ممکن است از آنتيبيوتيکهاي موضعي و خوراکي براي درمان عفونتهاي باکتري ثانويه استفاده شود اما اين داروها در پيشگيري از عود درماتيت آتوپيک موثر نيستند. اثر بخشي درمانهاي جايگزين مثل داروهاي گياهي چيني، هومئوپاتي، هيپنوتيزم و بيوفيدبک و ماساژ درماني به اثبات نرسيده است.
برچسبها: درماتیت, درماتیت آتوپیک
حمله ايسکمي گذرا (TIA) به صورت بروز علايم نورولوژيک گذرا بدون شواهد انفارکتوس حاد تعريف ميشود. اين حالت يک عامل خطرساز شايع و مهم براي وقوع سکته مغزي در آينده به شمار ميآيد، ولي بسيار کمتر از ميزان واقعي گزارش ميشود. علايم شايع TIA، ناگهاني و موقتي هستند و پارزي يکطرفه، اختلال تکلم و کوري تکچشمي را شامل ميشوند. تشخيص صحيح و زودهنگام TIA و افتراق آن از وضعيتهاي مقلد آن اهميت زيادي دارد زيرا مداخلات زودهنگام ميتوانند خطر وقوع سکته مغزي را در آينده به صورت قابل توجهي کاهش دهند. علايم غيراختصاصي و شروع تدريجي علايم احتمالا بيش از آن که ناشي از TIA حقيقي باشد، ماحصل وضعيتهاي مشابه آن است. TIA به احتمال بيشتري با شروع ناگهاني، نقايص نورولوژيک کانوني يا اختلال تکلم همراهي دارد. ارزيابي فوري در بيماران دچار علايم TIA ضروري است و اين موارد را شامل ميشود: تصويربرداري عصبي، تصويربرداري عروق گردن و سر، ارزيابي قلبي، بررسي فشار خون و آزمونهاي آزمايشگاهي روتين. نمره ABCD (سن، فشار خون، تظاهرات باليني، ديابت و مدت علايم(1)) بايد در خلال بررسيهاي اوليه تعيين گردد که ميتواند در ارزيابي خطر فوري تکرار ايسکمي و سکته مغزي مفيد واقع شود. بيماراني که نمرات ABCD بالاتري دارند بايد به صورت بستري درمان شوند، در حالي که کساني که نمرات پايينتري دارند، کمتر در معرض خطر سکته مغزي در آينده هستند و ميتوان آنها را به صورت سرپايي تحت درمان قرار داد.
برچسبها: حمله ایسکمی گذرا, ایسکمی, TIA
بيماران مبتلا به آلرژي غذايي معمولا در طبابت روزمره مشاهده مي شوند. هرچند که تا 15% از والدين اينطور تصور ميکنند که فرزندانشان آلرژي غذايي دارند، اما اين آلرژيها تنها در 3%-1% درصد موارد به تاييد رسيدهاند. پزشکان خانواده بايد بتوانند آلرژيهاي غذايي حقيقي را از عدم تحمل غذا، عدم علاقه به غذا و ساير بيماريهاي مشابه با آلرژي غذايي جدا کنند. شايعترين غذاهايي که موجب ايجاد علايم آلرژيک ميشوند، شامل شير، تخممرغ، غذاهاي دريايي، بادام زميني و خشکبار است. هرچند که آزمون پوستي و آزمايش ايمونوگلوبولين E سرم ممکن است به ارزيابي آلرژي غذايي کمک کنند، اما اين آزمايشات نبايد انجام شوند مگر اينکه سابقه باليني آلرژي غذايي خاصي را مطرح کند که آزمايش آن مورد هدف قرار گيرد. علاوه بر اين، آزمايشات مزبور، آلرژي غذايي را تاييد نميکنند. تاييد تشخيص نياز به مثبت شدن آزمون چالش غذايي يا وجود سابقه روشن واکنش آلرژيک به يک غذاي مشخص و بهبود علايم پس از حذف آن غذا از رژيم غذايي دارد. بيش از 70% کودکان تا اوايل نوجواني ديگر دچار آلرژي به شير و تخممرغ نميشوند، در حالي که آلرژي به بادام زميني معمولا در سرتاسر عمر باقي ميماند. جديترين واکنش آلرژيک نسبت به غذاها به صورت آنافيلاکسي است. اين واکنش نياز به مراقبتهاي اورژانس دارد که بايد توسط بيمار يا خانواده وي و با استفاده از يک آمپول اپينفرين شروع شود و اين آمپول بايد توسط افراد دچار آلرژي غذايي حمل شود. اين توصيهها و ساير توصيههاي ارائه شده در اين مقاله از راهکارهاي تشخيص و درمان آلرژي غذايي در ايالات متحده استخراج شدهاند که توسط موسسه ملي آلرژي و بيماريهاي عفوني (NIAID)(1) منتشر گرديده است.
برچسبها: آلرژی, آلرژی غذایی
تحقیقات جدید نشان میدهد، داشتن فرزند به افزایش هوش زنان کمک میکند. محققان دانشگاه لانگ وود با بررسی دو گروه موش ماده با و بدون فرزند دریافته اند که مادران در مقایسه با سایر زنان از هوش و عملکرد مغزی بهتری برخوردار هستند. در این مطالعه دو گروه از موش های ماده در یک ماز تحت تعلیم قرار گرفتند؛ پس از انجام تمرینات موش های مادر قادر به پایان رساندن مسیر ماز در زمانی سریعتر از دیگر موش های ماده شدند. «آدام فرانسن» استاد بیولوژی دانشگاه لانگ وود تأکید می کند: داشتن فرزند به افزایش توانایی ذهنی مادران کمک کرده و آنها را قادر به مقابله بهتر با استرس، انجام کارهای ذهنی مختلف و حل مشکلات در مقایسه با سایر زنان می کند. مطالعات قبلی نیز بیانگر توانایی بالاتر مادران در انواع مختلف یادگیری است. در خصوص پدران نیز شواهدی بدست آمده است که نشان می دهد، هورمون درمانی (هورمون استروژن) می تواند تا حدودی به تقویت مغزی پدران کمک کند.
برچسبها: هوش, زنان
دانشمندان هاروارد، از یک دوز خون جوان برای جوانسازی قلبهای پیر استفاده کردهاند. این درمان خونآشام، فرآیند ضخیم و سفت شدن خطرناک قلب را که با افزایش سن رخ میدهد، معکوس میکند. این کار بر روی موشها انجام شده اما دانشمندان بر این باورند که این دستاورد میتواند به اولین دارو برای ترمیم قلبهای آسیبدیده در زنان و مردان مسن بینجامد. محققان این کار را با مرتبط کردن دو موش در سنین مختلف انجام دادند که در آن خون موش جوانتر به بدن حیوان پیرتر و همچنین بالعکس تزریق شد. طی چهار هفته، عضله قلب حیوان پیرتر از حالت سفتی درآمده و تلاش کرد تا با خون مانند قلب یک حیوان جوان پر شود.
این تیم پژوهشی ماههای متوالی را برای شناسایی جزء نیروبخش خون جوان گذرانده و در آخر هورمون GDF-11 را پیدا کردند که میزان آن با بالا رفتن سن کمتر میشود. این محققان پیشنهاد داده بودند که به انسانهای میانسال تزریق منظم خون افراد دهه 20 سال ارائه شود. اما اکنون قصد دارند هورمون GDF-11 را بصورت دارو ارائه کرده و امیدوارند تا چهار یا پنج سال آینده آنرا بر روی انسان آزمایش کنند. آنها همچنین به دنبال این هستند که آیا میتوان از این هورمون برای نیروبخشیدن به سایر اندام پیر بدن استفاده کرد.
به گفته محققان، این هورمون میتواند با تغییرات برخی از سلولها در عضلات پیر قلب مبارزه کرده و راه جالبی را برای پژوهشهای آینده ارائه کند. اگرچه به گفته آنها، این پژوهش نمیتواند برای نارسایی قلب که در اثر حملات قلبی و بیماری ایجاد شده، مورد استفاده قرار بگیرد. پروتئین GDF-11 در آینده میتواند اولین درمان نارسایی قلبی دیاستولیک باشد. این پژوهش در مجله Cell منتشر شده است.
برچسبها: GDF, 11
تیمی از محققان در پژوهش جدید خود با بررسی زمان واکنش از اواخر دهه 1800 تاکنون مدعی شدند که ذهن انسان در حال زوال است! محققان دانشگاه اومیای سوئد، دانشگاه آمستردام و دانشگاه کورک مدعی شدهاند که کندتر شدن واکنشهای انسان نشان میدهد که انسان کنونی نسبت به اجداد خود از هوش کمتری برخوردار بوده و نسبت به دوره ویکتوریا 14 نمره از هوشبهر انسان به نسبت 1.23 برای هر دهه کاسته شده است.
در حالیکه یک انسان معمولی در سال 1889 از زمان واکنش 183 میلیثانیه برخوردار بود، این زمان برای برای یک انسان در سال 2004 به 253 میلیثانیه کاهش یافته است. محققان متوجه شدند که این امر در زنان نیز به همین شکل بوده و سرعت آنها از 188 به 261 میلیثانیه در همان دوره زمانی کاهش داشته است. به گفته این دانشمندان، نمرات هوشبهر بهترین پیشبینی کننده عملکرد شغلی بوده و افراد دارای هوش بالاترهم خلاقتر و هم سازندهتر هستند. اما محققان نمیتوانستند به طور مستقیم هوشبهرهای دورههای تاریخی مختلف را مقایسه کنند چرا که نسلهای قبلتر از دسترسی محدودی به آموزش، تغذیه و بهداشت بهبودیافته برخوردار بودند که نتایج دورههای جدید را افزایش داده است. آنها در عوض زمان واکنش را سنجیدند که به ادعای آنها میتواند برای مقایسه معنادار جمعیتهای تاریخی و معاصر از نظر سطوح هوش عمومی مورد استفاده قرار بگیرد.
نتایج به دست آمده نشاندهنده زوال در قدرت ذهنی از دوره ویکتوریا بود که با اثر به اصطلاح فلین که نشانگر افزایش جهانی سه نمرهای امتیازات سنجیده شده هوشبهر از زمان پایان جنگ جهانی دوم بوده، تضاد دارد. این دانشمندان همچنین بر این باورند که کاهش هوشبهر انسان مدرن میتواند چشمگیرتر از پیشبینیها باشد چرا که این زوال تخمینی بر اساس بهترین دادههای تحلیلی در دسترس بوده و مقادیر غیر قابل اغماضی از پراکندگی در اطراف خط تنازل خطی وجود دارد.
برچسبها: مغز, قدرت مغز
یک گروه بینالمللی از محققان نوع جدیدی از ماهیچه مصنوعی ساختهاند که از نخهایی از رشتههای نانولوله کربنی درهمپیچیدهی آغشته به موم پارافین تشکیل شده است. این ساختارهای محرک جدید از این لحاظ که به الکترولیت خارجی برای عمل کردن نیاز ندارند، با افزارههای ساخته شده قبلی متفاوت هستند. این ماهیچهها میتوانند 100 هزار برابر وزنشان را جابجا کنند، بینهایت سریع منبسط و منقبض شوند و در گستره دمایی وسیعی عمل کنند. چنین خواصی میتواند آنها را برای استفاده در گسترهای از کاربردها از قبیل روباتهای انساننما، منسوجات هوشمند و موتورهای چرخشی پیشرفته ایدهآل کند.
این گروه برای ساخت این ماهیچههای مصنوعی، ابتدا جنگلی از نانولولههای کربنی رشد دادند که بصورت عمودی همراستا بودند. آنها سپس صفحه نازکی از دستههای نانولولهای را از این جنگل بیرون کشیده و آن را برای ساخت نخی حاوی مارپیچهایی از نانولولههای کربنی درهم تنیده، درهم پیچاندند. در مرحله بعد، آنها این نخ را با موم پارافین مذاب مخلوط کردند. سپس انتهای هر رشته از این نخ به یک منبع توان متصل شد. هنگامی که یک ولتاژ اعمال شد، موم گرم و منبسط شد. فشار ایجاد شده در نتیجه این انبساط سبب منقبض و بطور جزئی باز شدن این نخ درهمپیچیده میشود و درنتیجه یک کنش چرخشی، مشابه آنچه موقع کشیدن یک فنر مارپیچی دیده میشود، ایجاد میکند. این نخ در جهت مخالف آنچه موم پارافین سرد میشود، میچرخد.
ماهیچههای مصنوعی ساخته شده قبلی بطور مشابه کار میکنند، اما آنها بر نانولولههای غوطهور در یک الکترولیت مایع متکی بودند. «ری باخمن» از دانشگاه تگزاس و سرپرست این گروه بینالمللی توضیح میدهد که استفاده از موم پارافین بطور موثری نیاز به چنین مایع رسانای خارجی را از بین میبرد. او میگوید: این نانورشتههای آغشته به موم پارافین همچنین میتوانند اجسامی هزار برابر سنگینتر از وزنشان را جابجا کنند و در مقایسه با ماهیچههای طبیعی با همان اندازه، در مدت انقباض، 85 برابر توان مکانیکی بیشتری تولید میکند. مارپیچی بودن این نخ نانولولهای ضریب انبساط گرماییاش را حتی بدون موم پرکننده تا 10 برابر افزایش میدهد. طبق گفته این محققان این انبساط گرمایی بالا برای این نخهای مارپیچی، بدین معنی است که آنها برای استفاده در منسوجات هوشمند ایدهآل هستند. این محققان، جزئیات نتایج کار تحقیقاتی خود را در مجلهی Science منتشر کردهاند.
برچسبها: نانو, نانولوله, مصنوعی, ماهیچه مصنوعی
تحقيقات انجام شده در محيط آزمايشگاه و روي حيوانات، پژوهشگران آمريکايي را به اين نتيجه رسانده که شايد مصرف منظم دوز پايين آسپيرين بتواند رشد و گسترش سرطان پستان را متوقف کند. البته آنها تاکيد ميکنند که هنوز براي تصميمگيري نهايي زود است و اين مساله هنوز روي بيماران ثابت نشده است. آنها در بررسيهاي خود دريافتهاند که آزمايشها روي ردههاي سلولي سرطاني در موش نشان ميدهند که آسپيرين نهتنها بهطور موثري رشد سلولهاي سرطاني را کم کرده و آنها را کوچک ميکند، بلکه از گسترش آنها به مناطق جديد نيز جلوگيري مينمايد. اين تحقيقات روي دو نوع از سرطان انجام شده که انواع مهاجم آن، يعني سرطان پستان « triple-negative» ناميده ميشوند، زيرا اين سلولهاي سرطاني هيچگونه گيرندهاي براي استروژن، پروژسترون و Her2/neu ندارند.
البته مساله تاثير آسپيرين روي سرطان موضوع جديدي نيست و براي نخستينبار 20 سال پيش بود که مطالعهاي در استراليا پيشنهاد کرد آسپيرين شايد خصوصيات ضدسرطاني داشته باشد. بهطور مثال گزارشهاي موجود است که ميزان بقاي بيماران مبتلا به سرطان کولون با مصرف آسپيرين بهبود مييابد و يا اينکه آسپيرين و ديگر مسکنها ميتوانند عليه سرطان پوست محافظت ايجاد کنند. بههر حال با وجود تمامي اين شواهد، مکانيسم زمينهاي اين امر تاکنون ناشناخته مانده بود، اما اينک مطالعه جديد پيشنهاد ميکند که شايد در سرطان پستان آسپيرين با سلولهاي بنيادي که تصور ميشود رشد و گسترش تومورها را شعلهور ميکنند، تداخل ايجاد ميکند. محقق ارشد اين مطالعه معتقد است: «کموتراپي به عنوان خط اول درمان سلولهاي بنيادي را از بين نميبرد، بههمين دليل تومورها مجددا شروع به رشد ميکنند. اگر اين سلولها هدف قرار نگيرند، هيچ تاثيري از آنها گرفته نشده و تومور دوباره عود ميکند.»
از سوي ديگر، آسپيرين ميتواند کارآيي درمانهاي رايج را در سرطانهاي پستان گيرنده هورمون مثبت بالا ببرد. به عبارت ديگر آسپيرين تاثير تاموکسيفن را تقويت ميکند. البته نبايد در اين ميان عوارض جانبي آسپيرين را مانند افزايش خطر خونريزيهاي دستگاه گوارش از ياد برد، به همين دليل محققان مطالعات خود را ادامه ميدهند تا مزايا و خطرات مصرف دوز پايين آسپيرين را بسنجند.
برچسبها: سرطان, سرطان پستان, آسپرین
آزمايشهاي انجام شده بر دانشجويان و دانشآموزان نشان ميدهد که ورزش تنها اثرات جسماني ندارد. تمرينهاي ورزشي واکنشها، دقت و ميزان تمرکز مغز را بهبود ميبخشد. در اين زمينه ورزشهاي آيروبيک اهميت ويژهاي دارند. سالهاست که کارشناسان بر اهميت ورزش تأکيد ميکنند. آنها سعي دارند با تشويقهاي خود حتي افرادي را که کمتر به حرکات بدني عادت دارند به حرکت و ورزش ترغيب کنند و اينک خبري ديگر منتشر شده که اهميت باز هم بيشتري به ورزش ميدهد. طبق اين خبر، ورزش هوشياري و دقت مغز را افزايش ميدهد. هر دو دستگاه عصبي، يعني دستگاه عصبي مرکزي و دستگاه عصبي محيطي از ورزش بهره خواهند برد. پژوهشها همچنين نشانگر آنند که شاخص توده بدني تأثيري در بازده درسي دانشآموزان ندارد. اما ورزشهاي آيروبيک در اين زمينه از اهميت ويژهاي برخوردار است. اين ورزشها توانايي بدن را بالا برده و به ورزشکاران قابليت بيشتري براي استفاده از اکسيژن در جهت بالا بردن سطح انرژي بدن ميدهد. پژوهشهايي که تا کنون انجام شده نشان داده که فعاليتهاي ورزشي به رشد عصبها و مويرگهاي نواحي هيپوکامپوس، گانگليونها بازال، مخچه و قشر مغز کمک ميکند.
برچسبها: ورزش, مغز
يک گروه از محققان هلندي دريافتند که صدمات غيرقابل اجتناب وارد شده به قلب و ريه بيماران سرطاني که تحت درمان راديوتراپي تومورهاي بهوجود آمده در قفسه سينه قرا ميگيرند، ميتوانند با مصرف مهارکنندههاي ACE مهار شوند. سرطانهاي رايج مانند پستان، مري، ريه و لنفوم هاچکين مواردي هستند که بيماران مبتلا را بهطور مرتب تحت راديوتراپي قرار ميدهند، اما اغلب دوز ايمن رادياسيون داده نميشود و بافتهاي حساس ديگر نيز مانند ريه تحت تاثير قرار ميگيرند. از اينرو اين گروه از محققان در يافتههاي خود به اين نتيجه رسيدهاند که استفاده از يک مهارکننده ACE ميتواند سميت زودهنگام ريه را که در اثر رادياسيون ايجاد ميشود (RILT)، کاهش دهد. در واقع از آنجا که صدمات عروق خوني نقش مهمي در بروز RILT دارند، پس شايد مهارکنندههاي ACE بتوانند از اين امر جلوگيري کنند. در اين تحقيق مهارکنندههاي ACE بلافاصله پس از درمان داده شد و عملکرد ريه هر دو هفته يکبار مورد بررسي قرار گرفت. پس از 8 هفته که اغلب سميت زودهنگام ريه در بالاترين حد خود قرار دارد، کاپتوپريل توانسته بود عملکرد قلب و ريه موشها را بهبود بخشد، البته تنها در صورتي که قلب نيز در معرض اشعه قرار گرفته بود. بنابراين کاپتوپريل سطح فيبروز را در قلب کاهش داده و عملکرد آن پس از رادياسيون بهبود يافته بود.
برچسبها: سرطان
سازمان غذا و داروي آمريکا اخيرا سوسپانسيون سيمبرينزا، يک ترکيب بدون بتابلاکر جديد در درمان گلوکوم را مورد تاييد قرار داده است. سوسپانسيون سيمبرينزا، براي کاهش فشار بالاي داخل چشمي در بيماران با گلوکوم اوليه زاويه باز يا هايپرتنشن چشمي تجويز ميشود. افزايش فشارداخل چشمي اصليترين عامل مستعدکننده ابتلا به گلوکوم است. گلوکوم به گروهي از بيماريهاي چشمي گفته ميشود که به تخريب پيشرونده عصب بينايي منتهي ميشود و نتيجه چنين روندي در صورت عدم درمان، از دست رفتن برگشتناپذير بينايي است. گلوکوم بيش از 2/2 ميليون نفر را تنها در کشور آمريکا گرفتار کرده و دومين علت قابلپيشگيري کوري در سراسر دنياست. سيمبرينزا، ترکيب دوز ثابت داروهايي است که طيف وسيعي از درمانهاي احتمالي را با اثربخشي قابلقبول در کاهش فشار داخل چشمي بين 21 تا 35 درصد ارائه ميدهد. اين دارو تنها ترکيب دارويي با دوز ثابت براي درمان گلوکوم است که حاوي بتابلاکر نيست. سوسپانسيون چشمي جديد دوز ثابت ترکيب يک مهارکننده کربنيک آنهيدراز (برينزولامايد 1 درصد) و يک آگونيست گيرنده آلفا-2 آدرنرژيک (بريمونيدين تارتارات 2/0 درصد) است. بيماران بايد روزانه 3 مرتبه و در هر نوبت يک قطره از سيمبرينزا را داخل چشم بريزند.
برچسبها: تاییدیه, سيمبرينزا, برينزولامايد, بريمونيدين, گلوکوم
یک سیستم خنککننده جمجمه سر در بخشهایی از لندن مورد استفاده قرار گرفته که به بیماران شیمیدرمانی برای جلوگیری از ریزش مو در جریان این درمان کمک میکند. سیستم DigniCap توسط بنیاد مراقبت بهداشتی امپریال کالج لندن برای استفاده در واحدهای شیمیدرمای روزانه در بیمارستانهای چرینگ کراس و همراسمیت استفاده شده است. در این درمان، بیماران یک کلاه خاص را بر روی سر میگذارند که جمجمه آنها را خنک کرده و از ریزش موها جلوگیری میکند. این سیستم بطور مکرر دما را بررسی میکند تا از کاربرد مداوم درمان خنککننده اطمینان حاصل کند. این کلاهها به شکلی طراحی شدهاند که گوشها در کل این فرآیند بدون پوشش باقی میمانند. به گفته سخنگوی این شرکت، در کارآزماییهای بالینی هشت تن از 10 بیمار در اروپا و آسیا که از این سیستم در طول شیمی درمانی استفاده کردهاند، موهای خود را از دست ندادند. به گفته این سخنگو، کارآزماییهای بیشتر در مراکز پزشکی پیشتاز جهان ثابت کرده که این سیستم یک جایگزین ماندگار برای زنان و مردان از قومیتهای مختلف است.
برچسبها: ابزار جدید, شیمی درمانی, مو, کلاه, دیگنی کپ
همایش
ها: دانشجویی | پرستاری | قلب | زنان | پوست | دارویی | چشم | روانپزشکی | اطفال | نورولوژی
متن
ها: مقالات
پزشکی | مهارت های
پزشکی | روش های
پزشکی | تجهیزات
پزشکی | خبرهای
پزشکی
موضوع ها: قلب | زنان | اطفال | چشم | پوست | نورولوژی | ارتوپدی | عفونی
خواندنی
ها: نظرسنجی
ها | وبلاگ ها | نکته ها | دانستنی ها | گالری ها
دارویی: تاییدیه های ۲۰۱۳ | تاییدیه های ۲۰۱۲ | تاییدیه های
۲۰۱۱
مدیاها: فیلم های پزشکی | تصاویر پزشکی | گزارش های پزشکی






